فقه و مبانی اجتهاد

گزارش تفصیلی «اجتهاد» از نشست فقه‌پژوهی در جهان اسلام

از شکل‌گیری فقه بلامذاهب تا مشکلات فقه‌پژوهی و عناصر جدید روشی

مبلغی: تمرکز بر موضوع شناسی از عناصر روش شناسی فقه است که عملاً کار زیادی انجام نمی‌شود. گاهی فرد می‌خواهد به طور مقارن با قوانین مدنی کار کند و نمی‌خواهد موضوع شناسی کند، امّا ناخودآگاه این اتّفاق می‌افتد و فرد در تطبیق یک افق‌هایی را باز می‌کند و ورود به مباحثی پیدا می‌کند که به نوعی کار در موضوع است و این در اهل سنّت زیاد دیده می‌شود.

به گزارش خبرنگار اجتهاد، نشست تخصصی فقه پژوهی در جهان اسلام پنج‌شنبه گذشته با ارائه حجت‌الاسلام والمسلمین احمد مبلغی نظریه پرداز، استاد خارج فقه و رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین رضا مختاری محقق و تراث‌پژوه فقه و رئیس موسسه کتاب‌شناسی شیعه و حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی مهریزی نظریه پرداز، محقق فقه و علوم حدیث و رئیس کتابخانه تخصصی فقه و اصول، در دفترتبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد. گزارش این نشست تقدیم خوانندگان فرهیخته می‌گردد.

سخنان حجت‌الاسلام مهریزی
وقتی می‌گوییم فقه در دوره معاصر، به نظرم باید معاصر بودن به تناسب موضوع تعریف شود. من دوره تحوّلات در غرب را در نظر می‌گیرم. "عبدالمجید شرف" کتابی دارد به نام «الإسلام الحداثة» که به فارسی ترجمه شده و سال 82 چاپ شده. او یکی از روشنفکران نسل سوّم تونسی است، عبدو و سیّد جمال نسل اوّل و اقبال نسل دوّم هستند. آنجا می‌آید تأثیر مدرنیته را بر علوم اسلامی توضیح می‌دهد؛ تفسیر، کلام و عقاید، تفسیر، حدیث، فقه و اصول فقه. بنابراین برشی را که من برای زمان معاصر انتخاب می‌کنم شکل‌گیری این ارتباط بین مسلمین با تحوّلات دنیای غرب است.

تحولات عرصه فقه پژوهی

علم فقه در این دوره مقابل پرسش‌هایی جدید و جدّی قرار گرفته است. این چالش‌ها را من به دو دسته پرسش‌های فقه جدید و فقه قدیم تقسیم می‌کنم. پرسش‌های پزشکی و رسانه و ... این‌ها مسائل جدید هستند. چند روز پیش گفته شد که تا چند وقت دیگر به این امکان می‌رسیم که پیوند سر داشته باشیم، الآن در کشورهای غربی بانک شیر داریم، این یک بخش است. امّا بخشی مربوط به مشکلاتی است که در فقه قدیم مطرح بوده است. حقوق بشر، حقوق اقلیّت‌ها، زن و کودک، و مسائلی که گاهی خلاف عقل تلقّی می‌شود. این پرسش‌ها نیازمند نگرش دوباره است، هم در میان ما هم در میان اهل سنّت. در فقه قدیم که نگاه می‌کنیم، نگارش‌ها تک بعدی است مثلاً در حوزه عبادات. در دوره جدید نگاه می‌کنیم کمتر افراد دوره کامل تدوین می‌کنند. مشخّصه‌های مکتوبات قدیم فقه: فردی کار می‌شده است، تک نگاری‌ها در عبادات بوده است.

