صفحه اصلی  |  اخبار فقه و اجتهاد  |  پرونده‌ها  |  درباره ما  |  تماس با ما
٢٣ ربيع الاول ١٤٣٩ - ۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۲ آذر
مذهب اباضیه

 

مذهب اباضیه(1)


اباضیه یا اباضی‌گری یکی از مذاهب اسلام است که از جریان خوارج نشأت گرفته‌است. این فرقه از کهن‌ترین مذاهب اسلامی و تنها گروه باقی‌مانده از خوارج است. نام این مکتب از نام عبدالله بن اباض تمیمی نخستین پیشوای آن گرفته شده‌است.
اباضیه که هم از سنی‌گری و هم از شیعه‌گری جداست هرچند از نظر شمار پیروان در مقایسه با سنیان و شیعیان گروه کوچکی به حساب می‌آید اما از نظر تاریخی جریانی بسیار مهم است.
اباضیه مذهب خود را الدعوه، مذهب الحق، فرقه المحقه و فرقه الناجیه می‌خوانند و آن را کهن‌ترین مذهب اسلامی، نزدیک‌ترین مذهب به عصر نبوّت و نزدیک‌ترین مذهب به روح اسلام می‌دانند. اباضیه میانه‌روتر از دیگر گروه‌های خوارج به شمار می‌روند و به همین جهت نزدیکترین گروه خوارج به اهل سنت به شمار می‌آیند.
اباضیان انتساب خود را به خوارج انکار کرده و مورخین برجسته اباضی همچون برّادی در جواهر المُنْتَقات و شماخی در کتاب السیر، تاریخ پیدایش این فرقه را به زمان خلافت عثمان می‌رسانند و آن را قدیم‌تر از خروج خوارج می‌شمارند. البته اصطلاح خوارج نزد اباضیه به کسانی که بر علی بن ابی‌طالب شوریدند گفته نمی‌شود بلکه خوارج را کسانی می‌دانند که از اسلام خارج شوند، و معتقدند خروج از اسلام یا با انکار یکی از احکام ثابت و قطعی دین یا با عمل به آنچه قطعاً خلاف نصوص احکام دینی است، محقق می‌شود. اما تاریخ گواه آن است که اباضیه در جریان حرکت خوارج (ﻫ م) پدید آمدند و سپس راهی مستقل در پیش گرفتند. البته زمینۀ انشعاب را ابوبلال مرداس بن اُدَیّه و افکار او فراهم ساخت و این گروه با تأثیر پذیرفتن از راه و روش او، از گروههای تندرو خوارج چون ازارقه و... کناره گرفتند.
قول مشهور میان مورخان و نویسندگان ملل و نحل این است که مؤسس مذهب اباضیه عبد الله بن اباض تمیمی است. تاریخ دقیق ولادت و وفات او روشن نیست، مشهور است که وی عصر معاویة بن ابی سفیان را درک کرده و تا زمان عبد الله مروان (65- 86) زنده بوده، و در اواخر این دوره وفات کرده است. درباره ولادت او اقوال مختلفی نقل شده است، برخی احتمال داده اند که در بخش اول حکومت معاویه به دنیا آمده است(2)و برخی دیگر تاریخ ولادت او را قبل از آن دانسته اند.
عده ای از محققان مذهب اباضی نسبت مذهب خود را به عبد الله بن اباض نفی نمی کنند، ولی انتساب آن را به جابر بن زید (ابو الشعثاء) ترجیح می دهند، و بر آنند که عبد الله در آرا و اعمال خود طبق فتاوای جابر تصمیم می گرفته است.(3)
برخی دیگر از محققان بر آنند که مذهب اباضی در حقیقت دو مؤسس داشته است: یکی، رهبری سیاسی آن را بر عهده داشته، که عبد الله بن اباض است، و دیگری رهبری علمی و فقهی آن را، که جابر بن زید است. نویسنده کتاب «دراسة فی الفکر الاباضی» پس از بیان این مطلب یادآور شده است که حکومت اباضیه در آغاز یک حرکت علمی نبود، بلکه یک حرکت سیاسی- مذهبی بود که پس از ماجرای حکمیت شکل گرفت و با حکومت اموی موضعی خصمانه داشت و رهبری این حرکت را عبد الله بن اباض بر عهده داشت، زیرا وی از چهره های سیاسی- مذهبی شاخص در آن زمان بود. جابر بن زید، فقط از نظر علمی برجسته و معروف بود، نه از نظر سیاسی. آنگاه که حرکت اباضیه شکل یک مذهب را به خود گرفت، جابر بن زید روش سیاسی عبد الله را تایید کرد و به عنوان رهبری دینی مذهب اباضیه شناخته شد.(4)
1.1.1. مبانی و ویژگی‌های اباضیه
اباضیان تقلید را در اصول عقاید جایز نمی‏دانند، اما در فروع و مسائل فقهی فقط در مواردی آن را جایز می‏دانند که دلیلی از کتاب، سنت، اجماع امت یا عقل در دست نباشد (جیطالی، 1/257؛ قس: معمر، 2 (2)/229). در توجیه این نظر می‏گویند که حقیقت تقلید، پذیرفتن سخن کسی است بی‏طلب دلیل و برهان؛ و در جایی که دلیلی از کتاب، سنت، اجماع امت یا عقل موجود باشد، تقلید بی‏معنی است (جیطالی، 1/258).
