فقه و سیاست

یادداشت؛

ولایت فقیه، موتور محرکه انقلاب اسلامی و الگوی حکمرانی در بلاد اسلامی

تکیه امام خمینی بر نظریه ولایت فقیه در حقیقت تلاش وی برای حاکمیت شعائر دین مبین اسلام بر شئون جامعه اسلامی بود. ایشان دین را بر تمام جزئیات وجودی و زندگی اجتماعی و سیاسی مردم مسلمان ایران حکمفرما کردند. چرا که به عقیده ایشان دینی که نتواند مشکلات زندگی اجتماعی را حل کند، ناقص و متناقض با ادعای دین و دینداران است.

شبکه اجتهاد: نظریه «ولایت مطلقه فقیه» نقش بی بدیلی در شکل گیری حکومت جمهوری اسلامی در ایران داشته است و قانون اساسی نیز آن را به دلیل تبعیت از کتاب قرآن و دین مبین اسلام پذیرفته است. تکیه امام خمینی بر نظریه ولایت فقیه درحقیقت تلاش ایشان برای حاکمیت شعائر دین مبین اسلام بر شئون جامعه اسلامی بود که در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به ثمر نشست و الگویی شد برای تمامی آزادی خواهان جهان.

مقدمه
گرچه ریشه‌های انقلاب اسلامی ایران را می‌توان از دوره قاجار و طرح مسئله مشروطیت پیگیری کرد، اما نهضت اسلامی ایران برای براندازی رژیم فاسد پهلوی که با رهبری حضرت امام خمینی (ره) شروع شده بود، از ماجرای تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی شعله ور شد. لایحه ای که بدون تصویب مجلس بصورت قانون درآمد و موجی از ناآرامی‌ها و اعتراضات مردمی را در پی داشت. این لایحه به مثابهٔ جرقه ای برای مشتعل کردن حرکت انقلابی مردم بود. مقدمات این قیام از کودتای ۲۸ مرداد شکل گرفته بود و منتظر موقعیتی بود تا به حرکت درآید. این لایحه از آن جهت در بررسی مسئله نهضت امام خمینی (ره) و بیان جایگاه ولایت فقیه دارای اهمیت است که به موازات تصویب این لایحه، جدایی میان حرکت‌های اسلامی و غیر اسلامی اتفاق افتاد. گروه‌های ملی گرا و لیبرال که تحت عنوان جبهه ملی فعالیت می‌کردند، از حرکت اصیل اسلامی فاصله گرفتند و قطعاً طرح نظریه ولایت فقیه توسط امام (ره) در مرزبندی و تفکیک افکار و سلائق سیاسی مؤثر بوده است. چرا که در بحث ولایت فقیه مبنا و اساس دین مبین اسلام و سنت پیامبر و ائمه معصومین است. بر همین اساس بود که امام (ره) «سیاست نه غربی نه شرقی» را مطرح کرد{۱}. این شعار اشاره به این مسئله دارد که در جامعه اسلامی، هرگونه سلطه کافر بر مسلمان ممنوع است و نهضت امام (ره) نمی‌توانست با تکیه بر یک ابرقدرت بر علیه ابر قدرت دیگری قیام کند. چرا که این امر مغایر با آموزه‌های قرآن و سنت پیامبر بود. و از طرفی یکی از شروط اولیه تحقق حکومت اسلامی بر پایه کتاب قرآن، عدم تسلط کفار بر شئون جامعه اسلامی عنوان شده است. بنابراین تصویب این لایحه بحران جدیدی را در پی داشت که خود زمینه ساز بحران‌ها و تحولات دیگر شد. امام خمینی از این پس، رسماً فعالیت‌های خود را با فراخوانی و تشکیل جلسات مشورتی میان علمای قم آغاز کرد{۲}.
 
