فقه و حقوق

حجت‌الاسلام شهریاری تبیین کرد:

چهار دلیل نظارت بر اعمال کارگزاران

حجت‌الاسلام شهریاری در ادامه درس فقه فن‌آوری‌های نوین با سرفصل «نظارت بر اعمال کارگزاران» تصریح کرد: استفسار از خود مآمور دو برکت دارد یا آن کار را کرده یا نکرده بنابراین یا راستش را می‌گوید و یا حواسش را جمع می‌کند.

به گزارش خبرنگار اجتهاد، در ادامه سلسله جلسات درس فقه فن‌آوری‌های نوین، حجت‌الاسلام والمسلمین حمید شهریاری به بیان اسناد دیگری درباره استثناء بودن نظارت بر اعمال کارگزاران از اصل اولی حرمت تفتیش پرداخت.

دلیل یازدهم
رئیس مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی به عنوان دلیل یازدهم خود به نامه حضرت امیر المؤمنین به منذر ابن جارود اشاره کرد: وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ اِلَى الْمُنْذِرِ بْنِ الْجارُودِ الْعَبْدِىِّ، وَ قَدْ كانَ اسْتَعْمَلَهُ عَلى بَعْضِ النَّواحى، فَخان الاَْمانَةَ فى بَعْضِ ما وَلاّهُ مِنْ اَعْمالِهِ اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّ صَلاحَ اَبيكَ غَرَّنى مِنْكَ، وَ ظَنَنْتُ اَنَّكَ تَتَّبِعُ هَدْيَهُ، وَ تَسْلُكُ سَبيلَهُ، فَاِذا اَنْتَ فيما رُقِّىَ اِلَىَّ عَنْكَ لا تَدَعُ لِهَواكَ انْقِياداً، وَ لاتُبْقى لاِخِرَتِكَ عَتاداً، تَعْمُرُ دُنْياكَ بِخَرابِ آخِرَتِكَ، وَ تَصِلُ عَشيرَتَكَ بِقَطيعَةِ دينِكَ. وَ لَئِنْ كانَ ما بَلَغَنى عَنْكَ حَقّاً لَجَمَلُ اَهْلِكَ وَ شِسْعُ نَعْلِكَ خَيْرٌ مِنْكَ! وَ مَنْ كانَ بِصِفَتِكَ فَلَيْسَ بِاَهْلِ اَنْ يُسَدَّ بِهِ ثَغْرٌ، اَوْ يُنْفَذَ بِهِ اَمْرٌ، اَوْ يُعْلى لَهُ قَدْرٌ، اَوْ يُشْرَكَ فى اَمانَة، اَوْ يُؤْمَنَ عَلى خِيانَة. فَاَقْبِلْ اِلَىَّ حينَ يَصِلُ اِلَيْكَ كِتابى هذا اِنْ شاءَ اللّهُ.

حجت‌الاسلام شهریاری پس از معنی کردن برخی از کلمات متن در توضیح روایت گفت: منذر در جنگ جمل در سپاه حضرت بوده و سپس والی حضرت در اصطخر(شهری باستانی است واقع در استان فارس ایران) شده است. در تاریخ از او به عنوان یکی از خوارج و بعدها به عنوان پدر زن عبیدالله بن زیاد یاد می‌شود که همراه عبیدالله از بصره به کوفه آمد تا در مقابل امام حسین علیه‌السلام بایستد. وقتی نامه‌رسان امام حسین علیه‌السلام به کوفه و منزل او آمد وی فرستاده امام را به عبیدالله تحویل داد و عبیدالله هم او را کشت؛ در آخر عبیدالله‌بن‌زیاد در عهد یزید او را والی سند در هند کرد. او در سال 62 یا 61 همانجا مرد.