اباضیه بر خلاف بیش‏تر فرق اهل سنت، باب اجتهاد را بسته نمی‏دانند (نک: معمر، 1/71ـ72) و استنباط احکام را بر مبنای کتاب، سنت، اجماع امت و عقل جایز می‏شمارند (جیطالی، همانجا) و معتقدند که مجتهد باید عالم در لغت، اصول دین، اصول فقه و مصادر ادله (کتاب، سنت و اجماع) باشد. اما در باب تجزی اجتهاد، میان علمای اباضی اختلاف نظر وجود دارد (معمر، 1/72ـ73)
علمای اباضی به امکان وقوع اجماع میان اهل حل و عقد قائلند (موسوعه 3/57) شیخ ابومحمد عبدالله بن حمید سالمی در تعریف اجماع می‏گوید: «اجماع در عرف علمای اصول و فقها و عموم مسلمانان عبارت است از اتفاق علمای امت بر حکمی در یک دوره، و گفته‏اند: اتفاق امت محمد (ص) است در یک دوره بر امری؛ و بعضی این شرط را افزوده‏اند که خلاف مستمری قبل از آن وجود نداشته باشد» (همان، 3/53، به نقل از طلعة الشمس سالمی). سالمی در باب حجیت اجماع می‏گوید: «نتیجه خلاف در تعریف اجماع این است که هرکس هر تعریفی از اجماع را بپذیرد. بر مبنای همان تعریف، اجماع بر او حجت خواهد بود. بنابراین، آن کسی که تنها اجماع مجتهدین را معتبر شمارد، اجماع آنان بر او حجت خواهد بود، خواه دیگران موافق باشند، خواه نباشند؛ و هر کس اجماع مجتهدان مؤمن، نه مجتهدان فاسق و بدعتگذار، را معتبر بداند، اجماع مجتهدان مؤمن بر او حجت خواهد بود، گر چه اهل اهواء با آنان مخالف باشند ...». به هر حال حجیت اجماع در هر یک از اقوال، ظنی است، نه قطعی (همان، 3/64ـ65). سالمی تنها در یک حالت فرضی، حجیت اجماع را با جمع شروط بسیار که امکان تحقق آنها نادر است، قطعی می‏داند (همانجا).
از میان فرق خوارج فقط اباضیه، فقهی مدون دارند. فقهای اباضیه، وقوع اجماع میان اهل حل و عقد را ممکن می دانند. آنها در بسیاری از احکام فقهی –نماز، روزه، حج، زکات- به مذاهب اربعة اهل سنت نزدیک هستند.
از نظر عقاید کلامی، آنان بر این عقیده‌اند که نمی‌توان به کسی مؤمن یا کافر گفت، چرا که وحی منقطع شد و ابوبکر و عمر از دنیا رفته‌اند و امروز کسی نیست که حقایق را بیان کند و کافر را از مؤمن تمیز دهد. بدان جهت ما به کسی نمی‌گوییم که او مؤمن است یا کافر. برخی از نویسندگان معاصر اباضی بر این عقیده‌اند که فرقه اباضیه فقط در دو مسئله، یعنی تخطئه حکمیت و شرط ندانستن قرشی بودن امام، با سایر فرق اسلامی اختلاف نظر دارند، ولی در سایر مسایل با یکی از مذاهب مشهور کلامی هم عقیده اند، چنانکه در مسئله صفات خدا، رؤیت، تنزیه، تاویل و حدوث قرآن با معتزله و شیعه توافق دارند، و در مسئله شفاعت با معتزله هم عقیده اند، و در مسئله قدر و خلق افعال با اشاعره هم رأیند.(5)
1.1.2. اباضیه در گذر زمان
مذهب اباضیه در قرن دوم هجری در یمن، حضرموت و حجاز منتشر گردید، و عنصر فعال در نشر این مذهب فردی به نام عبد الله بن یحیی ملقب به «طالب الحق » بود. انقلاب او در زمان مروان بن محمد، آخرین خلیفه اموی، اوج گرفت.
در عصر منصور عباسی، معن بن زائده وارد حضرموت شد و فردی را به یابت خود در آنجا نصب کرد، ولی مردم حضرموت به رهبری اباضیه او را کشتند.(6) اباضیه در لیبی و الجزایر نیز تشکیل حکومت دادند و دولت آنان در لیبی بیش از سه سال (141-144ق) دوام یافت. عبد الله بن رستم نیز دولت بنی رستم را در شمال آفریقا تاسیس کرد، که حدود 150 سال (144- 296ق) دوام یافت. مرکز آن شهر تاهرت در الجزایر یکی از مراکز مهم مذهب اباضی بود. قلمرو حکومت آنان غالب نواحی الجزایر، و هران، جبال اوراس، نصف تونس جنوبی و اکثر لیبی را شامل می شد.(7)
اباضیه هم اکنون در مناطق مختلف دنیای اسلام سکونت دارند، که مرکز عمده آنان کشور عمان است. عقاید اباضیه به عنوان مذهب رسمی این کشور پذیرفته شده است.
