فقه و سیاست

مدرس حوزه و دانشگاه مطرح کرد؛

نبود نگاه سیستمی به فقه، دلیل عدم کاربردی شدن آن

فقه یک سیستم است و امام خمینی (ره) هم به فقه نگاه سیستمی دارد بدین معنا که اگر موضوعات طهارت، نماز و روزه را در فقه در نظر بگیریم این‌ها همه یک هویت هستند و این هویت پاسخگوی وضع سیاسی جامعه اسلامی است

به گزارش شبکه اجتهاد، در قسمت اول این گفت‌و‌گو درباره سیر تطور فقه حکومتی و ذکر دلایل خلأهای موجود در حوزه استنباط دینی و تفقه پرداخته شد که چرا برای پر کردن آن خلاءها باید وارد یک عرصه جدیدی از تفقه و فقاهت به نام فقه حکومت شویم و در ادامه این گفت و گو که رسا با حجت‌الاسلام علی‌اکبر نوایی، انجام داده به بایسته‌های فقه در عرصه اجتماع و ناکارآمدی دستگاه‌های اجرایی در این زمینه پرداخته شده است.
 
لازم به ذکر است حجت‌الاسلام نوایی از شاگردان رهبری، مدرس حوزه و دانشگاه ونویسنده کتاب‌های «نظریه دولت دینی»، «بحران معرفت دینی»، «استراتژی سیاسی امامان شیعه»، «فقه حکومتی و اجتهاد حکومتی» و صاحب 300 عنوان مقاله است. درادامه قسمت دوم این گفت‌وگو تقدیم خوانندگان فرهیخته شبکه اجتهاد می‌شود:

پرسش: آیا هم افزایی و همپوشانی که باید میان حوزه و مدیریت نظام وجود داشته باشد و مترصد این باشیم که جاهای خالی را در عرصه فقه حکومتی پر کنیم و خلأها را تأمین نماییم، صورت گرفته است و پژوهش‌های علمی و کاربردی در زمینه فقه حکومتی پاسخگوی نیاز امروز جامعه شده است؟ با رصد کردن آنچه به عنوان وظیفه دستگاه فقهی و معرفتی جامعه دینی ما که قاعدتاً حوزه‌های علمیه هستند، این سؤوال پیش می‌آید که در طول این سال‌ها آیا این اتفاق افتاد؟
حجت‌الاسلام نوایی:
ظرفیتی که حوزه‌های علمیه امروز دارند یک ظرفیت بالفعل خوبی است یعنی امکان دسترسی به اهداف بلندی نظیر تثبیت فقه حکومتی، امکان چنین مسئله ای وجود دارد و این ظرفیت‌ها توان این موضوع را دارند که موضوعاتی مانند فقه حکومتی رصد بشوند و به مرحله عملیاتی برسند و طرح‌های مبتنی بر فقه حکومتی تنظیم بشود اما این که چرا حوزه‌ها تا کنون در این موضوع فعالیت جدی و چشمگیر انجام نداده‌اند چند علت دارد اولین علت اینست که قبل از انقلاب در یک فاصله 500 تا 600 ساله تاریخی ما در حوزه حاکمیت توقف داریم یعنی حوزه‌های علمیه، فقها و اندیشمندان سیاسی درون حوزه‌های علمیه به صورت عملی دستی به کار حکومت نداشتند و از آنجا که دستی براین کار نداشتند و دوره انفعال تاریخی حوزه‌های علمیه بوده است این مکان هاعملا از فقه حکومتی فاصله گرفتند واین دلیل گویا به این خاطر است که حکومت در دست حوزه‌های علمیه نبوده است و به همین دلیل فقه حکومتی بالنده و بارور نشده است.

