فقه و مبانی اجتهاد

در گفتگو با حجت‌الاسلام غرویان:

امام خمینی(ره) فقیهی نواندیش بود

حجت‌الاسلام محسن غرویان از استادان برجسته حوزه به تحلیل رویکرد فقهی امام خمینی (ره) و وجه تمایز او پرداخت. به گفته غرویان، امام یک فقیه نواندیش بود که تلاش می کرد دین را بر اساس مقتضیات زمان تفسیر کند.

به گزارش شبکه اجتهاد، به بهانه بیست و ششمین سالگرد ارتحال امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی گفت‌و‌گویی با حجت‌الاسلام محسن غرویان به بازخوانی اندیشه و منش امام خمینی پرداخته شده است. حجت‌الاسلام محسن غرویان عضو هیات علمی «جامعه المصطفی العالمیه»، صاحبنظر در مسایل دینی و از مدرسان فلسفه ی اسلامی حوزه ی علمیه ی قم است. مشروح این گفت‌وگو در ادامه می آید:

سؤال: نظرتان درباره ی جایگاه فقاهتی امام در میان جریان های فقهی و فکری شیعه چیست؟
حجت‌الاسلام غرویان:
در این رابطه 3 نکته را عرض می کنم. نکته اول این که یکی از ویژگی های فقاهتی حضرت امام(ره) این بود که ایشان فقه را در کنار سایر علوم اسلامی قرار داده و فرا گرفته بودند. به این معنا که فقه را با اصول، اصول را با کلام، کلام را با فلسفه و فلسفه را با منطق هماهنگ کرده بودند. همچنین علوم رجال، حدیث، قرآن، تاریخ و سایر علوم اسلامی را خوانده و مسلط بودند. این خود یکی از امتیازات جایگاه فقهی حضرت امام(ره) نسبت به سایر فقها بود، چرا که در میان فقها برخی بودند که فقط در فقه و اصول کارکرده بودند اما حضرت امام(ره) در چند علم تخصص داشتند و این نشان دهنده ی جایگاه ویژه ی حضرت امام(ره) بود.

نکته ی دوم این که امام(ره) فقه را تنها با نگاه نظری مطالعه نکرده اند؛ بلکه با نگاه عملی به فقه نگریسته اند. به عبارتی دیگر ایشان فقه را در بخش حکمت عملی بزرگ دیدند. حالا درست است که مباحث فقهی و اصولی جزو علوم نظری به حساب می آید اما آن زمینه ی عملی فقه را حضرت امام(ره) بسیار مهم تلقی می کردند؛ به این معنا که ما فقه را می خوانیم برای این که آن را در جامعه پیاده کنیم.

امام(ره) جمله ی معروفی داشتند که ولایت فقیه فلسفه ی عملی فقه است؛ صرف این که ما «لمعه» و «مکاسب» بخوانیم برای این که احکام فقهی را بدانیم برای فقاهت کفایت نمی کند بلکه باید فقه را بخوانیم برای این که آن ها را در جامعه پیاده کنیم و راه پیاده کردن آن هم این است که حکومت دینی تشکیل دهیم. از این رو حکومت فقیه و ولایت را محقق کنیم تا بتوانیم اهداف عالیه ی فقه را در جامعه پیاده کنیم.

نکته ی سوم این که امام(ره) بر خلاف برخی از فقهای دیگر که سیاست را از دیانت جدا می دانستند، دارای یک نگاه سیاسی در فقه بودند و همچون مرحوم مدرس معتقد بودند که «سیاست ما عین دیانت ماست» و «دیانت ما عین سیاست ماست.» از این جهت جایگاه فقهی امام نسبت به فقهای دیگر ممتاز بود.