گروههایی از اباضیه در زنگبار (بخشی از تانزانیا) و صحرای بزرگ آفریقا، به ویژه سرزمین میزاب در الجزایر، کوه نفوسه در لیبی، و جزیره جربه در تونس، سکونت دارند.(8)
1.1.3. اعلام مذهب اباضی(9)
- ابو بلال مرداس بن حدیر: ابوبلال حلقۀ واسطی بود میان جریان اصلی خوارج و گروههای معتدل و میانه‌رو. پس از شهادت امیر مؤمنان علی(ع)، خوارج چند بار قیام کردند که از آن میان قیام ابوبلال مرداس در زمان یزیدبن معاویه دارای اهمیت خاصی است.(10)
عقاید ابوبلال معرف نخستین مراحل شکل‌گیری آراء خوارج است. نظریات ابوبلال به آراء اباضیان بسیار نزدیک و از عقاید خوارج تندرو ــ چه قبل، چه بعد از او ــ دور است(11)، اما به لحاظ شخصیت برجسته‌اش همۀ خوارج او را از خود می دانستند و بزرگ می‌داشتند (مبرد، 2/181؛ ابن اثیر، 3/518). بیش از همۀ گروههای خوارج، صفریه (ﻫ م) و اباضیه به تعالیم و راه و روش او نزدیک بودند. صفریه خود را از پیروان نخستین «محکّمه» (خوارج) می‌دانستند و ابوبلال مرداس را، پس از عبداللـه بن وهب راسبی و حرقوص بن زهیر، امام خویش می خواندند (بغدادی، الفرق، 55) جیطالی (از علمای بزرگ اباضی) هم جابربن زید، ابوبلال مرداس و ابوعبیده مسلم بن ابی کریمه را در کنار یکدیگر و هم شأن یکدیگر ذکر می‌کند و از بزرگانی می‌شمارد که شایستۀ پیرویند.
- جابربن زید؛ ابوالشعثاء: عالم و محدث مشهور و از تابعین است. وی اهل عمان بوده است. وی در سال 18 هجری در نزدیکی شهر نزوی، مرکز حکومت عمان، به دنیا آمد و در سال 93هجری در بصره وفات کرد. جابر از بسیاری از صحابه کسب دانش کرد و در فقه تالیف بزرگی به نام دیوان جابر داشت که از بین رفته است. و در حدیث، مسندی دارد که از علی بن ابی طالب، ابن عباس، ابو سعید خدری، عایشه، عبد الله بن عمر، ابو هریره، انس بن مالک، و دیگران روایت کرده است. بیشترین روایات او از ابن عباس و عایشه است.(12) اباضیه جابربن زید را نخستین امام خود دانسته‌اند. از قدمای غیراباضی بعضی، مثل بخاری و ابونعیم اصفهانی می‌گویند که از او سخنی که ارتباطش را با اباضیان برساند، شنیده نشده است. برعکس غالباً وی را از ائمۀ اهل سنت و از اصحاب عبداللـه بن عباس دانسته‌اند.(13)
- فرسطائي نفوسي (م504ق): احمد بن محمد بن بكر کنیه‌اش ابوالعباس و متولد فرسطا در کوهستان‌های نفوسه در لیبی بود. وی در خانواده‌ای اهل علم رشد یافت. وی از فقهای معروف اباضی در قرن ششم است که 25 کتاب برای او شمرده‌اند. از آنها عناوین فقهی زیر چاپ شده است:
§ الجامع في الفروع، در فقه عبادات (2 مجلد)
§ كتاب القسمة وأصول الأراضين، در عمان با تحقيق دكور محمد ناصر و شيخ بالحاج بكير باشعادل در 1414ق ضمن 8 مجلد به چاپ رسیده است.
§ السيرة في الدماء
- ابوعبیده مسلم بن ابی‌کریمه تمیمی: وی از شاگردان جابر و از ائمۀ اباضیه و از مشایخ نیمۀ اول قرن دوم بوده است و ظاهراً تا 160ق/777م زنده بوده است. به گفتۀ ابوالفرج اصفهانی نام او کودین بوده، و جاحظ او را مسلم بن کرزین می‌نامد. از این روی ظاهراً اصل ایرانی داشته و از موالی بنی تمیم بوده است. درجینی او را در رأس طبقۀ سوم از مشایخ اباضی ذکر می‌کند و جاحظ وی را از علما و رواه خوارج می‌خواند (همانجا). ابوعبیده مسلم که پس از عبداللـه بن اباض بزرگ‌ترین رهبر و مجتهد اباضیه به‌شمار می‌رود، در محضر جابربن زید کسب دانش کرد و گفته‌اند که به درجات عالی علمی رسید. با این حال، ابن ابی حاتم وی را مجهول و ابن جوزی از ضعفا و متروکین می‌داند، تنها ابن حبان نام او را در شمار ثقات آورده است. وی ظاهراً سعی در اختفای حال خود داشته و در کتب رجال از او کمتر سخن به میان آمده است. درجینی می‌گوید که او دین را (یعنی مذهب اباضی را) در خفا حفظ کرد تا به دست «حملة العلم» (الخمسه الیمامین) آشکار شد.
