صفحه اصلی  |  اخبار فقه و اجتهاد  |  پرونده‌ها  |  درباره ما  |  تماس با ما
٣٠ رمضان ١٤٣٨ - ۱۳۹۶ دوشنبه ۵ تير
مذهب شیعه امامیه

 

مذهب شیعه امامیه


1.1. توثيق مذهب امامیه
مذاهب فقهی شیعی تابع نظرات امامان اهل بیت هستند که از آن میان مکتب شیعی دوازده امامی که عمده ترین نحله شیعی است از آراء امامان دوازده گانه مشهور خود به خصوص امام ششم ابو عبد الله جعفر بن محمد الصادق (ع) پیروی می‌کند و به همین جهت به «جعفری »نیز شهرت دارد.
مراد از توثيق اين است كه مشروعيت درون ديني مذهب امامیه اثبات شود. در این خصوص بايد دو مطلب بیان شود: 1ـ اهل بيت چه كساني هستند؟ 2ـ مشروعيت اتباع از اهل‌البيت.
اما در تعيين اهل البيت: 1ـ آيه تطهير 2ـ‌ روايات نازله در مورد آيه، كه آمده‌اند آنها را نام برده‌اند.
اما نسبت به توثيق اهل‌البيت: 1ـ حديث ثقلين 2ـ حديث سفينة 3ـ ‌حديث حطّة 4ـ حديث ائمه اثني عشر 5ـ حديث أمان
مفاد حديث ثقلين:
- پيوستگي و همراهي عترت با قرآن نشانة علم اهل البيت به قرآن است.
- تمسك به يكي كافي نيست بلكه بايد هم از عترت و هم از اهل البيت استفاده كرد و به آن دو با هم تمسك نمود.
- اعلميت اهل البيت نسبت به دیگران؛ چون ديگران را به آنها ارجاع داده‌اند.
- دوري از اهل البيت و جلو يا عقب افتادن از آنها جايز نيست پس مرجعيت ديني منحصر به ایشان مي‌شود.
- عدم افتراق اينها از يكديگر تا روز قيامت نشانگر استمرار اهل بیت (ع) است.
مسئله شخصيتي و سيرة علمي و عملي و ديني ائمه و نوع آرائي كه داده‌اند نشانگر و دليل توثيق فقه شيعه و منهج اهل‌بيت است.
1.2. منابع استنباط نزد امامیه
قرآن: قرآن در همین شکل و مفاد ظاهری خود حجت، و شکل دهنده روح حاکم بر فقه شیعی است.
سنت: گفتار و کردار و تقریر پیامبر یا امام، باید با وسائط موثق و معتبر رسیده باشد که البته در این مورد وضع مذهبی راوی تاثیری ندارد. حدیثی که وسیله یک غیر شیعی راستگو نقل شده باشد به همان اندازه معتبر و مورد عمل است که حدیث شیعی راستگو.
اجماع: اجماع یعنی وحدت نظر همه دانشمندان شیعی در یک موضوع، به خودی خود حجت نیست لیکن گاه به تفصیلی که در کتابهای اصول فقه هست از راه آن «سنت »به اثبات می‌رسد.
عقل: مراد از عقل به عنوان یک منبع برای حقوق شیعی، حکم قطعی عقل مجرد انسانی است چنان که در خوبی عدالت و بدی ستم. در تعالیم اسلامی قاعده ای است که به مقتضای آن هر آنچه عقل بدان حکم کند شرع نیز برابر آن حکم خواهد نمود و از این رو، در این گونه موارد بر حکم این قاعده که «قاعده ملازمه »خوانده می شود حکم شرعی از حکم عقلی ناشی و استنتاج خواهد شد. تلازم میان وجوب چیزی با وجوب مقدمات آن، یا میان امر به چیزی با نهی از ضد آن، همچنین این که امر و نهی در یک مورد نمی تواند جمع شود (که همه از مسائل علم اصول فقه و منشاء آثار و احکام فقهی است) همه از قبیل همین احکام عقلی است. عقل در حقوق شیعی همچنین به عنوان ابزار فکر، اساس کار و مورد استفاده است که البته مقصود از عقل در این مورد، استدلال عقلی و شیوه تحلیل منطقی است. برخی دانشمندان متاخر شیعی معتقدند که عقل یک منبع بالقوه برای فقه شیعی است نه یک منبع بالفعل، به این معنی که اگر چه بر اساس ضوابط علم اصول فقه عقل به تنهایی می تواند حکمی فقهی را کشف کند و ما را به یکی از احکام و تکالیف مذهبی راهنمایی نماید لیکن این مطلب عملا در هیچ موردی اتفاق نیافتاده و تمامی احکام شرعی که بر اساس احکام قطعی عقل مجرد انسانی قابل کشف است در همان حال در قرآن و سنت، مورد راهنمایی قرار گرفته و با دلیل شرعی (سمعی) بیان شده است.(1)
ملاحظه: قیاس به خاطر آن که دلیلی قطع آور نیست در اصول فقه شیعه به صورت یک منبع فقه شناخته نمی شود. مقصود از قیاس سرایت دادن حکم یک موضوع است به موضوع مشابه بر اساس کشف و استنتاج احتمالی علت، بدون دستیابی بر علت واقعی و قطعی حکم. این کار برابر است با «تمثیل» منطقی که در استدلالات عقلی و فلسفی آن را حجت نمی‌دانند. اما «قیاس» منطقی که کشف قطعی علت است، در استدلالات عقلی معتبر و حجت است.
1.3. مهم ترين مدارس و مراکز فقهي شيعه
مهم‌ترين مراکز و مدارس فقه شيعه، به ترتيب زماني از اين قرار است(2)
- مدرسة مدينه منوّره: اين مكتب از ابتدا تا اواسط قرن دوم هجري (حيات امام صادقعليه السلام) ادامه داشت.
- مدرسة كوفه: اين مكتب از اواسط قرن دوم تا ربع اول قرن چهارم هجري (غيبت كبرا) ادامه داشت.
- مدرسة قم و ري: از ربع اول قرن چهارم هجري تا نيمه اول قرن پنجم (زمان مرحوم سيدمرتضي و مرحوم شيخ طوسي) ادامه يافت.
- مدرسة بغداد: از نيمه اول قرن پنجم تا زمان سقوط بغداد به دست هولاكوخان ادامه داشت.
- مدرسة نجف اشرف (آغاز دورة اول)
- مدرسة حلّه: پس از سقوط بغداد و برچيده شدن بساط علم و دانش از اين سرزمين، علم و دانش در سرزمين حلّه رشد و نمو يافت و تازمان حيات مرحوم شهيداوّل ومرحوم شهيدثاني ادامه يافت.
- مدرسة شام (حلب و جبل عامل)
- مدرسة اصفهان
- مدرسة بحرين
- مدرسة كربلا
- مدرسة نجف اشرف (آغاز دورة دوم)
- مدرسة قم (آغاز دورة دوم = عصر حاضر)
1.4. مکاتب فقهی امامیه
1.4.1. مكتب فقيهان راوي
منظورمان از اين فقيهان آن كساني است كه فقيه بودنشان بستگي داشت به روايت احاديث مثل زراره، محمد بن مسلم، و.... روايتي است از امام رضا(ع): علينا ابلاغ الأصول و عليكم تفريع الامور. اين دليل است بر اين كه در آن زمان هم قواعد و اصولي بوده است. اين وضعيت تا پايان زمان غيبت صغري يعني اوائل قرن چهارم ادامه یافت.
روش و مادة فقهي: مادة فقهي اينها عبارت بود از روايات دريافتي از معصوم(ع) و روش فقاهتی ایشان: سماع از امام و انتقال به اتباع و پيروان امام بود. وقتي ماده و روش آنها، احاديث باشد طبيعتاً مصادر هم كتاب و سنت است، البته آياتي كه امام تفسير نمايد. با اين حال، بعضي از اين فقيهان، به خاطر دوري از معصوم به بعضي از قواعد و اصول ملتزم شدند. بنابراین روش آنها استفاده از آيات و روايات صریح به علاوة بعضي از اصول و قواعد منصوص بود.
اعلام فقهای محدثین:
ابان بن تغلب، احمد بن محمد بزنطي، ابان بن عثمان بجلي، بريد عجلي، ثعلبة بن ميمون، جميل بن درّاج، حسن بن محبوب سرّاد، زكريّا بن آدم اشعري، زرارة ابن اعين، فضيل بن يسار، ابوبصير اسدي، محمد بن مسلم، يونس بن عبدالرحمن، محمد بن ابي عمير.
متون فقهی مکتب فقهای روات
در زمان ائمه علیهم السلام مخصوصاً زمان امام باقر (ع) و امام صادق (ع) تا اواسط قرن سوم، فقه بصورت بیان روایات معصومین (ع) همراه با اسانید بوده است و اجتهاد در این دوره در واقع بمعنای تمییز روایت صحیح از غیر صحیح، و تبویب احادیث بر اساس ابواب فقه بوده است. بعضی از کتب فقهی که به این روش تدوین شده اند عبارتند از:
1) الصلاة: تألیف «حریز بن عبدالله سجستانی» از فقهاء اواخر قرن دوم. نجاشی درباره این کتاب می گوید: «کتاب بزرگی است که منبع فقهی برای شیعیان آن دوره بوده است و بزرگانی از فقهاء شیعه مثل «حماد بن عیسی جهمی» (119-209ق) تمامی آن را از حفظ داشتند.
2) یوم و لیلة: تألیف «یونس بن عبدالرحمن موسی ال یقطین» (متوفای 208 ه) از بزرگان شیعه که امام رضا (ع) او را در علم و فتوی به مردم معرفی می نمود ابو هاشم داود بن قاسم جعفری می‌گوید: کتاب «یوم و لیله» یونس را خدمت امام ابی محمد عسگری (ع) عرضه نمودم امام (ع) فرمود: خداوند برای هر حرفی از این کتاب نوری به او (یونس) داده است. یونس بن عبدالرحمن بیش از 30 کتاب تألیف نموده است.