سؤال: مکتب فقهی امام(ره) جزو کدام مکاتب فقهی بود و شاخصه های این مکتب فقهی چه بود؟
حجت‌الاسلام غرویان: حضرت امام(ره) در مکتب فقهی «صاحب جواهر» بودند و بر «فقه جواهری» تاکید داشتند؛ منظور از فقه جواهری این است که این فقه، فقهی براساس تجزیه و تحلیل دقیق، همچنین مبتنی بر عقل است. در مقابل این فقه برخی از فقها در مکاتب فقهی خودشان بیشتر بر ظواهر اخبار، احادیث و ادله تاکید دارند. همچنین ادله شان را هم منحصر در قرآن و حدیث می کنند و بهایی به عقل نمی دهند مانند: «سید نعمت الله جزایری»، «محمد امین استرآبادی» و «شیخ حر عاملی». اما کسانی همچون «صاحب جواهر»، «صاحب کفایه»، «شیخ انصاری» و «محمدباقر بهبهانی» دارای گرایش های عقلی در فقه بودند و معتقد به عقل به عنوان یک منبع فطری هستند.

حضرت امام(ره) در فقه هم روش صاحب جواهر را داشتند از این رو می توانیم ایشان را پیرو مکتب اصولی «شیخ اعظم انصاری» و صاحب کفایه «آخوند خراسانی» بدانیم.

سؤال: دیدگاه تان درباره ی مباحث و تقسیم بندی های فقه به پویا و غیر پویا چیست؟
حجت‌الاسلام غرویان:
به نظر من بحث فقه پویا و غیر پویا خیلی دقیق نیست؛ چرا که نمی توانیم فقها را در چنین دسته بندی های پویا و غیرپویا قرار بدهیم. پویایی فقه خود مفهوم مبهمی دارد و یک خط کشی دقیق نیست.

اما اگر پویایی را به معنای مقتضیات زمان و مکان بگیریم باید بگویم حضرت امام (ره) معتقد به این فقه بودند و مصداق نظریه پردازی و نوپردازی در فقه ایشان طرح «ولایت فقیه» است. امام(ره) از لحاظ نظری به این تئوری در نجف پرداختند و آن را در ادامه توسعه دادند. نظریات امام(ره) درباره ی موسیقی و شطرنج که تا آن زمان سابقه نداشت، مصداق فقه پویای ایشان است.

سؤال: دیدگاه تان در زمینه ی نواندیشی دینی در تفکر حضرت امام(ره) چیست؟
حجت‌الاسلام غرویان:
همان گونه که گفتم نواندیشی در حضرت امام (ره) بود. امام(ره) در واقع یک شهامت و جرات علمی بالایی داشتند چرا که آن چیزی را که بر اساس ادله می رسیدند بیان می کردند و نمونه هایش موسیقی و شطرنج و امثال این ها بود.

همچنین باید یادآور شد که ایشان حدود اختیارات ولی فقیه را که فقهای پیشین حداکثر در «امور حسبیه» می دیدند توسعه دادند و جایگاه ولی فقیه را در شوون جامعه و اداره ی مملکت مطرح کردند؛ تا جایی که حتی ایشان جلوی احکام اولیه مانند حج را گرفتند و یکی دو سال حج را متوقف کردند.

نواندیشی های دینی در چارچوب قواعد فقهی و اصولی ایشان به این معنا بود که ما شرایط زمان و مکان را در جهان امروز در نظر بگیریم و بتوانیم احکام اولیه و ثانویه را مطابق با این نیازها مطرح کنیم.

سؤال: ارزیابی تان از اهمیت مساله ی اجتهاد در اندیشه ی امام(ره) چیست و بازگشت به اندیشه امام(ره) چه ثمراتی می تواند داشته باشد؟
حجت‌الاسلام غرویان:
اسلام یک حالت شناور دارد و نگاه امام(ره) این چنین بود. به این معنا که یکسری اصول بنیادین در تفکر امام(ره) وجود دارد که آن ها به نحو شناور در همه ی زمان ها و مکان ها جاری و ساری هستند برای مثال نماز یک حقیقتی دارد که در تمام نمازها، چه نماز نشسته، ایستاده، مسافر و ... وجود دارد؛ با این که این نمازها قالب های متفاوتی دارند اما حقیقت نماز در همه ی آن ها موجود است. امام(ره) اسلام را یک حقیقت اصیل و پایداری می دیدند که قالب و صورتش در زمان ها و مکان های مختلف می تواند یک تغییراتی داشته باشد. در واقع مجتهد آن کسی است که بتواند آن قالب را به حسب شرایط زمان و مکان ارائه کند.