ابوعبیده که گویا 40 سال تعلّم کرد و 40 سال تعلیم، دانش خود را بیش از همه به ابوعمرو ربیع بن حبیب (رأس مشایخ اباضیِ پس از وی) آموخت و او را به جانشینی خود برای هدایت قوم برگزید.
- ربیع بن حبیب فراهیدی: ربیع بن حبیب فقیه و حافظ معتبر و صاحب جامع صحیح یا مسند مشهور اباضیان است. اعتقاد اباضیان به مسند ربیع تا جایی است که شیخ عبداللـه بن حمید سالمی آن را «صحیح‌ترین کتب حدیث از لحاظ روایت و برترین این کتب از لحاظ سند» می‌خواند و آن را پس از قرآن صحیح‌ترین کتاب می‌شمارد. پس از ربیع ابوسفیان محبوب بن رحیل رأس جماعت اهل الدعوه در مشرق شد.
سائر اعلام قدیم اباضی:
- عبد الله بن إباض
- أبو مودود حاجب الطائي
- أبو الحر علي بن الحصين
- أبو سفيان محبوب بن الرحيل
- أبو غانم الخراساني
- سالم بن ذكوان الهلالي
علمای متأخر اباضی:
- جیطالی: أبو طاهر إسماعيل بن موسى الجيطالي النفوسي (م750ق) در شهر جیطال در کوهستان نفوسه لیبی متولد شد و رشد یافت. او را از فقها و بزرگان ادبی اباضیه شمرده‌اند. وی مدتی در طرابلس مغرب به زندان افتاد و در جربه وفات یافت. وی کتاب‌های نفیسی نگاشت آن چنان که شماخی آنها را احیا کنندة مذهب اباضیه نامیده است:
§ قناطر الخيرات: في أصول الدين
§ قواعد الإسلام
§ الحساب وقسم الفرائض
§ ما جمع من أجوبة الأئمة: 3 جلد
- ثَمینی، عبدالعزیزبن ابراهیم(14) ملقب به ضیاءالدین و معروف به مُصْعَبی، فقیه و متکلم معروف اِباضی قرن دوازدهم و سیزدهم.(15)مهم ترین کتاب ثمینی، النیل، در بارة عبادات و معاملات است. علوم دینی را از ابوزکریا یحیی بن صالح افضلی (فقیه و آغازگر جنبش اصلاحی در میزاب، متوفی 1202) آموخت. وی کتابش را النیل نامید، به این امید که خداوند آن را همچون رود نیل پر فایده گرداند. از مقدمة کتاب معلوم می شود که هدف ثمینی از تألیف آن ، گردآوری مجموعه ای موجز و قابل فهم از فتاوای عالمان مشهور اباضی برای معاصران خود بوده است . ناشران کتاب آن را النیل و شفاءالعلیل نامیدند. النیل ، به رغم موجز بودن، در فقه اباضی بسیار مورد توجه است؛ ازاین رو بسیاری از علمای اباضی بر آن شرح یا حاشیه نوشته یا آن را به نظم در آورده، به تدریس و حتی حفظ کردن آن اهتمام داشته‌اند.(16)
- محمدبن یوسف اَطَّفَیِّش (م‌1303ق): شرح النیل و شفاءالعلیل: به گفتة محمد(بن) علی دبُّوز، اطَفیّش هنگامی که مطّلع شد فرانسویها بر آنند که به چاپ مجلة الاحکام الاسلامیة و کتابی در تدوین فقه اسلامی بپردازند، به شرح النیل اقدام کرد، ولی با توجه به حجم زیاد شرح و طولانی بودن زمان تألیف ، نمی توان نظر وی را پذیرفت . در واقع ، اطّفیّش با این هدف که النیل برای همگان قابل استفاده باشد، به شرح و توضیح عبارات آن اقدام کرد. این شرح ، آرای مذاهب اسلامی را در بر دارد و به بررسی تطبیقی اقوال مختلف پرداخته است. شرح اطّفیّش که در حدود 1300/1883 به پایان رسید، درزمان اشغال الجزایر در محاکم استیناف فرانسوی مورد استناد بود. همچنین از 1303/1886 رسماً در محاکم اباضیه در الجزایر مورد استناد قضات قرار گرفت . این شرح ، که در آشنا شدن جهان اسلام با فقه اباضی تأثیر بسزایی داشت ، بارها در مصر و عمان و عربستان به چاپ رسیده و محمدبن شامس بطّاشی (م‌1331) آن را با نام سلاسل الذهب فی الاصول و الفروع و الادب به نظم در آورده است.
برخی از بزرگان معاصر اباضی:
- علامه امحمد بن يوسف اطفيش (م1332ق)
- عبد الله بن يحيى الباروني(م1332ق)
- شيخ مجاهد سليمان بن عبد الله بن يحيى الباروني (م1395ق)
- نور الدين سالمي (م1332ق): مرجع أهل عمان
- شیخ ابواسحق ابراهیم اطفیش (م1385ق)
- شیخ علی یحیی معمر (م1400ق): الاباضية في موكب التاريخ (4 جلد)، الاباضية بين الفرق الإسلامية، صلاة الجمعة
- أحمد بن حمد بن سليمان الخليلي: از بزرگان اباضی عمان
- أبو العباس الشماخي(17)
1.1.4. اهم کتب فقهی اباضیه
- شرح الجامع الصحيحغ مسند الإمام الربيع بن حبي.