2.1.1. مكتب فقيهان محدّث:
این مکتب از قرن چهارم شروع شده و تا قرن پنجم ادامه داشته است. رهبران اين دوره كه بزرگترين محدثان و فقهاي شيعة اماميه محسوب مي‌شوند غالباً در دو شهر مهم مذهبي و فرهنگي آن روزگار، يعني قم و ري، زندگي مي‌كردند و در تهذيب و تنقيح و تنظيم حديث شيعه نهايت تلاش خود را مبذول داشتند. این گرایش دنباله رو و استمرار مکتب راویان در دورة حضور بوده، و همت خود را بر جمع آوری احادیث و ضبط و حفظ آن مصروف می‌داشت. هواداران این مکتب عموماً با اجتهاد به عنوان یک کوشش فکری بر اساس استنباط تعقلی میانه‌ای نداشتند.
مکتب فقهاء محدث از رهگذر پیروی از احادیث به دو گروه تقسیم می‌شدند:(3)
گروهی که روایات را با اصول درست علم رجال و علم حدیث نقادی می نمودند و هر روایتی را با هر کیفیت و وضع نمی پذیرفتند و به روایات وارده درمسائل فقهی احاطه و اطلاع داشتند و چه بسا قواعد و ضوابط اصول فقه را در مورد حالات مختلف ادله، و لو به صورت ساده آن می دانستند و حتی قسمتی از این ضوابط را که در روایات راهنمایی شده است عملا به کار می بستند. با این همه به رعایت شیوه محافظه کارانه و سنت گرای خود هرگز به فکر جدا کردن فقه از حدیث، و تدوین و ترتیب کتاب های فقهی مستقل برنیامدند و از نوشتن مطالب فقهی با عباراتی جز نص عبارات روایات مذهبی هراس و وحشت داشتند. نوشته های فقهی این گروه از محدثان مجموعه ای از متون روایات بود که به ترتیب موضوعی دسته بندی شده، و گاه اساتید روایات نیز حذف گردیده بود. محدثانی چون محمد بن یعقوب کلینی (م 329ق) ، و محمد بن علی بن بابویه قمی - صدوق (م 381ق) از این گروه بوده‌اند.
گروه دیگر طرفدار پیروی بی قید و شرط از احادیث بوده و با مبانی اصول فقه و قواعد جرح و تعدیل حدیثی یک سر بیگانه، و از قوانین استدلال و آداب بحث به کلی بی اطلاع بوده‌اند. تمایلات افراطی این گروه در جانبداری از احادیث، افراطی‌تر و خشک تر بود. در کتابهای علم رجال از برخی از فقهاء این مکتب و گرایش آنان صریحا یاد شده است مانند ابوالحسین الناشی، علی بن عبد الله بن وصیف (م 366ق) که گفته‌اند در فقه به روش اهل ظاهر سخن می گفت. لیکن به خاطر عدم وجود استدلال و مبنای اجتهادی در این مکتب، و نبودن هیچ گونه فکر نو و تازه ای در میان آنان، آراء و انظار فقهی هواداران این روش که چیزی جز مفاد احادیث مذهبی نبوده است ارزش فقهی مستقل نیافته و در متون و مآخذ مربوط بدان اعتنا نشده است.
این مکتب در اواخر قرن چهارم و اوائل قرن پنجم با کوشش و تلاش شیخ مفید و شاگردش شریف مرتضی در هم کوبیده شد و گرچه چند تنی به صورت پراکنده تا دوره های بعد از هواداران آن باقی مانده بودند. با این وجود باید توجه داشت که مکتب محدثان به خاطر آن که مدتی طولانی بر جامعه علمی شیعه حکمفرمائی داشت تاثیرات بسیاری بر طرز فکر کلی پیروان تشیع به جای نهاد که با زوال و انحطاط خود مکتب، آن آثار از میان نرفت و به صورت اجزاء و عناصر ثابت فکر شیعی درآمد. اختلافاتی که گاه در برخی مسائل میان بینش شیعی در دوره حضور امام و دوره های متاخرتر دیده می‌شود از همین حقیقت سرچشمه می‌گیرد.
ویژگی این مکتب:
1ـ تحول در تدوين حديث: الف) تدوين احاديث براساس موضوعات فقهي. ب) ارزشيابي سند، با ارزش‌گذاري سندي، حديث مفيد علم را انتخاب مي‌كردند و اين افادة علم را در دو چيز مي‌دانستند 1ـ وثاقت راوي 2ـ قبول اصحاب.
2ـ اكتفاء به افتاء به متن حديث: نهايه شيخ طوسي متن حديث است، شيخ صدوق در ابتداي رسالة فقهي خودش مي‌نويسد همة اينها را كه من گفتم متن خبر صحيح است.
روش و مادة فقهي:
مادة فقهي آنها احاديث بوده است و روش آنها تغيير كرده است به 1ـ ارزش‌گذاري احاديث 2ـ به جمع‌آوري اخبار صحيح مفيد علم 3ـ اكتفاء به متن حديث در فتوي.
فرق زيادي بين اين دو مكتب (مكتب فقيهان راوي و مكتب فقيهان محدّث) نمي‌بينيم مگر همان ويژگي‌هايي كه گفتيم.
اعلام مكتب فقيهان محدث:
- علی بن حسین بن بابویه قمی (م329 ق)
- شیخ كليني، محمد بن یعقوب کلینی رازی (م329ق)
- محمد بن الحسن بن احمد بن الولید (م 343ق)
- ابوالحسین الناشی، علی بن عبد الله بن وصیف (م 366ق)
- شیخ صدوق، محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی (م381ق). شیخ صدوق نزدیک به دویست تألیف در حدیث، فقه و کلام دارد. به او و پدرش، صدوقین می‌گویند.
متون فقهی مکتب فقهای محدثین
در قرن چهارم و دورة مکتب محدثان، کتب فقهی به لفظ روایات فقهی اما بدون ذکر اسانید نوشته می‌شد. نمونه‌هایی از کتب فقهی این روش:
- الفقه الرضوی: در مورد مؤلف او تردید وجود دارد که آیا محمد بن علی شلمغانی «معروف به «ابن‌ابی‌العزاقر» (مقتول در سال 322ق) است، یا پدر شیخ صدوق «علی بن حسین بن بابویه قمی» (م329 ق) است. مؤلف این کتاب با آشنائی به متون روایات و مطلق و مقیده و عام و خاص آن، فروعات فقهی را عیناً به لفظ روایات آورده بدون اینکه بیان کند اینها همان احادیث هستند.
- المقنع: تألیف شیخ صدوق
- النهایة: تألیف شیخ طوسی.
2.1.2. مکتب فقیهان اصولی
اين مكتب از حدود آغاز غيبت كبري به وسيلة قديميين: ابن ابي عقيل عُماني معاصر كليني (329) و ابن جنيد اسكافي (381ق) آغاز شد، و مكتب فقهای محدث را برچید.(4)و تاکنون ادامه دارد.
روش و مادة فقهي: مادة فقهي آنها فراتر از متن احاديث بوده است. روش كار آنها متكي بر قواعد مختلف است، لغوي و اصولي و فقهي، و به این ترتیب استنباط فقهي، يك كار تطبيقي است.
مصادر فقهی: كتاب و سنت و اجماع و سپس عقل اضافه شد. اين ادله و مصادر براي دست يافتن به حكم شرعي بود، و در صورت نبود حكم شرعي به اصول عمليه مثل استصحاب، برائت و ...رجوع مي‌كنند.(5)
مهم‌ترین اعلام مکتب اصولی:
- ابن ابی‌عقیل عمانی، حسن بن علی (م340ق)
- ابن جنيد اسكافي (م381ق)
- شیخ مفید، محمد بن‌محمد نعمان (م‌۴۱۳ ق)
- سید مرتضی، علی بن حسین (م‌۴۳۶ ق)
- شیخ طوسی، محمد بن حسن (م‌۴۶۰ق)
- ابن ادریس حلی، محمد بن احمد (م‌۵۹۸ق)
- محقق حلی، جعفر بن حسن (م‌۶۷۶ق)
- علامه حلی، حسن بن یوسف (م‌۷۲۶ق)
- شهید اول، محمد بن مکی (مقتول ۷۸۶ق)
- محقق کرکی یا محقق ثانی، علی بن عبدالعالی (م‌۹۴۰ق)
- شهید ثانی، زین‌الدین (مقتول ۹۶۶ق)
- مقدس اردبیلی، احمد بن محمد (م‌993ق)
- شیخ بهایی، بهاءالدین محمد عاملی (م‌۱۰۳۱ق)
- محقق سبزواری، ملا محمدباقر (م‌۱۰۹۰ق)
- وحید بهبهانی، محمدباقر بن محمد اکمل (م‌۱۲۰۵ق)
- بحرالعلوم، محمدمهدی بن مرتضی (م‌۱۲۱۲ق)
- کاشف الغطاء، جعفر بن خضر (م‌1228ق)
- میرزای قمی، ابوالقاسم بن حسن گیلانی (م‌۱۲۳۱ق)
- سيدعلي طباطبائي صاحب ریاض (1231)
- مجاهد، محمد بن علی (م‌1242ق)
- نراقی، ملااحمد بن مهدی (م‌1244ق)
- صاحب جواهر، محمدحسن بن باقر (م‌1266ق)
- محقق انصاری، شیخ مرتضی (م‌۱۲۸۱ق)
- میرزای شیرازی، میرزا محمدحسن (صاحب فتوای تنباکو)، (م‌۱۳۱۲ق)
- آخوند خراسانی، ملا محمدکاظم (م‌۱۳۲۹ق)
- سید محمدکاظم یزدی (م‌۱۳۳۷ق)
- میرزای شیرازی یا میرزای دوم، محمد تقی (م‌۱۳۳۸ق)
- محمدحسین نائینی (م‌۱۳۵۵ق)
- عبدالکریم حائری یزدی (م‌۱۳۵۵ق)
- محمدحسین غروی اصفهانی کمپانی (م‌1361ق)
- آقا ضیاء الدین عراقی (م‌1361ق)
- سیدابوالحسن اصفهانی (م‌۱۳۶۵ق)
- سید حسین بروجردی (م‌1381 ق = ۱۳۴۰ش)
- سید محسن حکیم (م‌1390 ق = ۱۳۴۹ش)
- سیدمحمدباقر صدر (م‌1400 ق = 1358ش)
- امام سید روح‌الله خمینی (م‌1409 ق = ۱۳۶۸ش)
- سید ابوالقاسم خویی (م‌1413 ق = ۱۳۷۱ش)
متون فقهی مکتب اصولی:
- المتمسک بحبل آل الرسول: تألیف «حسن بن علی بن ابی عقیل عمانی» (متوفای حوالی 329ه). ظاهراً این کتاب تا قرن هشتم موجود بوده، چون «علامه حلی» آراء و نظرات او را در کتاب «مختلف الشیعه» نقل می‌کند.