تفاوت میان فقه اهل سنّت و شیعه، این است که فقه حکومتی و تاریخ طبقات فقها در آن‌ها سابقه داشته است. رقابت‌های مذهبی خیلی کمک کرده است. تکثّر در اهل سنّت باعث شد به خوبی رشد کنند. ما در شیعه اصلاً در این مورد کتاب نداشتیم، یکی کتاب مرحوم شوشتری «أخبار الدخیلة» بعد هم مرحوم ‌هاشم حسنی نوشتند «الموضوعات فی الأخبار و الآثار» آن هم نصفش مال شیعه است، لذا ما یکی و نصفی کتاب در الموضوعات داریم. در خود ما هم دوره اختلافات صفویّه بین اخباری‌ها و اصولیّین کلّی مباحث شکل گرفت.

به لحاظ آماری نشان دادم در یک نوشته‌ای که اوج تألیفات و رشد علمی ‌در بین اهل سنّت اختلافات مذهبی بوده است که شافعی‌ها علیه حنفی‌ها می‌نوشتند و آن‌ها علیه این‌ها. پس ما با دوره‌های متعدّد مواجه هستیم.

در دوره جدید بخشی از کارها مختصّ فقه نیست، و آن تصحیح کار‌های گذشته است. این بخش، تحوّلاتی است که در سایر علوم اسلامی ‌هم می‌بینیم و مختصّ فقه نیست. مجموعه فتاوای ابن تیمیّة مثلاً هفت هشت چاپ مختلف شده است.

دوّمین کاری که می‌بینیم، موسوعاتی است که تدوین شده است. قدیمی‌ترینش فقه جمال عبد الناصر است که 25 جلدش چاپ شد، بعد موسوعه فقه کویتی است که 48 جلد تمام شده تا حرف یاء. در ایران هم چندین کار صورت گرفته است، اول «موسوعة فقهی میسّره» که آقای انصاری دارند تکی کار می‌کنند. دوم موسوعه فقهی مؤسّسه فقه دایرة‌المعارف فقه أهل‌بیت (ع) که دارند کار می‌کنند.

کار سوّم نشریّات اختصاصی فقهی است. خب این‌ها را ما در علوم دیگر هم داریم، که در فرقین بوده است ولی متأسفانه در شیعه دیر شروع شد. چهارم پایان نامه‌های فقهی که این‌ها هم مختصّ نیستند. البته این چهار کار جدید که در بخش اوّل گفتیم مختصّ فقه نیستند.

مطالعات برون فقه

1- مباحث تاریخ فقه. تاریخ فقها داشتیم، امّا تاریخ فقه نداشتیم، این‌ها از آثار فقه جدید است. 2- بررسی مکاتب فقهی شده است یا در اهل‌سنّت با عنوان الإتّجاهات. این کار برای تقریب، ارزیابی و نقد و بررسی خیلی مفید است.

3- نگارش کتب فلسفه فقه که به پرسش‌های بنیادین این علم پاسخ می‌دهد، ماهیّـش چیست، موضوعش چیست، روشش چیست، غایاتش چیست، رابطه‌اش با دیگر علوم چگونه است و... ما بحمدالله در این زمینه نسبت به اهل سنّت پیشتازیم.

4- فقه مقارن.
فقه مذاهب اسلامی و مقارنه فقه با مسائل موضوعه. در این زمینه تولید اهل سنّت خیلی فراوان است مخصوصاً در کشورهای عربی، مخصوصاً در بخش قوانین مدنی هر ساله کتب بسیاری چاپ می‌شوند.

مطالعات درون فقه
عرصه دیگر تحوّلی است که در درون فقه اتّفاق افتاده است و آن فقه موضوع محور است. دیگر فقه دوره‌ای نداریم، موضوع هم، یعنی موضوعات جدیدی که کار شده است، آب در فقه، زن در فقه. این رویکرد جدید به فقیه این امکان را می‌دهد که مسائلی را در هر کدام این موارد است را از ابواب مختلف جمع کند و بتواند روابط و تناقض‌های آن را بفهمد.