رئیس مرکز نور ادامه داد: در این حدیث حضرت خطاب به منذر می‌گوید پدر تو مرد خوبی بود و من فکر کردم تو هم آدم خوبی هستی و به راه پدرت می‌روی در حالی که خبری از تو به من رسیده که هیچ فرمانبرداری را از هوای نفست فروگذاری نکردی و آخرت خودت را برای دنیایت خراب می‌کنی و اگر این چیزی که از تو به من رسیده صحیح باشد. بند کفشت از تو بهتر است و هرکس که مثل تو باشد این ارزش و منزلت را ندارد که مرزبانی را به او بسپاریم...

وی توضیح داد: از عبارت «فيما رُقِّىَ اِلَىَّ» معلوم می‌شود که کسی از عمد و قصد خبر را برای حضرت آورده است؛ و با توجه به عبارت «وَ لَئِنْ كانَ ما بَلَغَنى...» می‌توان فهمید حضرت به این اخبار حتما عمل نمی‌کرده و احتیاط می‌کرده است.

حجت‌الاسلام شهریاری بیان کرد: استفسار از خود مآمور دو برکت دارد یا آن کار را کرده یا نکرده بنابراین یا راستش را می‌گوید و یا حواسش را جمع می‌کند.

رئیس مرکز علوم اسلامی تحقیقات کامپیوتری ادامه داد: در تاریخ آمده است که عده‌ای درباره منذر خبر آوردند که او چهارصد هزار درهم از بیت‌المال را برای اقوام خودش برداشته است. حضرت او را فراخواند، وی به نزد حضرت رفته و گفت من از این اموال استفاده نکردم. حضرت گفت قسم بخور،‌ اما وی نکول کرد و حضرت او را به زندان انداخت که یکی از موارد و روایات جواز استفاده از زندان همین مورد است.

حجت‌اسلام شهریاری در توضیح روایات وارده در این باب گفت: بهتر است روایات را دو دسته کرد یک دسته روایاتی که به جعل ناظر تصریح کرده (البته جاسوس الزاما معنا و بار منفی ندارد جاسوسی اعم از این است که خبری که می‌آورد خیر باشد و خوبی شخص را بگوید، یا بدی او)؛ دسته دوم روایاتی هستند که تصریحی بر این مطلب ندارند و خبر برای حضرت آورده شده و ما باید روایات دوم را قرینه برای روایات اول قرار بدهیم.

دلیل دوازدهم
حجت الاسلام شهریاری به عنوان دلیل بعدی بر بحث خود به حدیث دیگری از امام علی به مالک اشتر اشاره کرد: ثـُمَّ لا تـَدَعْ اَنْ یـَکـُونَ لَکَ عـَلَیـْهـِمْ عـُیـُونٌ مـِنْ اَهـْلِ الاَْمانـَهِ وَ الْقـَوْلِ بـِالْحـَقِّ عـِنـْدَ النّاسِ فَیَثْبُتُونَ بَلاءَ کُلِّ ذى بَلا ءٍ مِنْهُمْ لِیَثِقَ اُولئِکَ بِعِلْمِکَ بِبَلائِهِمْ......

وی بعد از توضیح کلمات به کار برده شده در روایت در توضیح روایت بیان کرد: حضرت به مالک اشتر می‌گوید تو بر حذر نباش که جاسوسانی قرار بدهی؛ البته باید این شخص هم اهل امانت باشد و هم حرف راست و درست بزند تا آنان اعتماد کنند که تو از گرفتاری‌هایی که برایشان پیش آمده خبر داری. سپس سختی‌هایی را که هریک از آنان کشیده را شناسایی کن و سختی هر یک را به حساب دیگری مگذار و نهایت گرفتاری و سختی کارش را شناسایی کن و سختی کارش را درنظر آور و از آن کم نکن و هرکدام را به اندازه کاری که کرده پاداش ده و برایش موجبات شادمانیش را اختصاص بده و بزرگی کسی تو را به بزرگداشت سختی کوچک او و کوچکی کسی تو را به تحقر سختی بزرگ او وادار نکند.