وجود دیدگاه‌های گنگ و بسته در فقه/تمرکز بر فقه شخصی مانع از تمرکز بر فقه حکومتی شده است

دلیل دوم در حقیقت برگرفته از همین دیدگاه اول است که شامل وجود دیدگاه‌های گنگ و بسته در فقه می‌باشد فقه در خودش یک دیدگاه‌های گنگ را گنجانده است و ما از آن‌ها تعبیر به فقه فردی و شخصی می‌کنیم و تمرکز بر فقه شخصی مانع از تمرکز بر فقه حکومتی شده است به عنوان مثال درباره طهارت، نماز، روزه و حج، زکات وخمس موضوع فقه فربه شده است و هنر می‌کردند که یک مسئله ای را تا جایی که امکان دارد ریز موضوعات آن را استخراج کنند تا جایی که جزئیات طهارت را هم استخراج کردند ولی همین مسئله هم باعث شد نگاه فردی در فقه ورود پیدا کند و شکل بگیرد و با نگاه فردی فقه را مورد ملاحظه قرار بدهند.
 
علت سوم پیش فرض‌های نادرست است یک سلسله پیش فرض‌های انحرافی درباره اسلام وجود دارد مانند عقاید طیف‌هایی مثل انجمن حجتیه که در حکومت و مسئله فقه اسلامی داشتند و برخی از افراد دیگر که با فلسفه مخالفت داشتند و یا اخباریان که بر روی اخبار تکیه می‌کردند و یا جریان‌های خاصی که در شیعه پیدا شدند و در حقیقت فقه حوزه و حیطه پردازش آن وارد بحث حکومت نمی‌شد و پیش فرض‌های آنان این بود که فقه برای اداره حکومت نیست و فقط به تکالیف فردی می‌پردازند و نگاهشان این گونه بود.
 
نبود نگاه سیستمی به فقه و نگاه تجزیه ای دلیل عدم کاربردی شدن آن
علت چهارم می‌تواند این موضوع باشد که به موضوع فقه نگاه سیستمی نمی‌شود عدم تصور سیستمی از فقه، چرا که فقه یک سیستم است و امام خمینی (ره) هم به فقه نگاه سیستمی دارد بدین معنا که اگر موضوعات طهارت، نماز و روزه را در فقه در نظر بگیریم این‌ها همه یک هویت هستند و این هویت پاسخگوی وضع سیاسی جامعه اسلامی است چرا که حتی طهارت و نماز آن هم می‌خواهد در جامعه یک انسان پاک و مطهر که با خدا ارتباط دارد بسازد و زکات و خمس هم می‌خواهد فردی بسازد که برای جامعه مفید و سودمند باشد و روزه‌اش می‌خواهد فردی بسازد که در اندیشه تقوی باشد. تقوی در عرصه‌های مختلف و موضوع قضاوتش هم می‌خواهد جلوی افراد خطاکار را بگیرد و موضوع جهادش می‌خواهد با معاندان بجنگد و اگر به فقه یک نگاه کلی داشته باشیم و از بیرون به فقه نگاه کنیم فقه یک سیستم سیاسی است و همه اجزای فقه درگیر ساختن یک نظام اجتماعی سالم، پویا، متحول و متحرک است که این نظام متحول متحرک در حقیقت بتواند شاکله نظام اجتماعی را تنظیم کن، بنابراین نگاه سیستمی نکردن به فقه و نگاه تجزیه ای به آن باعث این مسئله شده است.

دلیل پنجم نفوذ استعماراست و ترس و دلهره ای که از استعمار در ذهن بعضی‌ها ایجاد شده است چرا که امام (ره) می‌فرماید که استعمارگران درنظر مسلمین مطرح کردند که اسلام حکومت و نقشه سیاسی ندارد و این جزیی از نقشه استعمارگران برای بازداشتن مسلمین از اساس حکومت، سیاست و قدرت است.
 