نکته تازه در رهبری امام خمینی این بود که انتقادهایی که تاکنون متوجه دولت بود، از این پس متوجه محمدرضا شاه شد و مقاومت‌های حکومت پهلوی در برابر اندیشه‌های احیاگرانه موجب شد که اصلاح گری به اندیشه انقلابی تبدیل شود{۳}. امام خمینی مخالفت خود با لایحه مذکور را با وارد کردن ایرادهای شرعی به آن آغاز کرد و خواستار لغو آن شد و طی تلگراف‌هایی در اعتراض به شاه و علم عواقب وخیم تخطی و تخلف از قرآن و احکام اسلام را یادآور شد. با تلاش امام خمینی که بر محوردیانت و سیاست بود، مخالفت‌ها همه گیر شد و شاگردان امام با انتشار اخبار و پیام‌های امام به سراسر کشور به مانند پلی ارتباطی بین حوزه علمیه قم، افکار امام خمینی و شهرهای خود عمل کردند{۴}.

نظریه ولایت فقیه (ریشه‌ها و پیامدها)
همچنانکه ذکر شد، امام خمینی (ره) نخستین فقیهی است که موفق به تشکیل دولت شیعی شده است. نظریه او در مورد حکومت در فقه شیعه به نظریه «ولایت مطلقه فقیه» مشهور شد. این نظریه نقش بی بدیلی در شکل دهی به بافت و ساخت حکومت در ایران پس از انقلاب اسلامی ایفا کرد و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آن را با رأی اکثریت مردم پذیرفته است. در اندیشه امام ولایت مطلقه فقیه دارای وجوه افتراق بسیاری با نظارت فقیه است. چرا که ولی فقیه علاوه بر کشف و مخالفت با موارد غیر اسلامی، اعلام و صدور دستور اجرای احکام و قواعد فردی و اجتماعی دین را نیز عهده دار است. به بیان دیگر نظر و رأی ولی مطلقه فقیه، شرط تحصیل مشروعیت در امور است و بر این اساس صلاحیت مردم در حوزه حقوق عمومی محدود می‌شود{۵}. امام خمینی نظریه ولایت مطلقه فقیه را مناسب‌ترین روش در مسیر تبیین الگوی حکمرانی و ماهیت دولت در بلاد اسلامی قلمداد کرده‌اند. و در این باره فرموده‌اند: «کلیه امور مربوط به حکومت و سیاست که برای پیامبر و ائمه علیهم السلام مقرر شده، در مورد فقیه عادل نیز مقرر است و عقلا نیز نمی‌توان فرقی میان این دو قائل شد...»{۶} تأکید امام خمینی بر این مهم بیانگر اینست که مشروعیت سیاسی قدرت حاکمه دارای ماهیتی الهی و بلاواسطه است و همین امر باعث سرعت بخشیدن به روند تلفیق دو حوزه اقتدار مذهبی و قدرت سیاسی شد.
 
ایشان اسلام را دینی سیاسی می‌دانست و بر سیاسی بودن کلیت دین اسلام تأکید داشت و بیان کرد که کسانی که اسلام را محدود به احکام خاص فردی می‌دانند، کسانی هستند که از اصول دین اسلام نامطلع‌اند و گرفتار توطئه استعمارگران شده‌اند{۷}. بنابراین ولایت مطلقه فقیه بر مبنای این دیدگاه گسترده تر از چارچوب احکام اولیه شرع است و تاب تقلید به چارچوبی مثل قانون را مورد تشخیص مصلحت نخواهد داشت. به عبارت دیگر در این نظریه سرپرستی مسلمانان و اختیارات آن‌ها در امور دنیوی به نیابت از ائمه معصومین به ولی فقیه جامع الشرایط منتقل شده است که با این استدلال عدم لزوم متابعت ولی فقیه از چارچوب احکام فرعیه و نیز قانون‌های بشری منشعب از عقل نیز استنباط می‌شود. از اینرو ولایت ولی فقیه از دیدگاه امام خمینی ولایتی الهی است و شعبه ای از ولایت مطلقه پیامبر بر جامعه مسلمانان می‌باشد{۸}.