- المدونة الكبرى؛علامة أبي غانم الخرساني (2جلد)
- قاموس الشريعة؛ علامة جميل بن خميس السعدي(92مجلد)
- بيان الشرع؛ علامة محمد بن إبراهيم الكندي (72 مجلد)
- المصنف؛ علامة أبي بكر أحمد بن عبد الله بن موسى الكندي (72مجلد)
- مؤلفات محمد بن يوسف اطفيش، به ویژه: النيل وشفاء العليل، وتيسير التفسير.
- مشارق أنوار العقول؛ علامة عبد الله بن حميد السالمي (2مجلد)
- اللمعة المرضية من أشعة الإباضية؛ علامة عبد الله بن حميد السالمي
- مؤلفات علامة علي يحيى معمر به ویژه: الإباضية في موكب التاريخ (4 جلد)، الإباضية بين الفرق الإسلامية، والإسلام والقيم الإنسانية.
- الحق الدامغ؛ شيخ أحمد الخليلي.
- في رحاب القرآن؛ تفسير قرآن کریم از شیخ إبراهيم بيوض.
1.1.5. منابع استنباط نزد اباضیه
مصادر تشريع نزد اباضیه بنا بر گفته‌های شيخ علي يحیي معمر عبارتند از:
قرآن، سنت، اجماع، قياس، استدلال (زیر مجموعة آن: استصحاب، استحسان ومصالح مرسله)
1.1.6. بعضی احکام فقهی
مذهب اباضی در بسیاری از احکام فقهی همچون نماز (اوقات و شمار رکعات)، حج (ارکان و مناسک)، زکات (نصاب و مصارف) و روزه (بیش‏تر شروط صحت و مبطلات) با مذاهب چهارگانه اهل سنت چندان تفاوتی ندارد. به این جهت تفصیل در شرعیات و احکام فقهی آن ضرورتی ندارد، تنها به ذکر برخی از احکام فقهی آنان بسنده می‏شود:
جیطالی در قناطر الخیرات که در واقع قناطر الاسلام است، هفت قنطره را به واجبات عینی شرع اختصاص داده است: علم، ایمان، نماز، روزه، زکات، حج و توبه؛ و پس از آنها به بیان فرایض بسیار مهم، امر به معروف، و نهی از منکر و جهاد می‏پردازد. علم و ایمان از مباحث کلامی است و نماز، روزه، زکات، حج، توبه، امر به معروف، نهی از منکر و جهاد از ارکان اسلام به شمار می‏روند.
به اعتقاد آنان نماز چنان اهمیتی دارد که ترکش موجب کفر است. بر اباضیان واجب است که در نماز صبح و دو رکعت اول از نمازهای مغرب و عشاء، فاتحة الکتاب و یک سوره یا سه آیه از قرآن را جهر بخوانند و در نماز ظهر و عصر و رکعت سوم مغرب و دو رکعت آخر عشاء که باید به سر (اخفات) خوانده شود، می‏توانند فقط به فاتحة الکتاب اکتفا کنند. قنوت، بالا بردن دستها و حرکت سبابه را در نماز منع می‏کنند. «بسم الله الرحمن الرحیم» را آیه‏ای از آیات هر سوره و ذکر آن را در نماز واجب می‏دانند. اباضیه به قصر نماز مسافر هر قدر سفر طول بکشد، قائلند؛ به شرط آنکه مسافر قصد اقامت (حداقل چهار روز) در آنجا نکند و آن را وطن خود نگیرد. نماز جمعه را همواره واجب می‏دانند، حتی اگر امام جائر باشد.
به گفته بغدادی اباضیه قطع ید را در مورد سرقت کوچک یا بزرگ واجب می‏دانند. قاضی با وجود دو شاهد می‏تواند در دعاوی مالی حکم بدهد. در فقه اباضی، شهادت زنان در آنچه بر آن حد جاری می‏شود، پذیرفته نیست، اما شهادتشان در امور مختص زنان پذیرفته می‏شود. بعضی از فقهای اباضی شهادت یک زن را مانند شهادت یک مرد می‏پذیرند.(18)
در مذهب اباضی، نکاح زانی با زانیه ممنوع است. در نکاح، ولی گرچه پدر باشد، نمی‏تواند زن دوشیزه یا بیوه را به پذیرفتن عقد مجبور سازد و باید با او مشورت کند. تزویج دوشیزه نابالغ توسط ولی جایز است، لیکن با رسیدن به سن بلوغ می‏تواند تزویج ولی را رد کند. آنان اختلاف ملل را از موانع ارث می‏دانند. مسلمان از مشرک و کافر و مرتد ارث نمی‏برد و نمی‏تواند برای مرتد ارث بگذارد.