دلیل ششم هم می‌تواند استبداد داخلی باشد حکومت‌های مستبد داخلی مانع این موضوع شدند که فقه به صورت فعال جنبه حکومتی و سیاسی پیدا بکند واینها دلایلی هستند که سبب شده است حوزه‌ها به فقه حکومتی نپردازند اما در حال حاضر نقشه جامعی در حوزه‌ها وجود دارد و طرح آینده طرح بسیار خوبی است. آینده گرایی که نسبت به این موضوع در حوزه وجود دارد یک آینده نوید بخش است که نشان می‌دهد آینده جامعه اسلامی در پرتو مسائل و عرصه‌های جدیدی که حوزه وارد شده است آینده نوید بخشی است.
 
پرسش: با توجه به فرمایشات حضرتعالی درحال حاضر این موضوع سیستم سازی می‌شود و نگاه به فقه حکومتی فعال شده است اما هنوز با مسئله آرمانی فاصله داریم. شاید یکی از دلایلی که این اتفاق می‌افتد این است که اساساً ما در حوزه - قبل از انقلاب که به کنار- از پیروزی انقلاب به این سو اساساً تلقی آموزشی و کادر سازی و سیستم پرورشی درستی نداشتیم. یعنی با وجود این که سی و پنج سال از انقلاب می‌گذرد، ما کماکان در یک سری مسائل مبتلا به مثل موسیقی، سینما، رسانه و... از آن تدبیر درستت باز مانده‌ایم.
 
مثلاً سینماگری که می‌خواهد اسلامی فیلم بسازد، اصلاً تکلیفش روشن نیست؛ یعنی پاسخ ابتدایی‌ترین نکات را به او نداده‌ایم و یک جو بسیار پریشان و مشوشی برای هنرمندان ایجاد کرده‌ایم که گاهی به این منجر می‌شود که هنرمند ما با اینکه مؤمن است و با دغدغه هم وارد شده، اصلاً رها می‌کند و کماکان این سؤال مطرح می‌شود که سینما آری یا نه؟ این بحث مطرح می‌شود که موسیقی آری یا نه؟ می‌خواهیم از این مباحثی که مطرح کردیم، پلی بزنیم به دل جامعه. دقیقاً فقه ما، کلام ما، فلسفه ما باید به درد جامعه بخورد. نقش و جایگاه حوزه ما این وسط کجاست؟ سیستم حکومت اسلامی بعد از سی و پنج سال هنوز تکلیفش با ابتدایی‌ترین مسائل این حوزه روشن نیست.
حجت‌الاسلام نوایی: ما عنوانی در فقه بنام فقه تمدن ساز داریم و بایستی این فقه در حوزه‌ها بالنده بشود و ازاول انقلاب بایستی این مسئله شکل می‌گرفت رابطه فقه با موضوع پزشکی، با اقتصاد، با حقوق و این‌ها به صورت دقیق باید کنکاش بشود و رابطه فقه با هنر که آیا فقه درباره هنر و سینما حرف دارد؟ فقه درباره تئاتر حرف دارد یانه؟ دیدگاه ما اینست که فقه درباره همه این عرصه‌ها حرف دارد چرا که هیچ موضوعی وجود ندارد که یا مشمول حرمت قرار می‌گیرد یا مشمول وجوب و هیچ عرصه ای نمی‌توان بدون حضور فقه باشد. بنابراین فقه در بستر هنر جریان دارد و در بستر اقتصاد و موضوعات دیگر هم جریان دارد.