در تداوم مبارزات مردم بر علیه رژیم پهلوی، یکی از پدیده‌های مهم جریان احیاء تفکر دینی در دهه ۳۰، ظهور امام خمینی (ره) و ورود او به صحنه سیاسی-مذهبی کشور بود. نخستین بیانیه مکتوب ایشان در سال ۱۳۲۳ ش به رشته تحریر درآمد و در آن عنوان شده است که «انبیاء در حالیکه کاملاً مجذوب تأمل درباره خداوند بوده‌اند، برای تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی انسان‌ها قیام کرده‌اند. بر عکس مسلمانان امروزی فقط به خاطر منافع دنیوی قیام کردند؛ و نتیجه آن هم حاکمیت بیگانگان و عوامل آن‌ها مانند رضاشاه... بود»{۹}. در جریان جنبش بیداری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی دو جریان مطبوعات دینی و جنبش دانشجوئی آن را یاری می‌کردند. ویژگی بارز مطبوعات دینی این بود که در آن‌ها علاوه بر روحانیون، تحصیل کرده‌های دانشگاه‌های داخل و خارج کشور نیز حضور داشتند و در شناساندن اسلام راستین به مردم در قالب ولایت فقیه تلاش بسیاری کردند. از جمله این نشریات می‌توان به آیین اسلام، پرچم اسلام، دنیای اسلام، تعلیمات اسلامی و ندای حق اشاره کرد{۱۰}. و پاسخ مردم به ندای مرجعیت دینی امام خمینی بیانگر رشد مطلوب بیداری اسلامی و همه گیر شدن آن در ایران بود. در موج بیداری اسلامی، امام خمینی و روحانیون همفکر وی کوشیدند که سیاست را بر محور مرجعیت بازگردانند. طیف مذهبی جنبش دانشجوئی نیز به تحقق این هدف کمک می‌کرد. برای تبیین این اندیشه می‌توان از اصطلاحات «معنویت گرایی در سیاست» و «بازگشت به خویشتن انسان مسلمان ایرانی» استفاده کرد. امام (ره) برای تقویت این هدف، به تقویت حوزه علمیه پرداخت{۱۱}. و بر نقش حوزه در روند تحولات سیاسی کشور تأکید کرد.
بنابراین آنچه که تحت عنوان نظریه ولایت فقیه امام خمینی (ره) مطرح است، در حقیقت تداوم جریان بیداری اسلامی است که براساس تقسیم بندی های نظری درون گرایش «اسلام گرایی اصولگرا» قرار گرفته است. تئوری‌ای که درپی دگرگونی‌های اساسی در کشورهای مسلمان بود. در واقع «قدرت تفوق ناپذیر اسلام در حل مسائل اجتماعی و سیاسی مسلمین» جوهر نظریه اسلام گرایی اصولگرا بود{۱۲}.
 
نهضت امام خمینی (ره) اوج گرایشِ اسلام گرایی اصولگرا است که دیگر جنبش‌های اسلامی در سراسر جهان تحت تأثیر موفقیت ایشان در تأسیس جمهوری اسلامی، قوت گرفتند. در واقع تفکر و طرح امام تلفیقی از هویت و توسعه بود. در حالیکه رهبران پیشین جنبش بیداری اسلامی چون سید جمال الدین اسدآبادی به دنبال توسعه و تجدد بودند و برخی هم بصورت کم رنگ بر هویت تأکید می‌کردند. امام خمینی همانطور که به دنبال احیاء هویت اسلامی بود، به توسعه نیز دقت نظر داشت، توسعه ای که در چهارچوب هویت اسلامی تعریف می‌شد. بنابراین ویژگی بارز نظریه امام منحصر بودن آن در قالب و شکل اسلامی بود و همین مسئله موقعیت ممتازی به امام خمینی در جنبش اسلام گرایی در جهان اسلام داده بود{۱۳}. طرح اجمالی ولایت فقیه در قالب کتاب کشف الاسرار و کتاب رسائل حجابیه بیان شده است. نظریه ولایت فقیه که در انقلاب اسلامی ایران تبلور یافته است در افول و به انزوا کشاندن قوم گرایی، ناسیونالیسم و لائیسم نقش داشته است. این نکته هم در برهه انقلاب و هم پس از آن مشاهده می‌شود. برای تحقق نظریه امام چهار محور مبارزاتی مشخص شده بود که شامل: مبارزه با بی دینی، تشکل‌ها، انجمن‌ها، گروه‌ها و احزاب سیاسی-مذهبی بوجود آمدند.