- تهذیب الشیعة لاحکام الشریعة: تألیف «محمد بن احمد بن جنید ابی علی اسکافی» (متوفای 381 ه). شیخ طوسی در تمجید از این کتاب می گوید: «کتاب عظیمی است و مشتمل بر بیست جزء است» نجاشی در مورد مقام و منزلت مؤلف می گوید: «او از اصحاب امامیه، ثقه جلیل القدر و دارای مصنفات زیادی است
- المبسوط: تألیف شیخ الطائفه «ابی جعفر محمد بن حسن بن علی طوسی» (385460) این کتاب در واقع رد ایرادات بر فقه شیعه است که می گویند: «فقه شیعه بلحاظ اینکه قیاس و استحسان و سایر ظنون را حجت نمی داند، لذا توان استنباط احکام غیر منصوصه را ندارد و فقه غیر اجتهادی است و فقط نقل روایات است». شیخ در این کتاب اولا: اثبات می کند نصوص شیعه در احکام فقهی از نصوص اهل سنت بیشتر است و ثانیا از همین نصوص می توان احکام غیر منصوصه را استنباط نمود بدون اینکه احتیاجی به معیارهایی که هیچ دلیل شرعی بر حجیت آنها نداریم، داشته باشیم و لذا شیخ متعرض متفرعات زیادی که در نصوص نیامده می شود. این کتاب در 8 جلد به چاپ رسیده است.
- المهذب: تألیف «سعد الدین ابی القاسم عبد العزیز بن براج طرابلسی» (400-481ق) . مولف، این کتاب را بعد از اینکه سالیان درازی در منصب قضاوت بوده تألیف نمود؛ و لذا مشتمل بر مسائلی است که خودش در ایام قضاوت بدان مبتلی بوده است. این کتاب در دو جلد به چاپ رسیده است.
- غنیة النزوع إلی علمی الاصول و الفروع: تألیف «سید حمزة بن علی بن زهره حلبی» (511-585ق) مباحث این کتاب بر حول سه محور است: الف): فقه اکبر که مسائل مهم کلامی را مطرح می‌کند؛ ب) اصول فقه: قواعد اصولی که از آنها احکام شرعیه استنباط می شود؛ ج) فروع: از این جهت یک دوره فقه استدلالی مشتمل بر تمام ابواب فقه است. این کتاب اخیراً با مقدمة آیت الله سبحانی چاپ شده است.
- السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی: تألیف «ابی جعفر محمد بن منصور بن احمد بن ادریس حلی (543-598ق). اهمیت این کتاب در باز نمودن باب اجتهاد است که بعد از شیخ طوسی تا زمان مؤلف تقریبا بسته بوده است. ابن ادریس فقهای جدیدی را در حرکت فقهی اجتهادی به روی فقها گشوده است. از جمله: شاگرد مؤلف «محقق آبی» که شرحش به نام «کاشف الرموز» است. و دیگری شرح فقیه معاصر سید احمد خوانساری (1309-1405 ق) به نام «جامع المدارک» است.
- المعتبر: تألیف «محقق نجم الدین جعفر بن حسن» معروف به «محقق حلی» (607-676ق). این کتاب از تعمق، دقت نظر و قوت استدلال خوبی برخوردار است. گرچه تمام ابواب فقه را ندارد و تا کتاب حج جلوتر نرفته است.
- تذکرة الفقهاء: تألیف «حسن بن یوسف بن مطهر اسدی حلی» معروف به «علامه حلی» (648-726ق) . مؤلف این کتاب، دوره های فقهی بزرگی نوشته، مهمترین آنها از نظر استدلال و بحث همین کتاب است، آنچه امروزه از این کتاب به دستمان رسیده تا اواخر کتاب نکاح است. و حقیقتا ثروت علمی فقهی غنی هست و مثل آن در متقدمین و متاخرین دیده نشده است، این کتاب به روش فقه مقارن نگارش یافته است.
- مسالک الافهام فی شرح شرایع الاسلام: تألیف «زین الدین الجبعی العاملی» معروف به «شهید ثانی» (911-966ق). این کتاب شرح کتاب «شرایع الاسلام» محقق حلی است. از ویژگیهای این کتاب دقت همراه با اختصار آن است. و نشان دهنده اطلاعات گسترده، مؤلف از علوم اسلامی بخصوص حدیث، رجال، هیئت و ریاضیات است، و اگر بگوئیم مثل این کتاب هنوز تألیف نشده است غلو نکرده ایم. و اخیرا در 20 جلد به چاپ رسیده است.
- مجمع الفائده و البرهان: تألیف «احمد بن محمد اردبیلی» معروف به «مقدس اردبیلی» (م993ق). از ویژگیهای این کتاب، طرح نظرات جدید و خدشه در بعضی اجماعات و اسانید بعضی روایات است. و اخیرا در 14 جلد چاپ شده است تصنیف دیگر مؤلف کتاب «زبدة البیان فی تفسیر آیات الاحکام» است.
- کشف اللثام عن قواعد الاحکام: تألیف «بهاء الدین محمد بن حسن اصفهانی» مشهور به «فاضل هندی» (1062-1137ق). صاحب جواهر عنایت خاصی به این کتاب داشته و مورد اعتمادش بوده است.
- مستند الشیعه لاحکام الشریعة: تألیف «احمد بن محمد مهدی نراقی» (1185-1265ق). امتیاز این کتاب در دقت زیاد، اسلوب بدیع، بیان تعارض آراء همراه با نقد و ابرام و عبارت مختصر است. مباحث قبله وارث این کتاب نشان دهنده تبحر مؤلف در فلکیات و ریاضیات است. سید محمد کاظم یزدی طباطبائی صاحب کتاب «عروة الوثقی» به این کتاب عنایت داشته و شاگردانش را نیز سفارش می کرده که به آن رجوع داشته باشند.
- جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام: تألیف فقیه بزرگ «شیخ محمد حسن نجفی» (1200-1266ق) ، که یک دوره کامل فقه استدلالی است، و پر است از تحقیقات و فروعات نادر، و یکی از مهمترین کتب مرجع فقهاء متاخرین است بطوریکه هیچ عالم فقیه بی نیاز از آن نیست، و اخیرا در 43 جلد به چاپ رسیده است.
- مصباح الفقیه: تألیف «شیخ رضا همدانی (متوفای 1322ق).
متون فقهی فتوایی و درسی:
- النهایة: تألیف «شیخ طوسی محمد بن حسن طوسی» ، که تا عصر محقق حلی یعنی تقریبا سه قرن محور تدریس و شروح و تعالیق بوده است.
- شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام» تألیف محقق حلی (602-676ق) کتاب جالبی است که به زبانهای مختلف هم ترجمه شده است، و بهترین متن فقهی شیعه است. مؤلف در این کتاب قدرت بیان و مهارت در تعبیر و تبویب خود را نشان می دهد. تألیف دیگر مؤلف «المختصر النافع» است که خلاصه کتاب «شرایع الاسلام» است که مورد توجه فقها قرار گرفته و بر آن شروحی نوشته‌اند.
- تبصرة المتعلمین: تألیف «حسن بن یوسف بن مطهر اسدی.
- اللمعة الدمشقیة: تألیف شهید سعید «محمد بن مکی بن محمد بن حامد بن احمد الدمشقی النبطی العاملی» (734-786ق). این کتاب همراه شرحش که شهید ثانی تألیف نموده به نام «الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة» و از کتابهای درسی حوزه‌های علمیه شیعه است.
اهم منابع اصولی:
- الذريعة إلي الأصول الشريعة سيدمرتضي
- عدة الأصول شيخ طوسي
- معارج الأصول محقق حلّي
- نهاية الأصول علامه حلّي
- تمهيد القواعد شهيد ثاني
- معالم الأصول شيخ محمدحسن بن شهيد ثاني
- زبدة الأصول شيخ بهائي
- الفوائد المدنية محمدامين استرآبادي
- الفوائد الحائرية وحيد بهبهاني
- الوافية فی الأصول فاضل توني
- شرح الوافية سيدصدرالدين قمي
- قوانين الأصول ميرزاي قمي
- الفصول في علم الأصول شيخ محمدحسين بن عبدالرحيم
- فرائد الأصول شيخ انصاري
- بدائع الافكار ميرزا حبيب‌الله رشتي
- بحرالفرائد ميرزامحمدحسن آشتياني
- كفاية الأصول محقق خراساني (آخوند)
- نهاية الدراية محقق اصفهاني (كمپاني)
- فوائد الأصول تقریرات نائيني توسط كاظمي
- اجود التقريرات تقريرات نائيني، تأليف آیت الله خوئی
- دُرر الفوائد شيخ عبدالكريم حائري
- مقالات الأصول آقا ضياءالدين عراقي
- نهاية الافكار تقريرات آقاضياءالدين عراقي، تأليف محمدتقي بروجردي
- بدائع الافكار تقريرات آقاضياءالدين عراقي، تأليف ميرزاهاشم آملي
- مناهج الوصول إلي علم الأصول امام خميني
- تهذيب الأصول تقريرات امام خميني، شیخ جعفر سبحاني
- محاضرات في اصول الفقه تقريرات آیت الله خوئي، تأليف فيّاض
- مصباح الأصول تقريرات آیت الله خوئی، تأليف سيدمحمد سرور واعظ حسيني بهبودي.