من دیدگاهم درباره ی نواندیشی دینی و دینامیسم اجتهاد امام(ره) این بود که ایشان مجتهد را در حال رصد کردن می دیدند و معتقد بودند که مجتهد باید در هر زمانی ببیند که چه اقتضائاتی وجود دارد و چگونه اسلام را با حفظ اصول و مبانی اجتهادی تبیین کند که کاربردی باشد و بتواند نیازهای بشر را تامین کند.

امروزه ما نیاز داریم که در خود کتب و مبانی فکری حضرت امام(ره) اجتهاد کنیم. چون خود حضرت امام(ره) الآن نیستند و آثارشان هست و ما باید مجتهدانی داشته باشیم که بتوانند با رجوع دقیق و عمیق به آثار ایشان این کار را انجام دهند. در زمان حاضر نوه ی گرامی امام(ره) درس و بحث هایی دارند با عنوان اجتهاد در اندیشه ی امام(ره) که بسیار خوب و ضروری است.

سؤال: انقلاب اسلامی ایران روح یک جهان بی روح بود و امام(ره) به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در این میان نقش مهمی ایفا کردند؛ تاثیری که امام(ره) بر جهان به ویژه جهان اسلام گذاشتند چه بود؟
حجت‌الاسلام غرویان:
همان طور که مقام معظم رهبری فرمودند «انقلاب اسلامی بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست»؛ یعنی امام خمینی بودند که ایران و انقلاب اسلامی را در جهان شناساندند.

اکنون هر کجای دنیا بروید و بگویید که مسلمان و شیعه هستید، شما را به امام خمینی(ره) منسوب می کنند و این نشان می دهد که امام خمینی(ره) چهره ی اسلام را در جهان معاصر به نحو آشکار مطرح کردند و سر و صدایی که ایشان ایجا کردند فقهای دیگر ایجاد نکردند.

نقش امام خمینی(ره) در جهان به نحوی بوده که دوست و دشمن به این نکته معترفند که عصر ما، عصر امام خمینی(ره) است. کتابی نیز با این عنوان داریم که نقش ایشان را در دنیای معاصر نشان می دهد. متفکران عالم و اندیشمندان، فلاسفه ی سیاسی و اجتماعی، جامعه شناسان و چهره های سیاسی عالم همه متوجه امام خمینی(ره) شده اند و آثار این شخصیت بزرگ را که ترجمه شده اند مطالعه می کنند.

مقام معظم رهبری نیز به این نکته اشاره کرده اند که ما راه امام را در پیش گرفته ایم و ایشان بود که این راه جدید را در دنیای امروز برای ما باز کرد.

سؤال: ارزیابی تان از جایگاه نظریه ی ولایت فقیه که امام مطرح کردند و از دل آن مردم سالاری دینی بیرون آمد، چیست؟
حجت‌الاسلام غرویان:
امام خمینی در واقع با همین نظریه ی ولایت فقیه شناخته شدند. امام نیز مانند سایر فقها در نجف درس فقه و اصول می گفتند و این نظریه ی ولایت فقیه بود که تئوری شاخص و اختصاصی ایشان است.

البته قبل از امام خمینی، شیخ انصاری و صاحب جواهر نیز بحث ولایت فقیه را طرح کردند اما با این تفاوت که به گستردگی و ابعادی که امام خمینی مطرح کردند، نبود. ایشان حتی درس های مستقلی در باب ولایت فقیه داشتند. امام، ولایت فقیه را ادامه ی راه پیامبر و ائمه می دانند و نقش مردم را در بیانات مختلف بیان فرموده اند؛ همین که می فرمایند «میزان رای ملت است» خودش یک ملاک است که ایشان مردم را در مشروعیت نظام هم سهیم کردند و به عنوان «جزء العله» قائل بودند که مردم در مشروعیت هم سهیم هستند؛ البته در مشروعیت پلکانی به این معنا که فقها مشروعیت خودشان را در پله ی اول از ناحیه ی دین و شریعت می گیرند و باید از فقها و علمای دین، عادل، مدیر و مدبر باشند از طرفی نیز اگر برای مثال چند فقیه واجد شرایط داشتیم باید ببینیم مردم کدام را انتخاب می کنند و هر کسی را که مردم رای دادند آن مشروعیت بالفعل پیدا می کند.