حجت‌الاسلام شهریاری اضافه کرد:‌ البته این فراز در نهج‌البلاغه نیست و در منابع دیگر آمده ولی از سیاق کلام مشخص می‌شود که افتادگی کلام بوده است.

وی افزود:‌ شاهد مثال این است که حضرت در اینجا نهی می‌کند (از امر هم بالاتر): «نکند که جاسوس نگذاری» و نکته دیگر اینکه عیون در اینجا برای گیر انداختن کارگزار نبوده بلکه برای در آوردن نقاط قوت ایشان است.

دلیل سیزدهم
مدیر مرکز علوم کامپیوتری نور به عنوان دلیل سیزدهم خود باز هم به نامه‌‌ای از امیرالمؤمنین استدلال کرد: و من كتاب له ع إ لى مصقلة بن هُبيرة الشّيباني و هو عامله على اءردشير خُرَة: بَلَغَنِي عَنْكَ اءَمْرٌ إِنْ كُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ اءَسْخَطْتَ إِلَهَكَ وَاءغْضَبْتَ إِمَامَكَ: اءَنَّكَ تَقْسِمُ فَيْءَ الْمُسْلِمِينَ الَّذِي حَازَتْهُ رِمَاحُهُمْ وَ خُيُولُهُمْ وَ اءُرِيقَتْ عَلَيْهِ دِمَاؤُهُمْ فِيمَنِ اعْتَامَكَ مِنْ اءَعْرَابِ قَوْمِكَ؛ فَوَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَاءَ النَّسَمَةَ لَئِنْ كَانَ ذَلِكَ حَقّا لَتَجِدَنَّ لَكَ عَلَيَّ هَوَانا وَ لَتَخِفَّنَّ عِنْدِي مِيزَانا فَلاَ تَسْتَهِنْ بِحَقِّ رَبِّكَ وَ لاَ تُصْلِحْ دُنْيَاكَ بِمَحْقِ دِينِكَ، فَتَكُونَ مِنَ الْاءَخْسَرِينَ اءَعْمَالاً. اءَلاَ وَ إِنَّ حَقَّ مَنْ قِبَلَكَ وَ قِبَلَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ فِي قِسْمَةِ هَذَا الْفَيْءِ سَوَاءٌ: يَرِدُونَ عِنْدِي عَلَيْهِ، وَ يَصْدُرُونَ عَنْهُ. (از نامه آن حضرت(ع ) به مصقلة بن هبيره شيبانى كه عامل او در اردشير خره بود: از تو خبرى به من رسيده، كه اگر چنان كرده باشى، خداى خود را به خشم آورده اى و امام خود را غضبناك كرده اى. تو غنايم جنگى مسلمانان را كه به نيروى نيزه ها و اسبانشان گرد آمده است و بر سر آنها خونها ريخته شده، به جماعتى از عربهاى قوم خود، كه تو را اختيار كرده اند، بخشيده اى. سوگند به كسى كه دانه را شكافته و جانداران را آفريده، اگر اين سخن راست باشد، از ارج خود در نزد من فرو كاسته اى و كفه اعتبار خود را سبك كرده‌اى. پس حقيقت پروردگارت را سهل مينگار و خوار مدان و دنيايت را به نابودى دينت آباد مگردان. كه در زمره زيانكارترين مردم در روز رستاخيز خواهى بود. بدان، كه مسلمانانى كه در نزد تو هستند، يا در نزد ما هستند، سهمشان از اين غنيمت برابر است. براى گرفتن سهم خود نزد من مى‌آيند و چون بگيرند، باز مى گردند.