- دراسات الأصول تقريرات آیت الله خوئی، تأليف سيدعلي شاهرودي
- جواهر الأصول تقريرات آیت الله خوئی، تأليف فخرالدين زنجاني
- مصابيح الأصول تقريرات آیت الله خوئی، تأليف علاءالدين بحرالعلوم
- بحوث في علم الأصول تقريرات آقاي صدر، تأليف شيخ محمود هاشمي
2.1.2.1. مکتب فقیهان اخباری
در قرن يازدهم هجري انشعابی در مکتب اصولی رخ داد به نام: اخباري‌گري. سلسله جنبان مکتب فقهاي اخباري، مولي محمد امين استرآبادي است كه م1036 هجري است که كتاب الفوائد المدنیة بود را به منظور ردّ مجتهدان نگاشت. البته اين مكتب نتوانست بيش از دو قرن در مقابل مكتب اصولي تاب بياورد.
اخباري‌ها بعدها به دو شعبه انشعاب پيدا كردند: 1ـ اتباع ميرزامحمد اخباري نيشابوري 2ـ اتباع مكتب بحرين بحراني‌ها.
مادة فقهی: مادة اينها اندكي فراتر از متن حديث است.
مصادر فقهی: اخباريين عملاً عقيده داشتند منبع استباط فقه شيعه منحصراً سنت است بدون کتاب، اجماع و عقل.
روش فقهی: از ظاهر سنت حكم شرعي را بدست مي‌آوردند و در صورت دست نيافتن به حكم شرعي احتياط مي‌كردند، در صدور حكم غالباً قائل به احتياط هستند.
تفاوت‌هاي عمده بين اخباريان و اصوليان:
- در منابع فقه، اخباريين مي‌گويند: استدلال به ظاهر كتاب لايجوز مگر در محدودة تفسير سنت از ظواهر كتاب، اما اصولي استدلال به ظاهر قرآن را مطلقاً حجت مي‌دانند.
- قطعيت روايات كتب اربعه در نظر اخباري و اشتمال كتب اربعه بر قطعيات و ظنّيات در نظر اصولي.
- اخباريين روايات را به صحيح (مفيد علم به صدور) و ضعيف (غيرمفيد علم به صدور) تقسيم مي‌كنند، ولي اصوليين به 4 دسته تقسيم مي‌كنند: 1ـ صحيح 2ـ موثق 3ـ ضعيف 4ـ حسن
- اخباري در صورت فقدان نصح به احتياط رجوع مي‌كند ولي اصولي به اصل برائت رجوع مي‌نمايد.
- اصولي در دست‌يابي به حكم شرعي، يكي از سه راه را علي التخيير جايز مي‌داند (اجتهاد، تقليد، احتياط) اما اخباريان به رجوع به احاديث اكتفا مي‌كند.
اعلام مكتب اخباریان:
- محمد امين استرآبادي (1036)
- مولي صالح مازندراني (1080)
- مولي محمد محسن فيض كاشاني (1091)(6)
- محمد بن حسن حرّعاملي (1104)
- سيدهاشم بحراني
- مولي محمدباقر مجلسي (1110ق)
- سيدنعمت‌الله جزائري
- شيخ عبدالله سماهيجي
- شيخ يوسف آل عصفور بحراني (1186)
- شيخ حسين بن محمد بحراني
- فیض کاشانی، ملا محسن (م‌۱۰۹۱ق)
منابع فقهی مکتب فقهای اخباری:
- الحدائق الناظرة فی احکام العترة الطاهرة: تألیف فقیه محدث شیخ «یوسف بحرانی» (1107-1186ق) کتاب جامع و مبسوطی است و مشتمل بر آراء و اقوال و دلائل اصولی و جمیع احادیث وارده از پیامبر (ص) و ائمه علیهم السلام است. ولی مؤلف تا کتاب طلاق بیشتر بحث نکرده است. این کتاب در 25 جلد چاپ شده است.
- ریاض المسائل فی بیان الاحکام بالدلائل: مشهور به «شرح کبیر» تألیف «سید علی بن محمد علی طباطبائی حائری» (1161-1231ق) که شرح مزجی بر «المختصر» و متین، دقیق و مورد توجه فقهاست.
مهم‌ترین منتقدان اخباریان:
- شيخ فخرالدين طريحي، صاحب مجمع البحرين (1085)
- سید حسين خوانساري
- مولي محمدباقر بن محمد اكمل، معروف به وحيد بهبهاني (1205)(7)
- سيدعلي طباطبائي (1231)
- شيخ محمدبن حسين عبدالرحيم طهراني
2.2. مهم‌ترین منابع و مآخذ مذهب امامیه
منابع و مراجع فقه شيعه 6 دسته هستند:
منابع آيات الاحكام
منابع احاديث الاحكام
منابع فقه
- منابع فتاوي و فقه استدلالي
- منابع فقه خلاف
- منابع قواعد فقهي
- منابع آموزشي فقه
منابع اصول فقه
2.2.1. منابع آيات الاحكام
- فقه القرآن؛ قطب الدین راوندي (سعيد بن عبدالله م573ق)
- كنزالعرفان، الفاضل المقداد (المقداد بن عبدالله سيوري حلّي م826ق)
- زبدة البيان فی أحکام القرآن، مقدس اردبيلي (مولي أحمد بن محمد م993ق)
- دروس تمهیدیة فی آیات الأحکام؛ شیخ باقر ایروانی
- مسالک الأفهام فی شرح آیات الأحکام؛ فاضل جواد، شیخ جواد بن‌سعیدبن‌جواد کاظمی (م1029ق)
- آیات الأحکام؛ کاظم مدیر شانه‌چی
- آیات الأحکام؛ عباسعلی عمید زنجانی
2.2.2. منابع احاديث الاحكام
- الكافي: الكليني (محمد بن يعقوب كليني م329ق)
- من لايحضره الفقيه، الصدوق (محمد بن علي بن بابويه م381ق)
- تهذيب الاحكام، الطوسي (محمد بن الحسن م460ق)
- الاستبصار فيما اختلف من الأخبار، الطوسي (محمد بن الحسن م460ق)
- الوافي، كاشاني (محمد محسن ‌م1091ق)
- وسائل الشيعه إلي احكام الشريعه، الحر العاملي (محمد بن حسن م1104ق)
- مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، النوري (حسين بن محمد م1320ق)
- جامع احاديث الشيعه، به اشراف آیت الله بروجردی و کوشش عده‌ای از شاگردان از جمله: شیخ اسماعیل ملایری
2.2.3. منابع فروع فقهی (فتوایی)
- المقنعه، مفيد (محمد بن نعمان حارثي بغدادي ‌م413ق)
- جمل العلم و العمل، شريف مرتضي (علي بن حسين موسوي ‌م436)
- الانتصار، الشريف المرتضي (علي بن الحسين الموسوي م436)
- كافي، ابوالصلاح (تقي‌الدين بن نجم‌الدين عبدالله حلبي ‌م447ق)
- مراسم العلويه، سلار (حمزة بن عبدالعزيز ديلمي ‌م433ق)
- مهذّب، ابن برّاج (القاضي عبدالعزيز طرابلسي)
- غنية النزوح الي علم الأصول و الفروع، ابن زهره (ابوالمكارم حمزة بن علي حسيني حلبي ‌م585ق)
- الوسيله الي نيل الفضيله، ابن حمزه (محمد بن علي بن حمزه مشهدي)
- شرايع الاسلام في مسائل الحلال و الحرام، المحقق الحلّي (جعفر بن الحسن الهذلي م676ق)
برخی از شروح شرایع:
- مسالك الافهام، شهيد ثاني (زين‌الدين بن علي عاملي ‌م966ق)
- مدارك الاحكام، سيد عاملي
- مصباح الفقيه (شرح شرايع الاسلام)، الهمداني (رضا بن محمد 1322ق)
- مختصر النافع، محقق حلي (جعفر بن الحسن الهذلي م676ق)
شروح مختصر:
- المعتبر في شرح مختصر النافع، محقق حلي (جعفر بن الحسن الهذلي م676ق)
- التنقيح الرائع لمختصر النافع، مقداد سيوري
- قواعد الاحكام في معرفة الحلال و الحرام، علامه حلي (ابومنصور حسن بن يوسف ‌م726ق)
- تبصرة المتعلمين في احكام الدين، علامه حلي
- إرشاد الأذهان الي احكام الايمان، علامه حلي
- تحرير الأحكام الشرعيه علي مذهب الاماميه، علامه حلي
- نهاية الاحكام في معرفة الاحكام، علامه حلي
- اللمعة الدمشقيه في فقه الامامية، شهيد اول (محمد بن مكي عاملي ‌م786ق)
- الروضه البهيه في شرح اللمعة الدمشقية، الشهيد الثاني (زين‌الدين علي العاملي م966ق)
- الدروس شرعيه في فقه الامامية، شهيد اول
- ذكري الشيعه في احكام الشريعة، شهيد اول
- مفاتيح الشرایع، كاشاني (محمدبن مرتضي ‌م1091) دارای 27 شرح
- نجاة العباد في يوم المعاد، صاحب جواهر (شيخ محمدحسن نجفي ‌م1266ق)
- العروة الوثقي فيما تعم به البلوي، يزدي (محمدكاظم بن عبدالعظيم طباطبائي ‌م1337ق)
2.2.4. منابع فروع فقهی (استدلالی/ نیمه‌استدلالی)