سؤال: نظرتان راجع به تسامح و تساهل در دیدگاه امام خمینی(ره) چیست؟
حجت‌الاسلام غرویان:
امام درباره ی تسامح و تساهل به این معنا قائل نبودند که ما از اصول و پایه های اصلی دین چیزی را کم بگذاریم اما تسامح و تساهل به این معنا را قائل بودند که سخت گیری های بی جا و غیر مستدل نداشته باشیم. می توانیم در این زمینه رابطه با کشورها و ادیان مختلف را نام ببریم؛ برای نمونه امام، آیت الله جوادی آملی را با هیاتی به شوروی فرستادند تا نامه شان را برای گورباچف(آخرین رهبر شوروی) ببرند که در آن نامه امام، گورباچف و شوروی را دعوت به اسلام و عرفان اسلامی کرده بودند. این امر نشانگر آن است که امام معتقد بودند ما باید حرف هایمان را به دنیا بزنیم و حرف های دنیا را هم بشنویم. امام در مسائل اجتماعی داخل کشور هم قائل به شورا بودند و این امر خود نشان دهنده ی فکر تساهل و تسامح منطقی حضرت امام(ره) است.

سؤال: امام(ره) اسوه ی اخلاق و تقوا بودند و بی شک یکی از بزرگترین عرفا به حساب می آیند. دیدگاه تان درباره ی اخلاق و سلوک عرفانی امام(ره) چیست؟
حجت‌الاسلام غرویان: در برخی مقاله ها و درس هایی که گفته ام، به این نکته اشاره کرده ام که امام(ره) پیش از این که ولایت بیرونی بر اجساد و ابدان مردم داشته باشند یک ولایت باطنی بر نفس و غرایز نفسانی خودشان داشتند. در حقیقت مبدا و منشا این ولایت بیرونی همان ولایت درونی بود و آن ولایت همان ولایت باطنی اخلاقی و عرفانی بود.

من معتقدم در اصل ولایت فقیه یک ولایت عرفانی و نه ولایت فقهی صرف است بلکه این ولایت ریشه ی اخلاقی و عرفانی دارد. امام(ره) این ولایت عرفانی را در زندگی شان با ساده زیستی، مردم داری و تواضع نشان دادند.

امام هیچ وقت مردم را از خودشان و خودشان را هم از مردم جدا نکردند و فرمودند که ولی نعمت ما همین مردم هستند. این امر نشان دهنده ی روحیه ی تواضع امام بود که توانست قلوب مردم را فتح کند.

در پایان باید از جامعیت امام سخن بگوییم و این که امام در زمینه های مختلف جامعیت داشتند و جامع نگر بودند یعنی همه ی ابعاد زندگی مردم مورد نظرشان بود.

در این زمینه خاطره یی را که آقای دعایی بیان داشتند را می آورم. آقای دعایی چنین نقل کردند که امام در یک جلسه یی گفته بودند که استادشان آیت الله شاه آبادی در یکی از درس گفتارهایشان گفتند که من به یک حالی رسیدم که نه می خواهم کسی مرا ببیند و نه من کسی را ببینم، می خواهم به حال خودم باشم. این سخن آیت الله شاه آبادی در آن جلسه درس چندان به مذاق امام خوش نیامده بود و گفته بودند که این چه حالی است که نه کسی مرا ببیند و نه من کسی را ببینم. اما امام در اواخر عمر شریفشان گفته بودند که من هم به حال استاد مرحومم رسیدم اما من نمی توانستم چنین باشم چرا که من مسوولم و رهبر مردم هستم و مردم از من توقع دارند که بین مردم باشم. این امر خود نشان دهنده ی آن است که امام شخصیتی ذوابعاد داشتند و جمع اضداد بودند. این مساله باید برای ما هم الگو باشد و به آن اهتمام داشته باشیم.

نظر شما