انتشار نظریه ولایت فقیه از سوی امام خمینی (ره) و چاپ کتاب «ولایت فقیه» در تعداد زیاد و انتشار آن در سراسر کشور، از تحولات بسیار مهم اواخر دهه ۴۰ بود. این بحث از نظر علما و روحانیون تازگی نداشت، اما برای مردم و به شکلی که معظم له مطرح نمودند، کاملاً تازگی داشت. از طرف دیگر چون این بحث توسط یک مرجع تقلید مطرح می‌شد، آنچنان مورد توجه سیاسیون قرار نداشت. در واقع بحث ولایت فقیه، نظریه حکومت اسلامی و چگونگی شکل گیری نظام و مدیریت آن را تبیین می‌نمود. این نظریه برای اکثریت روشنفکران و مبارزان انقلابی شناخته شده نبود و به همین دلیل نوعی ابهام در مورد شکل حکومت اسلامی و چگونگی اداره نظام وجود داشت، که با انتشار این بحث یک تحول فکری بنیادین در میان نسل جوان مبارز و مسلمان به وجود آمد که مقدمه مبارزات انقلابی دهد ۵۰ و تداوم آن تا پیروزی انقلاب اسلامی شد. در ابتدای انتشار کتاب ولایت فقیه واکنش تندی از سوی رژیم پهلوی مشاهده نشد، زیرا آن‌ها از محتوا و اثرات بعدی آن اطلاعی نداشتند. اما از سالهای ۵۲ به بعد و با گسترش مبارزات و توسعه گروه‌های مبارز و افزایش زندانیان سیاسی (انقلابی)، رژیم متوجه شد که این کتاب در واقع الهام بخش بسیاری از جوانان برای پیوستن به حرکت انقلابی-اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) می‌باشد{۱۴}. در ادامه مسیر انقلاب و با افزایش حضور آمریکا در ایران و شدت خفقان و سرکوب رژیم، مشکلات اقتصادی، فساد بی حد و حساب و در کنار این مشکلات با انتشار اعلامیه‌ها و کتاب‌های حضرت امام خمینی (ره) که موجب رشد آگاهی و بینش سیاسی جوانان و گرایش بیشتر آن‌ها به اسلام انقلابی شد. اجرای کلیه دستورات مقامات سیا، موساد و اینتلیجنس سرویس در کمیته مشترک مبارزه با خرابکاری برای کمک به ساواک، عملاً نتایج معکوس داشت. چنانکه در سالهای دهه ۵۰ به رغم هزینه‌های سنگینی که صرف سازمان‌های اطلاعاتی، امنیتی و مشاوران خارجی شد، به هیچ وجه جریان انقلاب متوقف نشد، اگرچه اشکال و شیوه‌های آن تحت تأثیر شرایط پیش آمده قرار گرفت، اما از مسیر خود منحرف نشد{۱۵}. بنابراین آنچه که به عنوان رهبری امام خمینی (ره) در جریان مبارزات بیان می‌شود، منبعث از نظریه ولایت فقیه است و شکل گیری مبارزات نیز با اتکاء به نظریه تشکیل حکومت اسلامی بر پایه ولی فقیه عادل و عالم به اوضاع سیاسی زمان، بوده است.