کاری بعدی امروزی کردن مسائل فقه است. مثل زکات و وقف. به خصوص در اهل سنّت بسیار کار شده است که چگونه از وقف در NGO استفاده کنند یا از زکات برای مالیات‌ها. در این زمینه کنگره‌های زیادی برگزار شده است و کتب زیادی به نگارش در آمده است.

بخش دیگری از مسائل تقنین فقه است، به قانون در آوردن فقه است. بدواً به نظر می‌رسد که اگر ما اوّل و آخرش را بگذاریم می‌شود یک مادّه قانونی. خب فتوای چه کسی را بگیریم، فتوای معیار مطرح می‌شود و مسائل نظری مطرح می‌شود.

چهارمین بخش پرداختن به مسائل مستحدثه است که این‌ها ذهن پژوهشگران فقه را به خودش مشغول کرده است.

شکل‌گیری فقه بلامذاهب

آخرین نکته این است که در اهل‌سنّت به طور نانوشته یک فقه بلامذاهب شکل گرفته است. البته بعضی‌ها نوشتند در مصر، الإسلام بلا مذهب با مقدّمه خانم سوزان مبارک؛ منتهی شما شاهد یک فقه نانوشته‌ای در کشورهای اهل سنّت هستید که هیچ رنگ و بویی از مذهب خاصی ندارد و این قابل توجه و تحلیل است.

سخنان حجت‌الاسلام مبلغی

برای نظر افکدن به وضعیت فقه‌پژوهی می‌توان از زوایای مختلف نگریست. البته تقسیمات مختلفی می‌توان داشت که هرکدام برش خاصی را ایجاد کند و بر اساس آن تصمیمی برای مدیریت پژوهی صورت بگیرد.

فقه پژوهشی را می‌توان در یک تقسیم به فقه المسائل و فقه المناهج تقسیم کرد. در فقه المسائل می‌توان سه دسته فقه النوازل و فقه المسائل القدیمة و فقه التقنین ذکر کرد. فقه النوازل را نیز به سه دسته متأخّر، همراه و جلوتر از زمان می‌توان تقسیم نمود. چون می‌خواهیم توصیفی از وضعیت فقه‌پژوهی داشته باشیم لذا توجه به آن سه قسم لازم می‌آید.

مقصود از متأخّر از زمان این است که به محض وقوع یک نازله فقه مرتبط با آن نازله با یک تأخّری صورت می‌گیرد که این‌ها بستگی دارد به اقتضای آن، نوعاً ده سال، پنج سال. فقه نوازل متأخّر از زمان بسیار فعّال است، فقه مسائل بانکی، مسائل پزشکی و ... تأخّر گاهی پنجاه سال، گاهی بیشتر گاهی کمتر. همراه با زمان به این معناست که وقتی نازله‌ای رخ داد، سریعاً فقها دست به کار شوند. اگر بخواهیم مثال بزنیم، عنف ایجاد شده است یا تکفیر. این‌ها در حال وقوع هستند و هیچ واکنش فقهی ما نسبت به این‌ها نمی‌بینیم.

فقه جلوتر از زمان در حدّ صفر است

فقه جلوتر از زمان که در حدّ صفر است. امروزه هم آینده پژوهی کار سختی نیست، تحویل و تحوّل مسائل و آشنای به زمانه کافی است برای فهم آن چه به وقوع خواهد پیوست. فقه المسائل القدیمة را می‌توان به دو صورت لحاظ کرد. غیر متفاوت با گذشته، مثل شک بین سه و چهار. خیلی از فقها این را مورد اجتهاد خود قرار می‌دهند. مطالعات فقهی ما هم متأسّفانه بیشتر از این سنخ است. بنابراین بخش زیادی از فرصت‌ها و زمان‌ها و هزینه‌ها و انرژی‌ها و نگاه‌ها صرف این‌ها می‌شود و جامعه نیاز به چیزهای دیگری دارد.