- من لايحضره الفقيه، شيخ صدوق
- الاستبصار فيما اختلف من الاخبار، طوسي (محمد بن الحسن م460ق)
- المبسوط، الطوسي (محمد بن الحسن م460ق)
- السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، ابن ادريس الحلّي (احمد بن ادريس الحلي م598ق)
- المعتبر في شرح مختصر النافع، محقق حلي (جعفر بن الحسن الهذلي م676ق)
- ايضاح القواعد في شرح القوائد، فخرالمحققين (محمد بن حسن حلي ‌م771ق)
- قواعد الاحكام في معرفة الحلال و الحرام، العلامه الحلي (ابومنصور الحسن بن يوسف م726ق)
- غاية المراد في شرح نكت الارشاد (الارشاد الاذهان)، شهيد اول
- مسالك الافهام (شرح شرايع الاسلام)، شهيد ثاني
- الروضه البهيه في شرح اللمعة الدمشقية، الشهيد الثاني (زين‌الدين علي العاملي م966ق)
- مجمع الفائده و البرهان، الأردبيلي (احمد بن محمد م993)
- جامع المقاصد في شرح القواعد، المحقق الكركي (علي بن حسين بن عبدالعالي عاملي كركي م940)
- مدارك الاحكام (شرح شرايع الاسلام)، العاملي (محمد بن علي الموسوي م1009)
- الحدائق الناضره في فقه العترة الطاهره، البحراني (يوسف بن أحمد آل عصفور م1186)
- رياض المسائل في بيان احكام الشرع بالدلائل، طباطبايي (علي بن محمد ‌م1231ق)
- مستند الشيعه إلي احكام الشريعه، النراقي (أحمد بن محمد مهدي م1245)
- كشف الغطاء، شيخ جعفر كبير (جعفر بن خضر جناجي نجفي ‌م1228ق)
- جواهر الكلام في شرايع الاسلام، النجفي (محمدحسن بن محمدباقر م. 1266ق)
- المكاسب، الانصاري (مرتضي بن محمد امين التستري م. 1281)
- مصباح الفقيه (شرح شرايع الاسلام)، الهمداني (رضا بن محمد م1322ق)
- تحرير المجله (مجلة الاحكام الثمانيه للاحوال الشخصيّة)، محمدحسين آل كاشف الغطاء (م1374ق)
- مستمسك العروة الوثقي، الحكيم (سید محسن طباطبائي حکیم م1390ق)
- بحوث فقهيه ، شيخ حسين حلي به قلم سيدعزالدين بحرالعلوم
- بحوث في شرح العروة الوثقي، الشهيد السيد محمدباقر الصدر (1400)
- المكاسب المحرمه (الإمام الخميني السيد روح الله 1409)
- البيع، الإمام الخميني
- مباني تكمله المنهاج، الخوئي (ابوالقاسم الخوئي 1413ق)
- مصباح الفقاهة، التوحيدي (تقريرات الخوئي)
- المستند، عدة من تلامذة السيد الخوئي (تقريرات الخوئي)
- التنقيح (شرح عروة الوثقي)، خويي به قلم شیخ علي غروي
- مهذب الاحكام، السبزواري (سيد عبدالاعلي موسوي سبزواری م1412ق)
- تفصيل الشریعة في شرح تحرير الوسيلة، محمد فاضل لنكراني (1430)
- فقه سیاسی؛ عباسعلی عمید زنجانی (10 جلد)/ 20 جلد
2.2.5. منابع فقه خلاف(8)
- الانتصار؛ علم الهدى، على‌بن‌الحسين (سيد مرتضى)؛ قم، منشورات الشريف‌الرضى، بى‏تا، 320+63ص، وزيرى(9)
- كتاب الخلاف، الطوسى (محمد بن حسن طوسی، م 460ق)(10)
- منتهي المطلب في تحقيق المذهب (معروف به المنتهي) العلامة الحلي (ابومنصور الحسن بن يوسف 726ق) (11)
- مختلف الشيعه في احكام الشريعه (معروف به المختلف) ، العلامة الحلي، علامه حلي كتاب ديگري نيز دارد به نام تذكرة الشيعه
- تذكرة‌الفقهاء، العلامة الحلي (ابومنصور الحسن بن يوسف 726ق)(12)
- المختلف مختلف الشيعه في احكام الشريعه، علامه حلي
- الموتلف من المختلف، شيخ طبرسي
- الانصاف في تحقيق مسائل الخلاف، (شيخ محمد طه ‌م1323ق)
- الفقه‌على‌المذاهب‌الخمسة، محمدجواد مغنیة (م؟).(13)
ملاحظه: چند منبع فقه مقارن از اهل سنت:
- الجزيرى، عبدالرحمن. كتاب الفقه على المذاهب الاربعة، چاپ اول: بيروت، دارالكتب العلمية، 1409ق/ 1988م. 5ج، رحلى(14)
- الحصرى، احمد محمد، اختلاف الفقهاء و القضايا المتعلقة به فى الفقه الاسلامي‌المقارن، چاپ اول: مصر، مكتبة الكليات الازهرية، 1409ه/ 1989م. 542ص، وزيرى(15)
- الخطيب، حسن احمد، الفقه المقارن. چاپ اول: مصر، الهيئة المصرية العامة الكتاب، 1991م. 412ص، وزيرى(16)
- الزحيلى، وهبة، الفقه الاسلامي‌ و أدلته، چاپ سوم: دمشق، دارالفكر، 1409ق/ 1989م. 8ج، وزيرى(17)
- المجلس الأعلى للشئون الإسلامية، موسوعة الفقه الإسلامى، چاپ اول: قاهره، وزارة‌الاوقاف، 1410ه/1289م، 20ج، رحلى(18)
2.2.6. منابع قواعد فقهي(19)
- القواعد و الفوائد نگاشتة شهید اول (م784 ﻫ.ق.): مشتمل بر سیصد و سه قاعده و صد فائدة فقهی(22)
- نضد القواعد الفقهیة، فاضل مقداد (م826 ﻫ.ق.): تهذیب و ترتیب القواعد و الفوائد
- تمهید القواعد، شهید ثانی (م976ﻫ.ق.)؛
- عوائد الأیام، ملا احمد نراقی (م1209ﻫ.ق.) مشتمل بر هشتاد و هشت عائده ؛
- العناوین، سیدعبدالفتاح مراغی (م1274ﻫ.ق.) حاوی نود و سه قاعده؛
- بلغة الفقیة، سیدمحمد بحرالعلوم (م1326ﻫ.ق.).
- تحریر المجلة، علامه محمدحسین آل کاشف الغطاء (م1373ﻫ.ق.)؛
- القواعد الفقهیة، آیت الله میرزا حسن بجنوردی (م1395ﻫ.ق.) مشتمل بر هفتاد قاعده؛
- القواعد الفقهیة، حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی؛
- القواعد الفقهیة، حضرت آیت الله محمد فاضل لنکرانی (م1428ﻫ.ق.)؛
- دروس تمهیدیة فی القواعد الفقهیة، آیت الله شیخ باقر ایروانی؛ (2 جلدی و 1 جلدی)
- القواعد الفقهیة و الأصولیة علی مذهب الإمامیة، لجنة تحقیق در مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی؛
- القواعد، استاد سیدکاظم مصطفوی؛
- قواعد فقه، استاد سیدمصطفی محقق داماد؛ (بخش مدنی در 2 مجلد، بخش جزایی در 2 مجلد)
- قواعد فقه، استاد عباسعلی عمید زنجانی؛ (در 3 مجلد: بخش حقوق عمومی، بخش حقوق خصوصی، بخش حقوق جزا)
- قواعد فقهیه، استاد سیدمحمد موسوی بجنوردی (2جلد)
- قواعد فقه، عیسی ولایی و ...
آثار دورة متأخر، کم و بیش در برنامه‌های آموزشی رشته‌های فقه و حقوق اسلامی در حوزه و دانشگاه به عنوان متن درسی مورد اقبال قرار گرفته‌اند.
2.2.7. منابع آموزشي
2.2.7.1. متون آموزشي رسمي و متداول فقهی:
- شرايع الاسلام، المحقق الحلّي
- مختصر النافع، المحقق الحلّي
- تبصرة المتعلمين، فخرالمحققين الحلّي (محمد بن علامه حلّي 771)
- اللمعة الدمشقيه، الشهيد الاول
- الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقيه، الشهيد الثاني.
- [العروة الوثقي، اليزدي)
- [تحرير الوسيلة، الإمام الخميني)
- المكاسب، شيخ الانصاري
2.2.7.2. متون جديد آموزشي فروع فقه (فتوایی و استدلالی):
[ترتيب مذكور در ذيل از آسان به مشكل نوشته شده است).
- آموزش فقه، فلاح‌زاده
- معرفة ابواب الفقه، محسن فقيهي
- تحریر تحریر الوسیلة، علی مشکینی (م1386ش)
- تحرير الروضة، عليرضا اميني و محمدرضا آيتي
- منتخبات من المباحث الفقهيه، حسين مهرپور
- مبادي علم الفقه، عبدالهادي الفضلي
- دروس تمهيدية في الفقه الاستدلالي، باقر الايرواني
- دروس فی الفقه الاستدلالی/ الطهارة، البیع، باقر الايرواني
- دروس في فقه الامامية، عبدالهادي الفضلي.