در راستای تحقق اهداف انقلاب سه جریان مهم شکل گرفته بود که هر کدام با توجه به شرایط محیط اجتماعی و فرهنگی که در آن حضور داشتند در مبارزات انقلابی شرکت می‌کردند. این سه گروه عبارت‌اند از: ۱- روحانیت ۲- حرکت‌های دانشجویی ۳- مردم. نقش روحانیت در انقلاب به عنوان انگیزه نیرومندی بود که قیام مردم را برای مقابله با رژیم مستحکم تر و جسورانه تر می‌کرد. زمینه‌های حضور نیروهای مذهبی بویژه مراجع تقلید و روحانیون، با نقش دائمی رهبری مذهبی آن‌ها در جامعه، و تحولی مهم در حوزهٔ نهاد دینی و حوزه‌های علمیه شیعی به اوایل دوره قاجار بر می‌گردد که در آن برهه به دلیل پیروزی مجتهدان بر محدثان شکل جدیدی از رهبری جامعه اسلامی را مطرح کرد{۱۶}.
 
بتدریج با گسترده شدن شبکه نیروهای مذهبی و با پشتیبانی مردم، روحانیت نقش سرنوشت ساز خود را در تعیین نوع حکومت حاکم بر جامعه اسلامی ایران را ایفا کردند. اقدامات ضد اسلامی رژیم پهلوی و بیانات امام (ره) خطاب به علماء و طلاب و همچنین دعوت از آن‌ها برای مقابله با مفاسد و قیام برای تشکیل حکومت اسلامی مهم‌ترین انگیزه ای بود که توانست حرکت انقلابی را به ثمر بنشاند. شاید بتوان حادثه ۱۵ خرداد سال ۵۴ را بزرگ‌ترین تجمع روحانیون در حمایت از حرکت انقلابی مردم عنوان کرد که به مناسبت سالگرد قیام ۱۵ خرداد سال ۴۲ برگزار شد و در آن عموم طلاب قم و دیگر شهرها حضور داشتند که در آن بر حمایت از رهبری امام تأکید و اعلامیه ای را نیز در این خصوص منتشر کردند. در این حادثه که با حمله نیروهای امنیتی رژیم همراه بود، بسیاری از روحانیون دستگر و به حبس‌های طولانی مدت محکوم شدند. اما حرکت‌های دانشجوئی از سال ۴۱ و با شروع نهضت اسلامی بتدریج بصورت مبارزات انقلابی شکل گرفت. با وجود نظارت شدید رژیم بر فضای سیاسی حاکم بر دانشگاه‌ها، دانشجویان انقلابی به طور مخفی و نیمه مخفی وارد تشکل‌های دانشجوئی می‌شدند که در خط امام و رهبری قرار داشتند؛ که البته در این راه بسیاری از آن‌ها دستگیر و یا اعدام شدند. در سالهای آخر نهضت (۵۷-۵۰) عمده زندانیان سیاسی را طلاب و دانشجویان تشکیل می‌دادند و این نشان از حضور فعال این دو قشر روشنفکر مذهبی در صحنه مبارزات سیاسی کشور بود. اما به نظر می‌رسد که بازتاب واقعی نظریه «ولایت فقیه» امام خمینی (ره) در میان عامه مردم بوده باشد- گروه‌هایی از مردم مسلمان و حامی ولایت فقیه- که خارج از حوزه و دانشگاه فعالیت می‌کردند و نیرومندترین گروه آن‌ها بدون شک بازاریان بودند.
 
«مرجع تقلید» پایگاه نیرومندی در میان توده‌های مردم بود تا با پشتوانه قوی نظری و سیاسی، به مبارزه با استعمار و جریانات ضد اسلامی داشته باشند. در این خصوص حضرت امام توجه ویژه ای به مردم داشته است و بر حضور فعالانه آن‌ها در صحنه سیاسی کشور تأکید داشتند؛ این مسئله از آنجا ناشی می‌شد که یکی از مهم‌ترین اصول فلسفه سیاسی امام تحقق شعار «برای مردم، با مردم» بود. مردم نیز به صداقت و مشروعیت دینی و سیاسی امام خمینی (ره) پی برده بودند و با تمامی توان و امکانات امام را پذیرفتند. این همان رمز اوج گیری نهضت و شکل گیری انقلاب اسلامی و پیروزی آن بود که بسیاری از تحلیلگران داخلی و خارجی قادر به درک آن نبودند و در تحلیل‌های خود به خطا می‌رفتند{۱۷}.