از حیث روشی گاهی خیلی زیاد تفاوت می‌کند و گاهی اندک. مثلاً در بحث طهارت اهل کتاب می‌بینیم که آن احتیاط‌های دست و پاگیری که در مسائل دیگر است این جا اعمال نمی‌شود. خب روش فقهی تطوّر پیدا کرده است و مثلاً روش فقهی آقای خوئی با 200 سال قبل فرق می‌کند یا مثلاً آقای صدر یا امام خمینی.

ما در بحث‌های روشی زیاد کار نکردیم و روی عناصر روش می‌توان کار کرد و تلاش روی روش فرق می‌کند می‌توان صبر کرد تا فقها خود در روش‌هایشان تغییر ایجاد کنند که این عمر نوح می‌خواهد و نیز می‌توان روی خود روش کار کرد تا روش‌های جدیدی ایجاد شود. البته معمولاً نسبت به این موضع هم گرفته می‌شود.

نظریه تغییر و تبدّل موضوعی که امام مطرح کردند دارد در طاقچه فقه خاک می‌خورد تا یکی بیاید آن را تنقیح و اثبات کند و اعمال کند که خب در مرحله اعمال تفاوت‌های زیادی را شاهد خواهیم بود.

تمرکز بر روی موضوع شناسی فقه
تمرکز بر موضوع شناسی از عناصر روش شناسی فقه است که عملاً کار زیادی انجام نمی‌شود. گاهی فرد می‌خواهد به طور مقارن با قوانین مدنی کار کند و نمی‌خواهد موضوع شناسی کند، امّا ناخودآگاه این اتّفاق می‌افتد و فرد در تطبیق یک افق‌هایی را باز می‌کند و ورود به مباحثی پیدا می‌کند که به نوعی کار در موضوع است و این در اهل سنّت زیاد دیده می‌شود.

یک پژوهش فقهی ارزش افزوده‌ای شکل می‌گیرد. البته به نظر من قهرمان این میدان سنهوری است و به نظر من کسی بعد از دیگر نیامده است و او به نظرم با نگاهی دقیق به مسائل فقهی و حقوق فقهی کار کرده است و اگر کسی الآن کاری می‌کند سر سفره سنهوری نشسته است. مرحوم کاتوزیان تا حدّی به این سمت رفت، امّا فقه پژوهشان از اهمّیّت کار حقوقی غافل هستند که فقه بیاید و بدون حقوق در جامعه تحقّق پیدا کند. به نظرم سنهوری بی‌نظیر است و کتاب این شخصیّت و فرآورده‌های مطالعات ایشان و سنخ ابعادی را که ایشان با مقارن سازی به فقه بخشیده است هنوز به خوبی مطرح نشده است.

نوآوری‌ها منجر به کشف زوایای جدید، فصلی از اجتهاد است

این نوآوری‌ها منجر به کشف زوایای جدید لاجرم در مواردی می‌انجامد که می‌تواند بسیار تأثیر گذار است. این خودش یک فصلی از اجتهاد است، نه جدا از اجتهاد رایج، بلکه به این معنا که فقیه می‌خواهد فقه را به طور قانون ارائه کند نمی‌تواند بریده بریده کار کند. قانون یک مادّه واحده نیست، یک مجموعه‌ای از موادّ است پیرامون یک موضوع، و اینکه قانون می‌خواهد مشکل را حلّ کند و دیگر این که باید روح واحدی میان موادّ آن و تبصره‌های آن حاکم باشد. قانون اقتضائاتی دارد. قانون ناظر به وضعیّت بومی جامعه است، وضعیّت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن جامعه نه یکسان سازی جوامع. فقه المسائل را تا الآن گفتم.