2.2.7.3. متون جديد آموزشي قواعد فقهي:
- دروس تمهيديه في القواعد الفقهيه (الحلقة الاولي) باقر الايرواني
- دروس تمهيديه في القواعد الفقهيه (الحلقة الثانية) باقر الايرواني
- القواعد، السيدكاظم المصطفوي (1417)
- قواعد فقه، عیسی میرزایی
2.2.7.4. متون جديد آموزشي کلیات و ادوار فقه:
- فقه (از مجموعة آشنايي با علوم اسلامي) مطهري (مرتضي 1398)
- درآمدی بر فقه اسلامی، رضا اسلامی
- مبادي فقه و اصول، عليرضا فيض
- مدخل علم فقه، رضا اسلامی
- تاريخ فقه و فقهاء، ابوالقاسم گرجي
- أدوار علم الفقه و أطواره، شيخ حسن كاشف الغطاء (م1262)
- تاريخ التشريع الاسلامي، عبدالهادي الفضلي
2.2.8. منابع اصول فقه:
2.2.8.1. مؤلفات مستقل
- التذكرة بأصول الفقه، شيخ مفيد
- الذريعة إلي أصول الشريعة، سيدمرتضي (علي بن حسين موسوي)
- الخلاف في اصول الفقه، سيدمرتضي (علي بن حسين موسوي)
- عدة الأصول، شيخ طوسي (ابوجعفر محمد بن حسن)
- غنية النزوع الي علمي الأصول و الفروع، ابن زهره (سيدابوالمكارم حمزة بن علي حلبي)
- معارج الأصول، محقق حلي (ابوالقاسم، جعفر بن حسن هذلي)
- ‌نهاية الوصول الي علم الأصول، علامه حلي (جمال‌الدين حسن بن يوسف اسدي)
- تمهيد القواعد الأصوليه و العربيه لتفريح الاحكام الشرعيه، شهيد ثاني (زين‌الدين علي عاملي)
- معالم الأصول شيخ محمدحسن بن شهيد ثاني
- زبدة الأصول، شيخ بهايي (محمدبن حسين عبدالصمد عاملي)
- طريق استنباط الأحكام، محقق كركي (شيخ علي بن حسن عاملي)
- الفوائد المدنیه، محدث استرآبادي (ميرزامحمد امين)
- الوافية فی الأصول؛ فاضل تونی
- شرح الوافية سيدصدرالدين قمي
- الفصول في علم الأصول شيخ محمدحسين بن عبدالرحيم
- الفوائد الحائرية، وحيد بهبهاني (محمدباقر بن محمد اكمل)
- فرائد الأصول، شيخ مرتضي انصاري
- مفاتيح الأصول، سيدمحمدباقر قزويني
- كفاية الأصول، آخوند شيخ محمدكاظم خراساني
- بدائع الافكار؛ ميرزا حبيب‌الله رشتي
- درر الفوائد، شيخ عبدالكريم حائري يزدي
- مقالات الأصول، آقا ضيا عراقي
- الأصول الاصلية و القواعد الشرعية؛ سید عبدالله شبّر
- وقاية الأذهان، شیخ محمدرضا مسجدشاهی اصفهانی (آقا ابوالمجد)
- مناهج الوصول الی علم الأصول؛ امام خمینی
- الرسائل؛ امام خمینی
- غاية الفكر؛ سيدمحمدباقر صدر
- اصول فقه، شيخ محمدرضا مظفر
- الأصول العامة للفقه المقارن؛ سید محمد تقی حکیم
- المحكم في اصول الفقه، سيدمحمد سعيد بن محمدعلي طباطبايي حكيم
2.2.8.2. تقريرات اساتيد
- مطارح الانظار؛ سيدابوالقاسم كلانتر نوری
- لوامع، سيدحسن صدر كاظمي
- فوائد الأصول، شيخ محمدعلي كاظمي خراسانی
- اجور التقريرات، سيدابوالقاسم خويي
- نهاية الافكار، شيخ محمدتقي بروجردي
- مناهج الأصول، شيخ ابراهيم كرباسي
- بدائع الافكار، شيخ هاشم آملي
- تهذيب الأصول، شيخ جعفر سبحاني/ تقريرات امام خميني
- دراسات في اصول الفقه، سيدعلي شاهرودي/ تقريرات آیت الله خوئی
- محاضرات في اصول الفقه، شيخ محمد اسحاق فياض/ تقريرات آیت الله خوئی
- مصباح الأصول، سيدمحمد سرور واعظ حسيني بهسودي/ تقريرات آیت الله خوئی
- مباحث الأصول؛ سيد محمد كاظم حائری / تقريرات شهید صدر
- بحوث فی علم الأصول؛ سید محمود هاشمی شاهرودی/ تقريرات شهید صدر
- منتقی الأصول؛ شهید سیدعبدالصاحب حکیم/ تقريرات سید محمد روحانی
2.2.8.3. كتاب‌هاي مناظره‌اي
- محاكات الأصول بين صاحلي القوانين و الفصول، شيخ احمد بن حسيني تفريشي
- محكات بين صاحبي الكفايه و الاعلام الثلاثه (نائيني، ضيائي، كمپاني)، شيخ محمدطاهر آل شبيرخاقاني
2.2.8.4. کتب آموزشی سنتی اصول فقه
- اصول فقه، ابي عبدالله محمد بن نعمان حارثي بغدادي معروف به ابن معلم و ملقب به مفيد م413هـ
- الذريعه الي اصول الشيعه، سيدمرتضي (علم الهدي ابي قاسم علي بن حسين موسوي)
- معارج الأصول، نجم‌الدين جعفر بن الحسن هذلي حلي، معروف به محقق
- معالم الدين = معالم الأصول، شيخ حسن بن زين‌الدين عاملي
شروح معالم:
§ هداية المسترشدين في شرح معالم الدين، سيدمحمدتقي بن محمد رحيم تهراني اصفهاني
- قوانين الأصول، ميرزا ابوالقاسم جيلاني قمي
شروح رسائل:
§ اوثق الوسايل في شرح الرسائل، ميرزا موسي تبريزي
§ بحرالفوائد في شرح الفرائد، ميرزا محمدحسن آشتياني
§ درر الفوائد، شيخ محمدكاظم خراساني صاحب كفايه
§ حاشيه فتاح، شيخ فتاح تبريزي
§ شرح رسائل، شيخ مصطفي اعتمادي
§ الوصائل الي الرسائل، محمدبن مهدي شيرازي
§ شرح رسائل علي محمدي
- فرائد الأصول = الرسائل، شيخ مرتضي انصاري
- كفاية الأصول، شيخ محمدكاظم خراساني
شروح كفايه:
§ نهاية النهاية في شرح الكفايه، شيخ علي ايرواني
§ شرح کفایة الأصول، ميرزا ابوالحسن مشكيني
§ نهاية‌ الدراية في شرح كفايه، شيخ محمدحسين كمپاني اصفهاني
§ حقايق الأصول، سيدمحسن طباطبايي حكيم
§ عنایة الأصول؛ سید مرتضی فیروزآبادی
§ منتهی الأصول، سیدحسن بجنوردی
§ منتهی الدرایة، شیخ محمدجعفر مروج جزائری
§ الوصول الي كفاية الأصول، سيدمحمدمهدي شيرازي
§ إیضاح الکفایة ؛ شیخ محمد فاضل لنکرانی
§ کفایة الأصول فی أسلوبها الثانی
§ کفایة الأصول مع تعلیقة، شیخ عباسعلی زارعی
2.2.8.5. کتب آموزشی جديد اصول فقه:
- اصول فقه (شهيد مطهري) (فارسي)
- اصول فقه/ دفتر اول تا سوم (محقق داماد) (فارسي)
- مبادي فقه و اصول (عليرضا فيض) (فارسي)
- مبادي استنباط (ابوالحسن محمدي) (فارسي)
- اصول فقه (عیسی ولایی) (فارسي)
- مبادئ أصول الفقه (عبدالهادی فضلي)
- تحرير المعالم (مشكيني)
- المعالم الجديدة (علامه شهيد صدر)
- اصول الاستنباط (حيدري)
- اصول الفقه في ثوبه الجديد (مغنيّه)
- اصول الفقه (علامه محمدرضامظفر)
شروح اصول فقه:
§ شرح اصول فقه، محمدهادي بن محمدرضا خراساني
§ شرح اصول فقه، علي محمدي
- تحرير اصول الفقه (اميني و آيتي)
- دروس في علم الأصول (الحلقة الاولي و الثانیة و الثالثة) (شهیدمحمدباقر صدر)
شروح دروس في علم الأصول (حلقات):
§ الحلقة الثالثة في اسلوبها الثاني؛ شيخ باقر ايرواني
§ مبانی استنباط (شرح حلقه يك و دو)، رضا اسلامي
§ شرح حلقه دوم، عبدالجبار رفاعي
- دروس فی أصول فقه الإمامیة (عبدالهادی فضلی) (عربی)
- الرسائل الجديدة (مشكيني) الأصول العامه للفقه المقارن (سیدمحمدتقي حكيم)
- الموجز في اصول الفقه (سبحاني)
- الوسیط في اصول الفقه (سبحاني)
2.2.8.6. فرهنگ‌هاي اصولی:
- اصطلاحات الأصول (مشكيني)
- فرهنگ تشريحي اصطلاحات علم اصول (عيسي ولائي)
- المعجم الأصولی (محمد صنقور)
- الموسوعة الفقهیة المیسرة، الملحق الأصولی (محمد علی اراکی)
2.2.8.7. کتب تاریخ و ادوار اصول فقه
- تاریخ علم اصول، مهدی علی‌پور
- دانشنامة اصولیان


1. رک: محمد باقر الصدر، الفتاوی الواضحه 1: 98.
2. رک: تاریخ التشریع الإسلامی؛ علامه عبدالهادی الفضلی.
3. مقدمه‌ای بر فقه شیعه؛ مدرسی طباطبایی، سیدحسین.
4. شيخ عباس قمي مي‌گويد: اول كسي كه علم فقه را تهذيب كرد ابن ابي عقيل بود، آغازگر اين دو نفر بودند و بعدها مثل شيخ طوسي اين كار را ادمه دادند، ابن جنيد اين روش را به شاگردش شيخ مفيد و او به شاگرد خودش شيخ طوسي تحويل داد و شيخ طوسي به شاگردان خویش.
5. رجوع کنید به همین جزوه: منابع اجتهاد در مذهب امامیه (مکتب اصولیان)
6. ملا محسن فیض کاشانی، محمد بن مرتضی (م1090) نگارنده الوافی و معتصم الشیعه و مفاتیح الشرائع را نیز باید به فهرست بالا افزود چه او اگرچه پیرو مکتب اخباری بود لیکن روش آزادیخواهانه مقدس اردبیلی را می پسندید و در فقه اخباری خود از همین روش حقوقی پیروی می نمود. از این رو در بسیاری موارد که مقدس با فقهاء پیشین شیعه اختلاف نظر دارد او نیز مانند پیروان مقدس به خصوص سبزواری و صاحب مدارک با وی همفکر است
7. كتاب‌هاي مهم وحيد بهبهاني در اين زمينه: الاجتهاد و الاخبار در ردّ اخباري، ابطال القياس، الفوائد الحائريه، حجيت ادلة الاربعه، الرّد علي شبهات الاخباري؛ رک: تاريخ فقه و فقهاي دكتر گرجي، ص253.