یکی از دلایلی که این مسئله اتفاق نیفتاده است اینست که حوزه‌ها به این مسئله دیر وارد شده‌اند و در حال حاضر خوشبختانه رابطه فقه و هنردر حوزه‌ها بحث می‌شود و فقه هنر و فقه تمدن تدریس هم می‌شود و در برخی موارد به صورت تمدنی برای آن زیر ساخت‌های عملی و نظری صورت می‌گیرد بنابراین علت این که فقه در این پروسه وارد نشده است چرا که از ابتدا باید کادرسازی می‌کردیم و امام (ره) که آمدند و فقه را برای اداره اجتماع مطرح کرند فرمودند فق، تئوری اداره اجتماع از گهواره تا گور است و اگر فقه تئوری اداره است بنابراین باید در همه حوزه‌ها ورود پیدا کند و حرف بزند در رابطه با هنر و سینم احرف های زیادی است اما طرح‌ها بایستی به صورت نظری از حوزه‌های علمیه مطرح بشود و سپس وارد وادی هنر شود و هنرمندان با حوزه مرتبط بشوند و وزارت ارشاد باید افراد محقق و اندیشمندی از حوزه داشته باشد که در حوزه هنر این‌ها وارد بحث بشوند و خوراک بدهند و سؤوالات خودشان را هنرمندان مطرح کنند و حوزه هم به آن‌ها پاسخ بدهد. مدیریت‌ها مقصر هستند که پیوند فقه و رسانه، پیوند فقه و سینما، پیوند فقه و هنر را مطرح نکردند.
 
فقه و رسانه هم باید داشته باشیم، فقه و سینما، فقه و تئاتر، فقه و هنر و این‌ها همه را باید بتوان برایش بستر سازی کرد و فقه راجع به این موضوعات حرف‌های اساسی خودش را دارد. موضوع فقه رسانه که در حال حاضر مطرح است باید تسری داده بشود و حتی با اهل رسانه جلساتی گذاشته شود واین درحالی است که متأسفانه خود مدیریت‌ها هم در این زمینه ورود پیدا نکردند و دچار چالش هستند و مدیریت هامقصر هستند که پیوند فقه و رسانه، پیوند فقه و سینما، پیوند فقه و هنر را مطرح نکردند و از طرفی هم حوزه بایستی این موضوعات رابه صورت اساسی تر مطرح کند و این درحالی است که این موضوعات هم در حال حاضر در حال مطرح شدن است.
 
پرسش: نخبگان حوزوی برای کاربردی شدن مسائل فقهی و جبران عقب ماندگی‌ها در این حوزه باید وارد چه فعالیت‌هایی بشوند و از چه بسترهایی برای تحقق این هدف استفاده کنند؟
حجت‌الاسلام نوایی: ما در واقع به طراحی یک نقشه جدید برای حوزه‌های علمیه نیاز داریم البته این طراحی دو سالی است که در حوزه علمیه مشهد آغاز شده است و ورود فقه را به عرصه‌های نوپیدا و نوظهور را مطرح کردیم و از مهرماه امسال این طرح به صورت عملیاتی اجرا می‌شود و در حوزه پیاده می‌شود، کوتاهی‌ها در این زمینه کم نیست و ما خیلی دیر وارد این عرصه شده‌ایم و امروز ورود پیدا کرده‌ایم که این ورود تأخیری است و با تأخیر وارد شده‌ایم.

پرسش: آیا با توجه به این که اسلام اجتماعی است، فقه هم فقه اجتماعی است و می‌توان برای عرصه‌های فقهی با توجه به شرایط زمان اولویت قائل شد؟
حجت‌الاسلام نوایی: فقه موضوعی اجتماعی است و صورت فردی ندارد و به عنوان مثال اگر به ربا توجه کنیم این موضوع بین دو فرد است و یا حتی خود نماز صورت فردی ندارد چرا که در سوره حمد واژه‌ها به صورت جمعی آمده است و هیچ یک از مسائل دین جنبه فردی ندارد و حتی زکات هم جنبه اجتماعی دارد چرا که حتی پرداخت زکات و خمس هم برای تآمین فقرا است و روزه گرفتن برای اینست که فقیر و غنی به دردهای یکدیگر برسند و مساوی بشوند.
 