فقه المناهج، فقهی است که به روش‌ها می‌پردازد. بخشی از مطالعات آن معطوف است به بررسی مکاتب موجود در فقه که البته من معتقدم به خوبی این کار انجام نمی‌شود و از ضعف برخوردار است. معتقدم مکاتب ناشناخته ما زیاد است و ظرائف و دقائق و عناصر پویا و تحوّل بخش در همین مکاتب معاصر (از زمان شیخ انصاری به بعد) وجود دارد که اگر این‌ها شناخته شود و منضبط و رسم شده و به اجتهاد تزریق شود، یک تحوّلی شکل می‌گیرد. در آن تراوشات إذهان مبدع آن‌ها چیزی از قلمشان پریده است که از آن‌ها می‌توان استفاده‌های بسیاری کرد. من بررسی کردم که انصراف را در قرون اوّل یک عالم سنّی در یکی از کتاب‌هایش در بحث عموم و خصوص مطرح می‌کند (البته اهل سنّت الآن خبری از آن ندارند چون گم شده است) بعد شیعه آن را برداشت و به کار گرفت. بنابراین منهج شناسی یک فقه پژوهی بسیار مهم است.

طرح عناصر جدید روش فقه‌پژوهی
مثلاً تبدّل موضوع را امام مطرح کردند، عناصر الشریعة اهل سنّت، خصائص شریعت را بنده در مقاله الفقه المقارن مطرح کرده‌ام، عناصری که می‌توان از آن استفاده کرد؛ تاریخ فقه، فلسفه فقه، علم الدرایة (غیر از آن درایه‌ای که اهل‌سنّت می‌گویند، به معنای فهم در رواة و اصحاب) و ...

ایجاد علومی در اطراف شریعت. ما شریعت را به حال خود رها کردیم. شریعت غیر از فقه است. علوم در اطرف فقه شکل گرفته است و فقه خودش از علوم منظومه‌ای شریعت است، ما خود شریعت را نشاخته‌ایم آمده‌ایم داخل خود شریعت به فقه می‌پردازیم که خود بخشی از شریعت است. شریعت را به مثابه محور با علوم منظمه‌ای شکل دهیم و خصائص الشریعة و مقاصد الشریعة حول شریعت شکل می‌گیرد.

بعد از «فقه المسائل» و نفقه المناهج» می‌توان «فقه نظریات» را در بخش سوم اضافه نمود.

سخنان حجت‌الاسلام مختاری

آقای مطهری فرموده‌اند که باید سابقه تاریخی هر فقیهی را استخراج کنیم، که از چه زمانی وارد فقه شده و چه تصوری داشته است، بدون توجه به سابقه هر فرد اظهار نظر راجع به او ابتر و ناقص است.

بسیاری از مسایل اصولی به دید تاریخی نگاه نشده‌اند، به همین دلیل برداشت و دید ناقصی درباره آنها وجود دارد. برای بهره برداری از هر مساله‌ای باید تاریخچه آن را دانست که از چه زمانی رخ داده و چه تحولاتی را پشت سر گذاشته است و امروز چه جایگاهی دارد. باید گفت بعد از انقلاب بسیار رشد کرده‌ایم.

مشکلات عرصه فقه‌پژوهی

یکی از مشکلاتی که ما امروز در فقه داریم «صفر پژوهی» است، اصلاً نگاه نمی‌کنیم به تلاش‌های پیشینیان تا ما آن را ادامه دهیم، و در جا می‌زنیم. به تراث فقهی ما متأسّفانه یا مراجعه نمی‌شود و یا شناخته شده نیست و یا در دسترس نیست.

نکته دیگر اینکه بسیاری از اختلافات به این دلیل روی می‌دهد که ما به حرف بعضی از فقهای گذشته اعتماد کردیم و خودمان تحقیق جدید نکردیم. یکی از اسباب و وسایل کم اهمیت شدن فقه اختلافات شدیدی است که قابل رفع و رجوع است. در علوم امروزی اگر اختلافی باشد، اهل فن می‌آیند و روی آن بحث می‌کنند یا آن را بین خودشان حل می‌کنند یا باعث کاهش اختلافات می‌شوند. بسیاری اوقات ما توجهی به این مسایل نداریم که باعث بی توجهی به فقه می‌شود.