8. برای اطلاع بیشتر بنگرید به مقالة: کتابشناسی توصیفی فقه مقارن، مهدی مهریزی، فصلنامة نقد و نظر، شمارة اول، 1373.
9. اين‌كتاب مشتمل بر يك دوره فقه از طهارت تا ديات است. عنوان مباحث آن عبارت است از طهارت، صلاة، صوم، زكات، خمس، حج،نكاح، طلاق، ظهار، ايلاء، لعان، عده يمين، نذر، كفاره، عتق، مكاتبه، تدبير، صيد و ذباحه. اطعمه و اشربه، بيع، شفعه، هبه، اجاره، وقف، شركت، رهن، محارب، قضا، شهادات، حدود، قصاص، ديات، فرائض و ميراث.
نويسنده در اين‌اثر درپى آن است كه تهمت ‏بى‏سندبودن فتاواى فقه شيعه را پاسخ دهد. ايشان در اين‌نوشته، نشان مى‏دهد كه موارد قابل توجهى از فتواها در فقه شيعه مطابق رأى عالمان اهل‌سنت است و نسبت ‏به مواردى كه شيعيان فتواى خاص و منفرد دارند، مستندى از اجماع، آيات قرآن، سنت نبوى و روايات اهل بيت ‏به دست مى‏دهد.
10. الطوسى، محمدبن‌الحسن، كتاب الخلاف، چاپ اول: قم، مؤسسة النشر‌الاسلامى، 1407تا1414ق. 4ج وزيرى
مؤلف اين‌مجموعه را به انگيزه نشان‏دادن مسائل اختلافى ميان شيعه و فقهاى ساير مذاهب نگاشته است. وي پس از ذكر هر مسأله به نقل اقوال فقهاى مذاهب اشاره مى‏كند و آن‌گاه با واژة «دليلنا» به ذكر ادله شيعه مى‏پردازد. نويسنده، چنان‌كه در مقدمة كتاب يادآور شده (ج‏1، ص‏45)، سعى دارد به ادله علمآاور، از قبيل قرآن، روايات پيامبر(ص) و احاديث‏ شيعه تمسك جويد. وى غالباً از ذكر دليل ساير آراء صرف نظر كرده‌است.
11. مؤلف كتاب را در چهار قاعده و چند مقدمه ترتيب داده‌است. در مقدمات نه‏گانه به بيان جايگاه فقه و ارزش آن و مباحثى از اين‌قبيل اشاره مى‏كند. قاعدة اول در عبادات، و دارأى شش كتاب (طهارت، صلاة، زكات، صوم، حج و جهاد) است. قاعده دوم در عقود است و تنها كتاب تجارت در آن امده است.
علامه براي اين‌اثر خود دو ويژگى ياد كرده كه آن‌را از ديگر كتب فقهى ممتاز مى‏كند: يكى مقارنه‏اى بودن و ديگرى مشتمل‏بودن بر مسائل اصلى و فرعى فقه به نحو اختصار.
شيوة غالب كتاب چنين است كه مؤلف نخست مسأله‏اى را، آن‌گونه كه خود باور دارد، بيان مى‏كند و سپس به بيان ديدگاه فقهاى شيعه مى‏پردازد. سپس اقوال دانشمندان مذاهب اسلامي‌را ذكر مى‏كند و آن‌گاه، دليل نظرية خود را از قرآن، روايات عامه و خاصه و... بيان مى‏كند. در مواردى استدلال ديدگاه‌هاى مذاهب ديگر را نقل كرده و به نقد مى‏كشد. تعبيرهايى از قبيل: «احتج ابوحنيفه‏»، «احتج الشافعى‏» از اين‌مقوله است. گاهى نيز شبهات فرضى مخالفان را با تعبير «لايقال‏» ياد كرده و جواب مى‏دهد. در مرحلة بعد، متعرض شاخه‏هاى مسأله با عنوان «فروع‏» يا «فرع‏» مى‏شود.
اين كتاب توسط گروه فقه بنیاد پژوهش‌هاىِ آستان قدس رضوى تحقيق‌شده و جلد اول آن چاپ شده‌است. مقدمه‏اى از دكتر محمود بستانى زينت‏بخش كتاب شده و در معرفى اين‌اثر و روش مؤلف اطلاعات ارزشمندى به دست مى‏دهد.
12. اين‌اثر را مؤلف به درخواست فرزندش، در تلخيص فتاوى و ذكر قواعد و مقارنه بين مذاهب اسلامي‌ نگاشته است. كتاب بر چهار قاعده، عبادات، عقود و... تنظيم شده است. در بخش عبادات، شش كتاب طهارت، صلاة، زكات، صوم، حج و جهاد قرار گرفته كه محتواى جلد اول كتاب است. در بخش عقود، بيع، ديون، امارات، عطاياى معجل، وصايا و نكاح را آورده است. كتاب در همين‌جا به پايان نمى‏رسد.
اين نوشته فقه استدلالى شيعى است كه در كنار آن، نقل قول صاحب‌نظران اهل‌سنت آمده است. سعيد‌بن‌مسيب، طاوس، عطا، حسن بصرى، شعبى، اسحاق، داود‌بن‌منذر، ابوحنيفه، شافعى، احمد‌بن‌حنبل و... از كسانى هستند كه اقوال آنان در اين كتاب نقل شده است. از ميان پيشوايان اهل‌سنت‏ به آراء شافعى بيش از ديگران پرداخته شده‌است.
13. اين‌كتاب در دو بخش عبادات و احوال شخصى تنظيم شده است. در بخش عبادات مباحث طهارت، صلات، صوم، زكات، خمس و حج را طرح كرده و در بخش احوال شخصى، ازدواج، طلاق، ارث، وقف و حجر را آورده است.
مؤلف كتاب مقايسه‏اى بين آراء فقهى مذاهب چهارگانه اهل‌سنت و شيعه به عمل آورده است. در نقل آراي شيعه معيار را «اجماع‏» و در موارد اختلاف، «مشهور» قرار داده. و در اختلاف رأى مذاهب ديگر، «رأى اسبق‏» را رجحان داده و به نقل آن پرداخته است.
در اين‌كتاب بيشتر نقل به نقل اقوال بيشتر از ذكر ادله پرداخته شده‌است. نقادى نسبت ‏به ادله در آن به چشم نمى‏خورد، و همچنين به ذكر مآخذ و منابع به‌ندرت اشاره شده‌است.
14. اين كتاب به معرفى ديدگاه‌هاى فقهىِ مذاهب چهارگانة اهل‌سنت (مالكى، حنفى، شافعى و حنبلى) مى‏پردازد. مباحث فقهى را به چهار بخش: عبادات، معاملات، احوال شخصى، حدود و ديات تقسيم كرده است. ترتيب مباحث ‏بر حسب مجلدهاى كتاب چنين است:
ج‏1: طهارت، صلاة، صوم، زكات و حج؛ ج‏2: حظر و اباحه، يمين، نذر، بيع، سلم، رهن، قرض و حجر؛ ج3: مزارعه، مساقات، مضاربه، شركت، اجاره، وكالت، حواله، ضمان، وديعه، عاريه، هبه و وصيت، ج‏4: نكاح و طلاق؛ ج‏5: حدود. بحث‌هاى وقف، قضا، جهاد، قصاص، ديات و برخى از مباحث ديگر در اين كتاب نيامده است. چهار جلد اول را مؤلف تحرير كرده و به قلم اوست؛ اما جلد پنجم براساس يادداشت‌هاى وي است كه توسط استاد على حسن العريضى نگاشته شده است. مؤلف در آغاز قصد تدوين چهار جلد كتاب در مباحث عبادات، معاملات و احوال شخصى داشته، ولى هنگام تأليف جلد چهارم، از عهده تدوين جلد پنجم و ارائه مباحث‏حدود، وقت قضا و جهاد را مى‏دهد. اما اجل او را مهلت نداده و همان‌گونه كه شرحش گذشت، اين اثر ناتمام ماند.
شيوة كار مؤلف آن است كه در بالاى هر صفحه مسائل فقهى را به قدر اتفاق بيش از دو مذهب ذكر مى‏كند و اختلاف ساير مذاهب را در ذيل صفحه مى‏نگارد. مؤلف غالباً به اين‌ترتيب ديدگاه‌هاى مذاهب را نقل مى‏كند: مالكى، حنفى، شافعى و حنبلى.
مؤلف در مقدمة جلد اول (ص‏4) يادآور شده كه مى‏كوشد فلسفه تشريع هر حكم را در كتاب نشان دهد. اما در مقدمه جلد دوم (ص‏6) از اين‌هدف صرف نظر كرده و عذر مى‏آورد كه ياد كردِ فلسفة تشريع احكام، حجم كتاب را افزايش داده و كار انجام كتاب به درازا مى‏كشد. همچنين از ذكر استدلال‌ها خوددارى كرده و علت آن را خروج كتاب از سهولت ذكر مى‏كند.
بدين جهت كتاب بيشتر به نقل اقوال و ديدگاه‌ها اختصاص دارد.
15. اين‌كتاب ضمن برشمردن اسباب اختلاف فقيهان در استنباط، بين مذاهب اهل‌سنت، و گاهى شيعه مقارنه و سنجش نموده‌است.
اين‌نوشته در دو باب تنظيم شده‌است. باب اول به معرفى و شروح مصادر استنباط اختصاص دارد. در اين باب از قرآن، سنت و اجتهاد و تقليد سخن رفته و مؤلف طرفدار ضرورت اجتهاد بوده و دليل مانعين را پاسخ گفته‌است.