ایشان نظریه خود را بر محور جنبش بیداری اسلامی و تحولات سیاسی ایران عصر پهلوی بنیان نهاده بود. این تحولات در چهار مرحله کلی قابل تبیین است: ۱- مرحله اول در جریان لغو لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی ۲- قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ ش ۳- آغاز بحث حکومت اسلامی با نظریه ولایت فقیه در سال ۱۳۴۸ ش ۴- تقویت و گسترش حوزه‌های علمیه توسط امام خمینی ۵- پیروزی نهایی انقلاب اسلامی{۱۸}. در مرحله اول که با فشار امام لایحه مذکور حذف شد و رخداد مهم این دوره واقعه دوم فروردین ۱۳۴۲ بود که حکومت پهلوی به سرکوب روحانیون در مدرسه فیضیه قم و مدرسه طالبیه تبریز دست زد که طی آن عده ای کشته و مجروح شدند، و در پی آن امام خمینی شدید الحن ترین اعلامیه را صادر کرد که به اعلامیه «شاه دوستی، یعنی غارتگری» معروف شد{۱۹}. نقطه اوج جریان مرحله دوم در قیام ۱۵ خرداد، سخنرانی امام خمینی در عصر روز عاشورا در مدرسه فیضیه قم بود که اعلام کرد: «هدف نهضت، مبارزه با شاه و اسرائیل و حفظ اسلام از خطر ناشی از آن است». و در بخش دیگری خطاب به محمدرضا پهلوی فرمود: «من نمی‌خواهم تو {در سرنوشت} مثل پدر بشی، این‌ها می‌خواهند تو را یهودی کنند که من بگویم کافری، تا از ایران بیرونت کنند و به تکلیف تو برسند»{۲۰}. در واقع قیام ۱۵ خرداد نوعی نمایش گرایش جدی تر روحانیون به فعالیت‌های سیاسی و تلاش برای تحقق اسلام سیاسی بود. در این قیام بازاریان نیز با چرخش ایدئولوژی ملی گرایانه دهه‌های قبل، به سوی ایدئولوژی اسلام سیاسی با هدایت مراجع و روحانیون روی آوردند که این رویکرد نوین از ویژگیهای بیداری اسلامی دهه ۵۰ است. این قیام نشان داد که بیداری اسلامی در ایران به جریان قدرتمندی تبدیل شده است{۲۱}. از ویژگیهای بیداری اسلامی در مرحله دوم می‌توان به تقویت اندیشه پیوند دین و سیاست، سازش ناپذیری با رژیم پهلوی، تثبیت اجتهاد سیاسی در حوزه‌های علمیه و تلفیق نظر و عمل در مبارزه با استبداد و استعمار اشاره کرد. در این احیاگری افراد چون محمود طالقانی و مرتضی مطهری امام را یاری می‌کردند. دانشجویان نیز در قالب انجمن‌های اسلامیِ دانشجویان با پشتوانه دو دهه فعالیت بر محور موضوعات فرهنگی به دفاع از دین اسلام در برابر افکار مارکسیستی و ایده‌های غرب گرایانه می‌پرداختند. با آغاز نهضت اسلامی، با امام خمینی نیز ارتباط برقرار کردند. در واقع امام به عنوان مرجع تقلید سیاسی، خلاء رهبری برجسته مذهبی جنبش دانشجوئی را برطرف کرد{۲۲}. مرحله سوم انقلاب ایران با طرح مسئله ولایت فقیه توسط امام خمینی در سال ۱۳۴۸ ش ارتباط دارد. ایشان در جلسات خود با شاگردان و طلاب حوزه و مردم به اثبات و تبیین حکومت فقیهان و پیوند دین و سیاست و فراتر بودن ایدئولوژی نسبت به عبادت پرداختند؛ و در ضمن بحث‌ها، علیه حکومت ایران و دیگر کشورهای اسلامی نیز موضع می‌گرفتند و صاحب نظران را به مطالعه و بررسی در این زمینه فراخواندند. اندیشه‌های ایشان از طریق شبکه پیام رسانی به ایران منتقل و باعث روشنگری و حرکت تازه در میان مبارزان ایرانی شد.