همه مسائل اجتماعی منجر به سیاست می‌شود و شما اگر می‌خواهید فقر را در جامعه از بین ببرید باید حقوق اجتماعی به آن پرداخته شود و عدالت در جامعه اجرا بشود و اقتصاد سالم در جامعه برپا شود و این اهداف بایستی از ناحیه حکومت باشد و برای اجرای آن‌ها نیاز به پروسه جدیدی به نام نهاد حاکمیت است که این نهاد حاکمیت بتواند برای پیاده کردن این موضوعات تلاش کند و این امر نیاز به سیاست دارد.
 
پرسش: در ادامه فرمایشات حضرتعالی درباره سیر تطور فقه حکومتی می‌خواهیم بدانیم در میانه بدنه حوزه و در میان نخبگان از مراجع معظم تقلید گرفته تا اساتید حوزه و سیستم اجرایی و اداری جامعه و... این حلقه مفقوده‌ای که احساس می‌کنید در پیوند خوردن میان فکر دینی و امور کاربردی و اجرایی هست کجاست و چرا این اتفاق نمی‌افتد؟
حجت‌الاسلام نوایی: فقدان آموزش این حلقه مفقوده است فقدان آموزش‌های لازم در این زمینه همان حلقه مفقوده برای کاربردی و اجرایی شدن فکر دینی است چرا که مؤولفه هایی در فکر دینی وجود دارد که باید به جامعه معرفی بشوند که فکر دینی چه موؤلفه هایی دارد؟ یکی از مؤولفه های فکر دینی ماهیت اجتماعی آن است، تعاون، عدالت، رسیدگی به حال مستندان، اداکردن قرض و دین و رفع مشکلات اجتماعی از دیگر مصادیق فکر دینی است، بنابراین اگر مؤولفه های فکر دینی را به جامعه آموزش ندهیم جامعه پست می‌ماند و با این موضوعات دیگر جامعه دمخور و دمساز نمی‌شود و نتیجه این امر باعث می‌شود که جامعه شکل دینی پیدا نکند و پویا نشود و جامعه دینی ما رقم نخورد.
 
مفهوم شناسی فکر دینی و مؤولفه های آن
این بحث گسترده و عمیق است و فکر دینی را باید به جامعه توجه داد که منبع فکر دینی کتاب و سنت است قرآن و سنت را به مردم آموزش بدهیم و دولت و وزارت ارشاد بایستی دست اندر کار آموزش باشد و عقلانیت فکر دینی بایستی آموزش داده بشود و معرفت در جامعه نهادینه بشود که اگر بصیرت در جامعه دینی رقم بخورد زمان شناسی در جامعه دین مطرح بشود، تحجر گرایی در جامعه دینی نباشد، دشمن شناسی در جامعه دینی رقم بخورد، حرکت‌های موزیانه دشمن در حالت‌های مختلف مورد توجه قرار بگیرد، عملکرد شیطانی دشمن برای مردم روشن باشد، توطئه دشمن برای مردم روشن بشود درواقع مؤولفه های فکر دینی محقق می‌شوند و زمانی که فکر دینی در جامعه عملیاتی بشود در اخلاق، در تربیت فرزند، در مکانیزم و نوع زندگی که همان سبک زندگی تجلی پیدا می‌کند و جامعه نسبت به این امرآشنایی عملی، حقوقی و عمیق پیدا می‌کند.

پرسش: با توجه به این که در ماه مبارک رمضان قرار داریم و این ماه متعلق به حضرت علی (ع) است درباره شیوه حکومت داری ایشان در عصر خلافت خودشان هم بفرمایید.

حجت‌الاسلام نوایی: حضرت علی میزان است و علی معیار فکرالهی و دینی است، معیار سیاست و معرفت دینی، معیاراخلاق، اقتصاد دینی است وحضرت علی (ع) معیار برای همه این‌ها است. راجع به حضرت علی فکرمان قاصرتر از آنست که بخواهیم شأن و منزلت ایشان را آنگونه که در جایگاه ایشان تناسب دارد بتوانیم بیان کنیم و این که علی در حوزه عبودیت و معرفت و در حوزه پرستش الهی چگونه بود؟ در واقع بایستی حضرت را در ماه مبارک رمضان میزان قرار بدهیم که می‌توان به عبادت‌های خالصانه ایشان اشاره کرد.
 