وی در توضیح و معنی برخی از کلمات عبارت گفت: ادشیر خره نام یک منطقه‌ای است نزدیک فیروزآباد و اعتیام به معنی اختیار است. حضرت شخصی به نام مصقله را حاکم فیروز آباد می‌کند. در این منطقه عده‌ای که ابتدا مسیحی بودند و بعد مسلمان شده بودند دوباره به کیش اول خود برمی‌گردند. معقل به سوی ایشان می‌رود و برای ایشان خطابه می‌خواند که ایشان چند دسته می‌شوند. معقل گروهی را که حاضر به برگشت به اسلام نشده بودند، به زور شمشیر دوباره مسلمان می‌کند و به اسارت می‌برد. مصقله در راه ابتدا خواستار آزادی ایشان می‌شود و بعد آنها می‌خرد؛ و قرار می‌شود اینها خودشان کار کنند و پولشان پرداخت شود بعد از مدتی مصقله این اسرا را آزداد می‌کند و دیگر نمی‌تواند بهایشان را بپردازد. حضرت در این نامه مصقله را بازخواست می‌کند. او به سمت معاویه فرار می‌کند و حضرت خانه مصقله را خراب می‌کند.

استاد حوزه قم بیان داشت: از این روایت معلوم می‌شود حضرت، کار کارگزار خود را پی‌گیری می‌کند؛ درحالی که بنا بر اصل اولی ما از تتبع نهی شده بودیم.

دلیل چهاردهم
در روایت چهاردهم حجت‌الاسلام شهریاری به نامه حضرت به محمد بن ابی‌بکر استدلال کرد: و من كتاب له ع إ لى مُحَمَّدِ بْنِ اءَبِي بَكْرٍ لَمّا بَلَغَهُ تَوَجُّدُهُ مِنْ عَزْلِهِ بِالاْ شتَرِ عَنْ مِصَر ثُمَّ تُوُفَّي اءلاَشْتَرُ فِي تَوَجُّهِهِ إ لى مِصْرَ قَبْلَ ُصُولِهِ إِلَيْها: اءَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ بَلَغَنِي مَوْجِدَتُكَ مِنْ تَسْرِيحِ الْاءَشْتَرِ إِلَى عَمَلِكَ وَ إِنِّي لَمْ اءَفْعَلْ ذَلِكَ اسْتِبْطَاءً لَكَ فِي الْجَهْدَ وَ لاَ ازْدِيَادا لَكَ فِي الْجِدِّ وَ لَوْ نَزَعْتُ مَا تَحْتَ يَدِكَ مِنْ سُلْطَانِكَ لَوَلَّيْتُكَ مَا هُوَ اءَيْسَرُ عَلَيْكَ مَؤ وْنَةً وَ اءَعْجَبُ إِلَيْكَ وِلاَيَةً (نامه اى از آن حضرت (ع) به محمدبن‌ابى‌ابكر، هنگامى كه از دلتنگى او به سبب عزلش از مصر و جانشينى مالك اشتر خبر يافت و اشتر در راه پيش از رسيدنش به مصر وفات يافت. اما بعد، خبر يافتم كه از اينكه اشتر را به قلمرو فرمانت فرستاده بودم، ملول شده‌اى. من اين كار را به سبب كندى تو در كار يا براى افزودن در كوشش تو نكرده بودم. اگر قلمرو فرمان تو را از تو گرفتم، بدان سبب بود كه مى خواستم تو را به كارى كه انجام دادن آن بر تو آسان‌تر باشد و حكومت بر آن تو را خوشتر مى‌افتد، بر گمارم ..)

وی در استدلال به روایت گفت: از این که فاصله دور بوده معلوم می‌شود که عیونی وجود داشته ضمن این که واژه «بلغنی» که در سایر روایات به آن استناد شد، در اینجا هم وجود دارد. از لحن امام نیز معلوم می‌شود که گاهی حاکم باید دلجویی کند.

حجت‌الاسلام شهریاری در پایان سخنان خود گفت: روایات دیگری هم در این باره وجود دارد که به علت معلوم شدن بحث و مدعا ازآنها صرف نظر می‌کنیم.

نظر شما