باب دوم به اسباب اختلاف اختصاص شده كه در ضمن شش فصل، پژوهشى وزين در باب اين‌اسباب صورت‌ يافته‌است. اسباب اختلاف كه مورد تحقيق واقع شده عبارت است از: فهم امر، نواهى، حمل مطلق بر مقيد، تخصيص عام، دلالت عام قبل از تخصيص، لفظ مشترك، شناخت ناسخ و منسوخ در كتاب و سنت، قلت و كثرت آگاهى از سنت نبوى، اعتبار خبر واحد در بعضى فرض‌ها، كيفيت ترجيح، اختلاف در ظهور (مانند مفهوم وصف) و عمل به قياس، اجماع و استحسان.
از ويژگي‌هاى كتاب، علاوه بر مقارنه و نوآورى، نقد و بررسى آراء، و اختيار يك‌‌رأى و نظر، در پايان هر مبحث است.
16. اين‌كتاب از دو قسمت تشكيل شده‌است:
در بخش نخست، كلياتى در باب فقه و فقه مقارن طرح شده، و از مباحث آن، به تقسيم شريعت، اسباب اختلاف فقها، كتب فقهى، اجتهاد و تقليد، مصادر قانون و فقه مقارن مي‌توان اشاره نمود.
مؤلف، شريعت را به دو بخش اصول و فروع تقسيم كرده است. در بخش اصول، از قواعد فقهي و اصولي ياد مى‏شود، و بخش فروع، به عبادات، احكام خانواده، معاملات مدنى، احكام اقتصادى، عقوبت‌ها، مرافعات، احكام دستورى و احكام دولى تقسيم شده‌است.
الخطيب بحثى جامع درباره علل اختلاف فقها در برداشت از كتاب و سنت و ساير ادله به انجام رسانده‌است. وي نقدى عالمانه و همراه با احترام به كتب فقهى متداول دارد و پيشنهادهايى در زمينه اصلاح آنها بيان مى‏كند.
و مباحث فقه مقارن را دارأى پنج‌قلمرو مى‏داند: بررسى احكام فقهى مورد اتفاق و اختلاف مذاهب، بررسى ادله، پژوهش در آيات‌الاحكام و سنت، پژوهش در قواعد و مبادى فقه و قانون وضعى، مقارنه بين احكام فقهى و قانون وضعى.
الخطيب فوايدى هشت‌گانه براي فقه مقارن برمى‏شمرد، كه تقريب بين مذاهب اسلامى، كاربردى‏شدن شريعت، رسيدن به احكام مورد اطمينان از جمله آنست.
بخش دوم كتاب به بحث تطبيقى در فقه مقارن اختصاص دارد. مؤلف در اين‌بخش به بحث وصيت، ارث و چند بحث فقهى ديگر پرداخته و ديدگاه مذاهب چهارگانة اهل‌سنت را در هر زمينه، و قانون وضعى جارى در مصر را نيز مى‏آورد. الخطيب همچنين به نقد و بررسى آراء مذاهب و ادله آنان مي‌پردازد، و در پايان هر مبحث، رأي مختار خود را برمي‌گزيند و نشان مى‏دهد كه قانون وضعى با كدام مذهب از مذاهب فقهى سازگارتر است. در مواردى اندك به رأى شيعه اشاره مى‏كند و آن‌را باواسطه نقل مى‏كند.
17. در اين‌مجموعه، مباحث فقهى در قالب شش عنوان كلى بدين ترتيب آمده است: عبادات، اهم نظرات فقهى، معاملات، ملكيت، فقه عام (احكام مربوط به دولت) و احوال شخصى.
ترتيب اين‌عناوين در مجلدات كتاب بدين شرح است: ج‏1: طهارت، صلاة؛ ج‏2: صلاة، صيام، اعتكاف. زكات؛ ج‏3: حج و عمره، يمين، نذر، كفاره، حظر و اباحه. اطعمه و اشربه، قربانى و عقيقه، صيد و ذباحه؛ ج‏4: نظرات فقهى، عقود؛ ج‏5: عقود، ملكيت؛ ج‏6: حدود، جنايات، قصاص، ديات، قضا، جهاد، معاهدات؛ ج‏7: ازدواج، طلاق، حقوق اولاد؛ ج‏8: وصايا، وقف، ميراث.
مؤلف در مقدمة كتاب ويژگي‌هاى هشت‌گانه‏اى از فقه اسلامي ‌در مقايسه با قانون وضعى ارائه مى‏كند. همچنين تقسيمي ‌بديع و نو از ابواب فقهى آورده و پس از آن به ذكر تاريخچه مذاهب هشت‌گانه اسلامي ‌پرداخته است.
نويسنده براي اين‌اثر، هشت‌ويژگى ذكر كرده است:
1. مبتنى‏‌بودن بر قرآن، سنت و عقل؛ 2. ذكر آراي فقهى مذاهب چهارگانه اهل‌سنت‏ به‌صورت مقايسه‏اى؛ 3. استخراج احاديث صحيح و و استناد قراردادن در كتاب؛ 4. دارابودن كلية احكام فقهى؛ 5. ارائه مباحث كاربردى، و دورى‌جستن از بحث‌ها و فرض‌هاى دور از زندگى(مانند مباحث مربوط به بردگى)؛ 6. ترجيح‌دادن به نظرى توسط مؤلف و در غير اين‌صورت، ملاك قراردادن رأى جمهور و يا اكثر فقها؛ 7. كوشش مؤلف بر ارائة شيوا و آسانِ مباحث فقهى، خلقِ نوشته‏اى عصرى؛ 8. پرداختن به بحث‌هاى جديد، و الهام‌گيري از قواعد كلى شريعت.
برجستگي‌هاى اين‌مجموعه بزرگ ‏فقهى عبارت‌‌است از:
الف. دسته‏بندى مباحث در آغاز هر كتاب و هر فصل بسيار بارز و آشكار است.
ب. در كنار بحثهاى استدلالى و نظرى، به تبيين، فلسفه و جايگاه احكام اسلامي ‌مى‏پردازد.
ج. به مباحث نو توجه دارد و مى‏توان بحث ضرورت را (ج‏3، ص‏532ـ 514) به عنوان شاهد و نمونه ياد كرد.
د. فهرست الفبايىِ موضوعى مباحث در پايان جلد هشتم، جايگاه ويژه‏اى به كتاب داده‌است.
ه. ذكر منابع به صورت زيرنويس و معرفى اجمالى مصادر در پايان جلد هشتم به استحكام كتاب افزوده است.
مؤلف در اين اثر به مقارنه و سنجش آراء چهار مذهب اهل‌سنت توجه دارد و به‌ندرت متعرض رأى ساير مذاهب مى‏شود. البته گاهى كه مؤلف به بيان نظر شيعه پرداخته، از اشتباه فاحش و روشن مصون نبوده‌است. مثلاً نوشته است: شيعه «أشهد أن علياً ولى‏الله‏» را در تشهد نماز ذكر مى‏كند! (ج‏1، ص‏44.)
18. هدف از تهيه اين‌موسوعه، آن‌گونه كه در مقدمه آمده، نقل احكام فقهى مذاهب بدون جرح و تعديل و ترجيح است، و در آن به نقل ادله هر رأى به اندازه تبيين رأى بسنده شده است. كتاب به صورت الفبايى ‏موضوعى تنظيم شده و مباحث «علم اصول‏» نيز بدون تفكيك در آن جاى گرفته‌است. وجه اين‌كار، ارتباط وثيق ميان «فقه‏» و «علم اصول‏» ذكر شده‌است. در جلد نخست، مباحثى مقدماتى از قبيل تعريف فقه و اصطلاحات آن، مصادر و منابع فقهى، اجتهاد از ديد مذاهب، تقسيم‏بندى فقه، ويژگي‌هاى فقه اسلامي ‌و تاريخچة تدوين فقه آمده‌است.
اين‌مجموعه حاوى آراي فقهىِ هشت مذهب اسلامي ‌است: حنفى، مالكى، شافعى، حنبلى، ظاهرى، زيدى، امامي ‌و اباضيه. در نقل رأى مذاهب، ترتيب يادشده ملاحظه شده‌است. ويژگي‌هاى عمدة اين‌مجموعه را چنين مى‏توان ياد كرد:
1. ديدگاه هر مذهب فقهى را از منابع آن آورده است؛
2. هر موضوع در تمام ابواب فقهى رديابى شده است. مثلاً در ذيل واژه «افساد» اين عنوانها ديده مى‏شود: مايفسد الماء، مايفسد الوضوء، مايفسد التيمم تا مايفسد الاذن فى الاجارة؛ يا در ذيل موضوع «اقامه‏» اين عناوين به چشم مى‏خورد: اقامة الصلاة، اقامة الحدود و الاقامة معنى اللبث و الدوام؛
3. در رديابى موضوعات ترتيب ابواب فقهى از «طهارت‏» تا «ديات‏» منظور شده است؛
4. در پايان هر مجلد شرحى كوتاه از اعلام ذكر شده در متن، به ترتيب الفبا آورده شده است.
اين مجموعه ناتمام است و حرف الف آن پايان نيافته است. موضوعات تا واژه «اقامه‏» دنبال شده، و مجموعا 198واژه فقهى و اصولى در اين بيست جلد تحقيق شده است.
19. برای فهرست کامل‌تر تألیفات قدما رجوع کنید به: مأخذشناسی قواعد فقهی؛ مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی؛ بوستان کتاب قم، 1379.
20. به نظر می‌رسد وی طرح كلى قواعدنگارى را از مصنفات فقهای دیگر مذاهب گرفته، ولى بر مبناى فقه شيعه آراسته است. تحقیقات نشان می‌دهد آن شهید بزرگوار بیشترین استفاده را از کتب عزالدين بن عبدالسلام شافعى (م660ﻫ.ق.)، و شاگردش احمد بن علاء صنهاجى مشهور به قرافى (م683ﻫ.ق.) و نیز کتب ابن علاء شافعی(م761ﻫ.ق.) برده است.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