نزد اباضیه امر به معروف، نهی از منکر و جهاد از اهمیت خاص برخوردار است. آنان در اهمیت فریضه امر به معروف و نهی از منکر و فضل ادای کلمه حق نزد امام جائر، تا آنجا پیش رفته‏اند که حتی با امکان خطر کشته شدن نیز به استحباب آن رأی داده‏اند، اما به شرطی که در این کار تأثیری باشد. در جهاد، بر هر فرد واجب است که به صف کفار هجوم برد و با علم به کشته شدن بجنگد (همانجا). اما اگر پدر و مادر به علت کبر سن یا بیماری یا فقر به پسر محتاج باشند،بماندنش نزد پدر و مادر افضل از جهاد است، به شرط آنکه به شرکت او در جنگ نیاز نباشد.


1. رک: دائرة المعارف بزرگ اسلامی، اباضیه (مسعود جلالی مقدم).
قلهاتی، الکشف والبیان.
نورد الدین سالمی، اللمعه المرضیه من اشعه الاباضیه.
علی اکبر ضیائی، معجم مصادر الاباضیه.
عبد الحلیم رجب محمد، الاباضیه فی المصر والمغرب.
علی یحیی معمر، الاباضیه بین الفرق الاسلامیه.
علی یحیی معمر، الاباضیه فی موکب التاریخ.
مسعود جلالی مقدم، دایره المعارف بزرگ اسلامی جلد2.
ابراهیم بحاز، مشوهات الاباضیه.
عمرو خلیفه نامی، من هم الاباضیه.
شهرستانی، الملل و النحل.
عبد القاهر بغدادی اسفرایینی، الفرق بین الفرق.
ابو الحسن اشعری، مقالات الاسلامیین.
عبد الرحمن بدوی، مذاهب الاسلامیین.
أحمد بن سعید الشماخی، كتاب السیر.
ابو مودود حاجب، سیر علماء الإباضیة.
عیسى العزری، السیر العمانیة.
عمرو النامی، دراسات عن الإباضیة.
الدرجینی، طبقات المشایخ.
عبد الله بن مداد، سیرة ابن مداد.
جمعیة التراث، معجم أعلام الإباضیة.
عوض خلیفات، نشأة الحركة الإباضیة.
فرحات الجعبیری، البعد الحضاری للعقیدة الإباضیة.
محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی.
محمود شهابی، ادوار فقه.
2. الحرکة الاباضیة فی المشرق العربی، ص49.
3. مختصر تاریخ الاباضیة، ص 28
4. دراسة فی الفکر الاباضی، ص 22، 26- 32، 44- 46.
5. بحوث فی الملل و النحل، ج 5، ص 302-303.
6. الاصول الایمانیة، ص 355- 356
7. المنجد فی الاعلام، الرستمیون
8. الاصول الایمانیة، ص 357
9. رک: دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج2، اباضیه (مسعود جلالی مقدم).
10. وی در 58ق/678م پس از رهایی از زندان عبیداللـه بن زیاد همراه با 30 تن از یاران خود از بصره خارج شد و در آسَک (میان رامهرمز و ارّجان) فرود آمد. همراهان او در آنجا 40 تن شدند. وی از ابتدا اعلام کرد که بر کسی شمشیر نخواهند کشید و با کسی نخواهند جنگید، مگر آنکه به ایشان حمله شود. وقتی وی در آسک به کاروانی از اموال ابن زیاد برخورد، فقط سهم خود و یارانش را از «اعطیات» (جمع الجمع عطا = سهم هر مسلمان از بیت‌المال) برداشت و بقیه را به کاروانیان سپرد؛ و چون از او پرسیدند که چرا بقیه را برنداشتی؟ گفت: آنان نماز می‌گذارند و این اموال (فیء) را هم تقسیم می‌کنند. عبیداللـه برای سرکوب ابوبلال و یارانش 2000 تن به جنگ او فرستاد. ابوبلال پیش از آغاز جنگ خطاب به دشمنان گفت: چرا با ما می‌جنگید؟ ما بر زمین فسادی نکرده‌ایم و بر کسی شمشیر نکشیده‌ایم؛ ولی به هر حال جنگ واقع شد و 40 تن جنگجوی خارجی قوای خلیفه را شکسته، وادار به فرار کردند. این واقعه در 60ق/680م روی داد (ابن اثیر، 3/519). سال بعد عبیداللـه سپاهی دیگر مرکب از 4000 مرد جنگی به مقابله با آنان فرستاد. نبرد در یک روز جمعه در دارایجرد فارس روی داد. قوای خلیفه در آغاز کاری از پیش نبردند، اما چون وقت نماز (نماز جمعه) رسید، ابوبلال پیغام داد که مهلتی برای اقامۀ نماز مقرر کنند؛ اما چون خوارج به نماز برخاستند، سپاهیان دشمن بر سر آنان ریختند و همه از جمله مرداس را به قتل رساندند.