نظریات امام خمینی علاوه بر ایران در دیگر کشورهای جهان و بخصوص در اروپا و آمریکا نیز بسط یافته بود. عامل انتشار آن نیز دانشجویان مسلمان ایرانی بودند که در قالب انجمن‌های اسلامی فعالیت می‌کردند و با نجف-محل اقامت امام در آن سال‌ها- نیز ارتباط داشتند. دسترسی آن‌ها به مطبوعات و رسانه‌های گروهی در فضای مناسب سیاسی، به آنان امکان بیشتری برای تبلیغ و فعالیت می‌داد. در این میان حضور آیت الله بهشتی در رأس مرکز اسلامی هامبورگ در آلمان و ارتباط وی با دانشجویان از اهمیت بالایی برخوردار بود. مقالات آن‌ها در اروپا در نشریه «اسلام، مکتب مبارزه» به چاپ می‌رسید. با گسترش این مبارزات بود که رژیم پهلوی اقدام به تأسیس پلیس دین کرد تا فعالیت‌های روحانیون مخالف را مهار کند. اما این اقدام نیز نتیجه معکوس در پی داشت و روحانیون با هدایت امام خمینی به شدت علیه اقدام مذکور موضع گیری کردند و به تبلیغات گسترده ای علیه رژیم دست زدند. اما یکی از کانال‌های مهم برای پیشبرد اهداف انقلاب حوزه‌های علمیه و مدارس علوم دینی بودند که مهم‌ترین آن‌ها در قم بود{۲۳}. در نهایت با ایجاد فضای باز سیاسی از اوایل سال ۵۶ و آزادی زندانیان سیاسی، فضایی مساعد پیش روی انقلاب مردم نهاده شد. با کاهش سانسور مطبوعات، مخالفان سیاسی و بویژه نیروهای مذهبی نیز فرصت را مغتنم شمرده، حکومت پهلوی را مورد انتقاد گسترده قرار دادند. به این ترتیب با آزادی‌های نسبی که رژیم به گروه‌های سیاسی داد، مبارزات انفرادی و نظری بصورت یکپارچه تری درآمدند و رژیم پهلوی را وادار به پذیرش خواستهای به حق خود کردند.

نتیجه گیری
تکیه امام خمینی بر نظریه ولایت فقیه در حقیقت تلاش وی برای حاکمیت شعائر دین مبین اسلام بر شئون جامعه اسلامی بود. ایشان دین را بر تمام جزئیات وجودی و زندگی اجتماعی و سیاسی مردم مسلمان ایران حکمفرما کردند. چرا که به عقیده ایشان دینی که نتواند مشکلات زندگی اجتماعی را حل کند، ناقص و متناقض با ادعای دین و دینداران است{۲۴}. بنابراین ولایت فقیه عادل بر جامعه اسلامی، در تداوم ولایت انبیاء و امامان بود و امام خمینی سعی در عملی کردن این اصل مهم دینی داشت. خوشبختانه ندای مبارزه جویانه امام خمینی در میان مردم انعکاسی مطلوب داشت و در ۲۹ دی ماه ۵۷ با فراخوان امام خمینی به «رفراندوم» خیابانی به منظور تعیین سرنوشت سلطنت و نیز حکومت بختیار، فقط در تهران بیش از یک میلیون نفر بدان پاسخ دادند و در ۱۲ بهمن حدود سه میلیون نفر در خیابان‌های تهران اجتماع کردند تا بازگشت پیروزمندانه امام را تهنیت بگویند{۲۵}. از این پس رهبری انقلاب مستقیماً بدست ایشان پیش می‌رفت و در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ با تشکیل حکومت «جمهوری اسلامی ایران» به کار خود پایان داد. به این شکل بود که امام خمینی نام خود را برای همیشه در تاریخ سرزمین ایران جاودانه کرد و فریاد رسای آزادی خواهی خود را به پیروی از سرور آزادی خواهان جهان امام حسین (ع) به گوش جهانیان رساند.