در وادی پرستش و عبادت اگر در همه ماه مبارک رمضان هم به ایشان پرداخته بشود باز هم کم است، نماز و تربیت فرزند ایشان در ماه مبارک رمضان می‌تواند از سوی مبلغین مدنظر باشد. بخش دیگر میدان سیاست است که حضرت علی (ع) در این میدان الگوی بی بدیل بعد از پیغمبر اکرم (ص) است و سیاست علی (ع) بعد از دوران عثمان و چالش‌های آن دوران وقتی حکومت به دست ایشان می‌رسد حضرت در حکومت چگونه عمل می‌کند؟ که خود ایشان می‌فرماید به خداقسم اگرببینم از بیت المال مهریه ای برای زنان قرار داده‌اند آن مال را به بیت المال برمی گردانم.
 
سیاست حضرت علی (ع) سیاست نفسانی و غیر الهی نشد
در عدل گشایشی وجود دارد و در میدان سیاست ایشان دشمن شناس بی بدیلی است و در وادی سیاست حکمران بی نظیری است در وادی سیاست دست شیطان صفتان را از پشت می‌بندد و یکه تاز میدان است و ایشان الگوی سیاست است به گونه ای که سیاست را با بصیرت درآمیخته است و از راه منحرف نمی‌شود و در مسیر الهی حرکت می‌کند و هیچگاه سیاست حضرت علی، سیاست نفسانی و غیر الهی نشد.

حکمرانی که بخشی از سیاست را باید در آن دید حضرت علی (ع) قصد دارد که حکومت را به دوران پیامبر برگرداند و حکومتی تشکیل بدهد که الگویش حکومت نبوی در مدینه بوده است و علی معیار انسانیت، کرامت، فضیلت عدالت، عبادت، سیاست، حکومت، نیایش و عبادت، جهاد، تربیت فرزند و ثبات قدم و بصیرت است.
 
شناخت خوارج زمانه/ هرکس دین را از حوزه عقلانیت خارج کند جزو خوارج است
در حال حاضر خوارج ظاهرش مرده است ولی روحش زنده است یک مکتب ممکن است که شکلش مرده باشد ولی روحش زنده بماند و فقط قالبش مرده باشد و خوارج هم به همین گونه است و روحشان جاری است و عده ای به راستی خارج هستند و جزو خوارج می‌باشند و مسلم است و ابزاری که برای شناخت خوارج که قرآن و ائمه به آن تاکید دارند، بصیرت است و جامعه باید به بصیرت و روشنی بینی برسد، روشن بینی که رد پای انحرافات را در همه مکان‌ها مشاهده کند و خوارج را ببیند فکر انحرافی خوارج را ببیند و هرکس که ادعا کند ما نیاز به رهبر نداریم این همان فکر خوارج است و بگوید ما امام و حکومت اسلامی نمی‌خواهیم این تفکر خارجی و آشوب گر است یعنی خوارج را در این موقعیت‌ها باید شناخت و از طرفی هرکس که متعصب خشک باشد، این فرد هم خارجی است و هرکس دین را از حوزه عقلانیت خارج کند بازهم جزو خوارج است چرا که خوارج نهروان افرادی خشک و متعصب بودند و جمود داشتند وذهن باز و بصیرت نداشتند و در عین این که حافظ قرآن بودند ولی قرآن را با تیر می‌زدند. موضوع بصیرت و عمق شناسی انحرافات در تبیین گروه‌های خوارج دارای اهمیت است ودر این شرایط قائد و رهبر را باید ملاک قرار داد که در فتنه‌ها و آسیب‌ها و در شبهات در امان ماند.

نظر شما