11. وی تقیه را جایز می‌دانست و معتقد بود که خداوند گشادگی کار مؤمن را در تقیه قرار داده است (مبرد، 2/182). کسی را که نماز بگزارد مسلمان، و تجاوز به حقوق او را ممنوع می‌دانست، شمشیر کشدن بر مسلمانان را نهی می کرد، از ستم می‌گریخت و فقط به قصد دفاع به جنگ می‌پرداخت و کشتار جمعی بی‌دلیل (استعراض) را روا نمی‌داشت و از خوارجی که بدین کار دست می‌زدند، تبرّی می‌جست و خروج زنان را هم حرام می دانست (مبرد، 2/182-185؛ ابن عبدربه، 1/184؛ ابن اثیر، 3/518). وی همچنانکه تقیه را مجاز می‌دانست، قعود را هم برخلاف خوارج تندرو به کلی نفی نمی‌کرد و منابع خروج و قعود او اشاره دارند (درجینی، 2/215). از گفته‌های اوست که «اگر دو نَفْس داشتم یکی را به جهاد در راه خدا می‌گماردم و دیگری را برای برآوردن نیازهای مسلمین به کار می‌گرفتم» (جیطالی، 2/143).
12. همان، ص 27- 28، العقود الفضیة، ص 93- 103
13. تقریباً علمای رجال و حدیث جملگی از او به نیکی یاد کرده، وی را از ثقات دانسته، درجۀ علم و اجتهادش را ستوده و از حفّاظ (طبقۀ سوم) خوانده و گفته‌اند که دانش او دربارۀ کتاب خدا از همه بیش‌تر بوده است. نیز می‌دانیم که در غیاب حسن بصری، مردم از او فتوا می‌گرفته‌اند. اگر عموم اهل سنت و فقهای آنان دربارۀ صحت اعتقاد جابر کمترین شکی داشتند، این جایگاه را بدو نمی‌دادند و علمای رجال و درایه با تمامی دقت نظر و سختگیری، چنین با ستایش از او سخن نمی‌گفتند. در جایی هم دیده نشده است که وی را از متروکین یا از ضعفا خوانده باشند. درجینی در حالی که جابر، ابوبلال مرداس، عبداللـه بن اباض و بعضی دیگر از خوارج را با عنوان مشایخ اباضی نیمه دوم قرن اول هجری ذکر می‌کند و او را نخستین شیخ از طیقۀ دوم مشایخ اباضی می‌شمارد. شاهد دیگرِ مقبولیتِ وی نزد اباضیان این است که نّفاث بن نصر از میان تمامی کتب کتابخانۀ خلیفۀ عباسی (شاید مأمون) فقط طالب مجموعۀ احادیثِ جابربن زید شد و از آن کتاب که در اختیار اباضیان نبود، نسخه‌ای برداشت. به‌علاوه نقل احادیث از جابربن زید در میان علمای اباضی امری معمول بوده است. انتساب اباضیان به جابر و پیروی آنان از وی مختص به ادوار بعد از او نیست، بلکه در زمان خود وی هم سابقه داشته است. برخی از علمای رجال به این نکته اشاره کرده و نیز گفته‌اند که او خود این نسبت را انکار کرده و از اباضیه برائت جسته است، و به گفتۀ ابن سعد در زمان مرگ هم بیزاری خویش را از این فرقه اعلام داشته است. با اینهمه شهرستانی، ابوالشعثاء نامی را از متقدمین خوارج می‌خواند، و ابن ابی‌الحدید هم شخصی را با همین کنیه به اباضیه نسبت می‌دهد، اما همو در کنار نام کسانی چون عمروبن دینار و مجاهد از سلف (تابعین) جابربن زید را نیز از خوارج می خواند. اباضیه که جابر را از خود می‌دانند و در ذکر فضائل او داد سخن می‌دهند، هیچ‌جا قولی را از او که حاکی از قبول یا تأیید نظریات اباضی باشد و یا بر صحت انتساب او به این گروه دلالت کند نمی‌آورند. به هر حال دلیل قطعی بر اباضی بودنِ جابر در دست نیست، و البته اباضیه هم می توانند تبرّیِ وی را از این مذهب از جهت تقیه بدانند. از این روی حکم قطعی در این باب ممکن نیست.
14. ثمینی؛ علی محمد حکیمیان، دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
15. نسبِ وی به ابوحفص عمر هِنْتاتی، از قبیلة بزرگ هِنتاته و جد خاندان حفصیان، می‌رسد. وی در 1130 در یَسْقِن یا یَسْجِن / یَزْقِن ، از توابع میزاب / مِزاب ، در جنوب الجزایر متولد شد. در همانجا به حفظ قرآن و فراگیری صرف و نحو پرداخت. سپس همراه پدرش به منطقة وَرْجَلان (وَرْقَلَه ) کوچ کرد. در جوانی به تجارت مشغول شد و پس از مرگِ پدرش، ادارة اموال او را در یسقن و ورجلان بر عهده
گرفت. در حدود 1160، با ورود ابوزکریا یحیی بن صالح افضلی (فقیه و آغازگر جنبش اصلاحی در میزاب، متوفی 1202) به یسقن ، ثمینی بی وقفه علوم دینی را از او آموخت. ذکاوت و طبع شاعری ثمینی ، که زندگی در صحرا و حشر و نشر با بادیه نشینان عرب و تأثیرپذیری از فصاحت آنان و نیز مطالعات ادبی بسیار آن را تقویت کرد، موجب پیشرفت و دستیابی او به مدارج عالی علمی شد، به طوری که استادش او را به سبب فصاحت و بلاغت و توانایی اش در ارائة مطالب علمی با نثر روان، به «العربی السَلیقَة » ملقب نمود و از وی خواست تا آموخته هایش را بنویسد. ثمینی در پاسخ به این درخواست، به تألیف پرداخت و بعضی از آثارش را به استادش عرضه کرد. از مهم‌ترین شاگردان او: ابراهیم بن یوسف اَطَّفَیِّش (م‌1303)، حَمُّوبن باحمد بکلِّی (باکلی)، بالحاج بن کاسی بن امحمد قراری معروف به شیخ بالحاج (م‌1243)، حمُّو والحاج یسقنی / یَزقِنی ، ابویعقوب یوسف بن حمُّوبن عَدُّون (م‌1252)، خواهرزادة ثمینی ابراهیم بن بیحْمان (م‌1232)، و دختر ثمینی حاجة بودند.