ضرورت تحقیق جدید در اقول فقهای گذشته

به طور مثال فقها فهمیده‌اند که ملاک مسیر شرعی هشت فرسخ است و آن ملاک مسیر یک روز هم از همین باب بوده که مسیر عادّی یک روزه، هشت فرسخ می‌شود. امّا درباره اینکه هشت فرسخ چقدر می‌شود، شش، هفت قول داریم. بین چهل تا چهل و شش کیلومتر اختلاف است.

خب این با روایات قصر بودن نماز مسافر مکّه به عرفات مشخّص می‌شود. امیر الحاجّ مصر با متر دستی محاسبه کرده بود از مکّه قدیم که قبرستان حضرت ابو طالب بود تا عرفات را که حاجی تا داخل عرفات می‌شود این فاصله می‌شود بیست کیلو متر (و دیگر روایاتی که در این زمینه هست). در مرکز موضوع شناسی آقای فلّاح زاده امتحان کردند، یک کاروان شتر اجاره کردند در یک مسیر روستایی از طلوع آفتاب حرکت کردند و بین راه فقط برای نماز توقّف مختصری کردند و این کاروان چهل کیلومتر و سیصد متر را در یک روز طیّ کردند. یا مثلاً اینکه مرحوم آقای خوئی در صفحه 279 از جلد اوّل منهاج قول عدم اشتراط اتّحاد افق را به بسیاری از فقها نسبت می‌دهند، این‌ها بسیاریشان اصلاً قائل به چنین چیزی نیستند و یا مثلاً چون فکر می‌کردند زمین مسطّح است، اتّحاد افق را شرط نمی‌دانستند چون خب وقتی اینجا ماه دیده شود، آن جا هم دیده می‌شود، این را همه می‌گویند خب اگر زمین مسطّح باشد همین‌طور می‌شود دیگر.

آیت‌الله شبیری فرمودند «انوار الفقاهه» از جواهر بسیار بهتر است

کتاب فقهی که به تازگی از شیخ حسن کاشف الغطا در ده جلد با عنوان «انوار الفقاهه» از سوی دفتر تبلیغات اسلامی قم منتشر شده است. کتاب بسیار ارزشمند و عمیقی است. آیت‌الله شبیری پیشنهاد کردند که این کتاب تصحیح شود، خودشان هم نسخه مرحوم جلیلی را برای تصحیح گرفتند. ایشان فرمودند که این کتاب از جواهر بسیار بهتر است، دقیق‌تر و موجزتر و فشرده‌تر مطلب را بیان کرده است و مطلبی که جواهر در یک صفحه می‌گوید ایشان در دو سطر یا سه سطر بیان کرده است. این‌چنین میراث فقهی بسیار است اما متأسفانه مورد توجه نیست.

شیخ حسن کاشف الغطا پسر شیخ جعفر کاشف الغطا که اصلاً در ایران نبوده و در عراق زندگی می‌کرده است، در باب ولایت فقیه تعبیر زیبایی دارد که «ولایت الفقیه عامه لکل مال الامام المعصوم امامت فیه». برای ایجاد تحول در فقه باید به کلام گذشتگان و استنباط نکته‌های فراوان از آن‌ها توجه کرد.

در پایان این‌گونه جمع بندی می‌کنم 1- مشکل صفر پژوهی، 2- عدم ریشه یابی همه مسائل فقهی و اصولی، 3- تحقیق مسائل اختلافی فقه که می‌توان به راحتی حل نمود.

در خاتمه بگویم، در کشورهای عربی آن‌گونه که مطلع هستم بیشتر به مسائل جدید می‌پردازند و پایان‌نامه‌های خوبی در مسائل ریز نوشتند. مجموعه فقهی جده نظریات خود به صورت جمعی منتشر می‌کند. در باب تراث هم اهل‌سنت در مغرب به طور جدی دنبال می‌کند.
تهییه و تنظیم: حسین الهی

نظر شما