پی نوشتها:
۱- منصوری، ۱۳۷۹: ۲۲۱.
۲- ولایتی، ۱۳۹۲: ۲۶۶.
۳- زکریایی، ۱۳۷۸: ۱۰۴.
۴- ولایتی، ۱۳۹۲: ۲۶۶.
۵- بالوی و بیات، ۱۳۹۳: ۵۶۳.
۶- موسوی خمینی، ۱۳۶۹: ۲۳.
۷- بالوی و بیات: ۵۷۰.
۸- همان: ۵۷۹.
۹- سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت کمبریج، ۱۳۷۵: ۳۰۳.
۱۰- ولایتی، ۱۳۹۲: ۲۶۰.
۱۱- جعفریان، ۱۳۸۰: ۱۳۹.
۱۲- عنایت، ۱۳۶۰: ۱۰۷.
۱۳- ولایتی، ۱۳۹۲: ۲۴۲.
۱۴- منصوری، ۱۳۷۹: ۲۳۸.
۱۵- پیشین: ۲۸۵.
۱۶- ولایتی: ۲۴۵.
۱۷- منصوری: ۲۸۸.
۱۸- ولایتی: ۲۶۶.
۱۹- صحیفه نور، ۱۳۷۰: ۷۳.
۲۰- همان: ۹۳-۹۱.
۲۱- ولایتی: ۲۶۷.
۲۲- همان: ۲۶۹.
۲۳- ولایتی: ۲۷۱.
۲۴- یزدی مطلق: ۲۳۵.
۲۵- آبراهامیان: ۴۹۰.

منابع و مآخذ
آبراهامیان، یرواند (۱۳۸۶). ایران بین دو انقلاب. ترجمه کاظم فیروزمند، حسن شمس آوری و محسن مدیر شانه چی، تهران، مرکز.
بالوی، مهدی؛ بیات کمیتکی، مهناز (۱۳۹۳). اندیشه حکمرانی و مبنای مشروعیت سیاسی دولت از منظر آیت الله العظمی امام خمینی (ره). مجله پژوهش‌های فقهی، دوره ۱۰، شماره ۳، ۵۸۴-۵۴۹.
جعفریان، رسول (۱۳۸۰). جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (سالهای ۱۳۵۷-۱۳۲۰). تهران، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر.
زکریایی، محمدعلی (۱۳۷۸). درآمدی بر جامعه شناسی روشنفکری دینی. تهران، آذریون.
سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت کمبریج (۱۳۷۵) ترجمه عباس مخبر، تهران، طرح نو.
صحیفه نور (۱۳۷۰)، به کوشش سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، ج ۱، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
عنایت، حمید (۱۳۶۰). سیری در اندیشه سیاسی در اسلام. ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، تهران، خوارزمی.
موسوی خمینی (امام)، سید روح الله (۱۳۶۹). شوون و اختیارات ولی فقیه، تهران، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
منصوری، جواد (۱۳۷۹). سیر تکوینی انقلاب اسلامی. تهران، انتشارات وزارت امور خارجه، نشر مرکز.
ولایتی، علی اکبر (۱۳۹۲). فرهنگ و تمدن اسلامی. قم، دفتر نشر معارف.
یزدی مطلق، محمود (۱۳۸۹). امامت پژوهی، بررسی دیدگاه امامیه، معتزله و اشاعره. مشهد، چاپ آستان قدس رضوی.
بهزاد مهدی‌زاده
مرکز اسناد انقلاب اسلامی

نظر شما