مینی در 1201 به امامت مسجد بنی‌یسجن و ریاست مجلس اعلای عمّی سعید در میزاب رسید. این مجلس با داشتن قدرت افتا و اجرا، عالی ترین مقام رسیدگی به مشکلات و مسائل جامعة اباضی بود. در همین سال ریاست «هیئت عَزّابة » (شورایی مرکّب از اعیان محل که در بارة همة امور اباضیان تصمیم‌گیری می‌کرد رجوع کنید به مُعمَّر، حلقة 1، ص 97) هم به او واگذار شد.
16. النیل 22 کتاب فقهی دارد که در سه جزء گرد آمده اند و در پایان هر کتاب نیز بخشی با عنوان خاتمه آمده است . گفته اند ثمینی النیل را طی هجده سال نوشت و پس از اتمام ، آن را به استادش یحیی بن صالح عرضه نمود و استادش آن را تصحیح کرد. سپس ثمینی دوبار آن را تلخیص نمود و همین امر موجب ایجاز بیش از حد برخی قسمتهای کتاب شد. سبک و اسلوب نگارش النیل مشابه المختصر خلیل بن اسحاق مالکی (م‌776) است. از مهم‌ترین شروح این کتاب ، شرح مفصّل محمدبن یوسف اَطَّفَیِّش ، مشهور به قطب الائمة (م‌1332)، است. از شروح دیگر النیل، شرح قاسم بن سلیمان شماخی (م‌1265) و شرح ابراهیم بن عمر بیّوض (م‌1401) است (برای این شرحها و شروح دیگر رجوع کنید به معجم اعلام الاباضیة ، ج 2، ص 20، 198، 342، 372، 399؛ سعداللّه قماری ، ج 7، ص 78، 86 ـ 88). ارنست زایس ، بخشهایی از النیل را به زبان فرانسه ترجمه کرد. دیگر آثار فقهی ثمینی عبارتند از:
- التکمیل لما اَخَلَّ بِهِ کتابُ النیل، در بارة احکام زمین که خلاصه شدة اصول الارضین فی الفن المعماری اثر ابوالعباس احمدبن محمد (م‌504) و در واقع ، مکمل النیل و شفاءالعلیل است . این کتاب را نوادة ثمینی ، محمدبن صالح ، با شرح حال مفصّلی از جدش چاپ کرده و ابراهیم بن ابی بکر حفّار (م‌1373) بر آن حاشیه نوشته است ؛
- الوردالبسام فی ریاض الاحکام در موضوع احکام و معاملات که تتمة النیل و شفاءالعلیل است . این کتاب به چاپ رسیده و اغبری عمانی آن را به نظم کشیده است؛
- التاج فی حقوق الازواج ، در بارة حقوق و تکالیف زوجین؛
- التاج علی المنهاج یا التاج المنظوم من دُرَر المنهاج المعلوم ، که خلاصه شدة منهاج الطالبین و بلاغ الراغبین اثر خمیس عمانی است؛
- المصباح ، در بارة ارث ، که خلاصه شدة دو کتاب ابی مسألة و الالواح نوشتة ابوالعباس احمدبن محمد فَرَسْطائی (م‌504) است؛
- تلخیص شرح الرائیة ابونصر فتح بن نوح ملوشائی در بارة نماز با نام الاسرار النورانیة
دیگر آثار مهم ثمینی عبارت اند از: النور ، شرح النونیة ابونصر فتح بن نوح ملوشائی در علم کلام ؛ تلخیص حاشیة
17. سایر معاصران اباضی:
- إبراهيم بن سعيد العبري: از بزرگان اباضی عمان
- عبد الله بن سيف بن محمد الكندي: از بزرگان اباضی عمان
- دکتر عمرو خلیفه نامی
- شیخ ابراهیم بیوض
- شیخ ابوالیقضان ابراهیم
- شيخ عبد الرحمن عمر بكلي
- عبد الله بن محمد بن برك
- أبو مودود حاجب الطائي
- عمروس بن فتح المساكني
- سالم بن يعقوب الجربي
- مهدي النفوسي الويغوي
- محكم بن هود الهواري
- دكتور عمرو خليفة النام
- منير بن النير الجعلاني
18. رک: دائرة المعارف بزرگ اسلامی، اباضیه (مسعود جلالی مقدم).
قلهاتی، الکشف والبیان.


تحلیل آمار سایت و وبلاگ