صفحه اصلي درباره ما نقشه پايگاه ارتباط با ما
مذاهب فقهي
 مذهب شيعه اماميه
 مذهب شافعي
 مذهب حنفي
 مذهب مالكي
 مذهب حنبلي
 مذهب زيدي
 مذهب اباضي
 مذهب ظاهري
حوزه هاي علميه شيعه
 حوزه علميه قم
 حوزه علميه خراسان
 حوزه علميه نجف
 حوزه علميه اصفهان
 ساير حوزه ها
'گنجينه تصاوير و اسناد
 تصاوير دانشوران
درباره ما
 دفتر تبليغات‌اسلامي حوزه‌علميه قم
 دفتر تبليغات‌اسلامي شعبه‌خراسان
 گروه آموزشي فقه و مباني اجتهاد
پيوندها
 پايگاه‌هاي مرتبط با دفتر تبليغات
 معاونت آموزش دفتر تبليغات اسلامي
 پايگاه رسمي حوزه علميه خراسان
 پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي
 کتابخانه تخصصي فقه و اصول
 دانشگاه علوم اسلامي رضوي
 خبرگزاري رسا
 طلبه بلاگ
 سامانه پاسخگوئي ديني
بانك‌هاي اطلاعات فقه و اجتهاد
نوع ماده: در: 
صفحه اصلى » سرويس خبري
مصاحبه اي پيرامون شخصيت آيت الله بروجردي

چكيده: اين مصاحبه را مجله حوزه با مرحوم آیت الله شیخ علی صافی گلپایگانی (ره) پیرامون شخصیت آیت الله بروجردی(ره) انجام داده است.

شبكه اطلاع رساني اجتهاد به نقل از پايگاه اطلاع رساني حضرت آيت الله بروجردي(ره)
حوزه : از این که قبول زحمت فرمودید و مصاحبه با ما  را پذیرفتید متشکریم . لطفاً ابتدا از چگونگی آشنایی خود با آیت الله بروجردی  و نقشی که در بیت ایشان داشتید برای ما بفرمایید .
استاد : من و آقای اخوی ، ایشان را قبل از آمدن به قم می شناختیم . زیرا مرحوم پدرم با آیت الله بروجردی  ، از اصفهان آشنایی نزدیک داشتند . وقتی که ما برای تحصیل ، به قم آمده بودیم و حضرت آیت الله بروجردی ، هنوز در بروجرد بودند مرحوم پدرم توصیه می کردند : بروید بروجرد و از خدمت ایشان استفاده کنید .
به خاطر آشنایی قبلی ، از همان ابتدای ورود آیت الله بروجردی  به قم ، در درس آن بزرگوار شرکت می کردیم .
البته خودمان را معرفی نکردیم تا زمانی که مرحوم پدرم ، به قم آمدند و آقا برای دیدن ایشان ، تشریف آوردند . خدمت آقا رسیدیم . از آن به بعد ، لطف آن بزرگوار به ما بیشتر شد . از کسانی بودیم که در هیأت استفتاء ایشان شرکت می کردیم . به خاطر همان آشنایی با پدرمان و اعتمادی که به خود ما داشتند ، بسیاری از اسرار را ، که حتی نزدیکان ایشان از آن آگاه نبودند ، با ما در میان می گذاشتند . ما نیز ، چون از مطالب روز ، به اندازه ای آگاهی داشتیم ، برخی از مطالب را که به نظرمان لازم می آمد ، با ایشان در میان می گذاشتیم . به عنوان مثال ، شایع بود که همسر نخست وزیر وقت بهایی است . به همین خاطر ایشان از پذیرفتن او برای ملاقات خودداری می نمود . تا این که پس از تلاش های بسیار  ، ایشان موافقت کرده بودند .
یادم هست : شب آن روزی که قرار بود ملاقات صورت بگیرد ، در روزنامه خواندم : 'به دستور نخست وزیر در تهران خانه زن تأسیس می شود .'
خبر روزنامه را نوشتم . آخرهای شب که شد بردم بیت آقا و دادم به مشهدی اسماعیل و گفتم : این نوشته را به آقا بدهید . صبح زود ، قبل از طلوع آفتاب ، کسی از طرف ایشان آمد دنبال من . خدمتشان رفتم . دیدم : خیلی ناراحتند .
فرمودند : نیاید . نیاید .
منظورشان نخست وزیر بود .
آقا بسیار ناراحت بودند . بعضی هم ناراحت شده بودند که چرا من با رساندن این خبر به آقا ، سبب ناراحتی معظم له شده ام .
عرض کردم : آقا ! اگر بناست این قدر عصبانی شوید ، من دیگر برای حضرت عالی چیزی نمی نویسم .
فرمودند : آقا ! من عمرم را کرده ام . (منظورشان این بود که : نباید برای راحتی من ، مطالب از من مکتوم بماند .)
فرمودند : آخر این شخص دارد می آید ، با این وضع ، چگونه او را بپذیرم .
بنا بر این شد که : وقتی نخست وزیر آمد ، آقا به شدت به او اعتراض کند و نارضایتی خود را از این عمل اعلان نماید .
فرمود : پس تو هم اینجا باش .
پذیرفتم .
نخست وزیر آمد . خیلی مؤدب نشست . پس از احوال پرسی و تعارفات معمول ، راجع به کارهایی که دولت در خوزستان کرده بود گزارش داد .
آیت الله بروجردی  ، تا آخر جلسه ، به او بی اعتنایی کردند ، حتی صورتشان را هم از او برگردانده بودند . صحبتهای نخست وزیر که تمام شد ، ایشان با عصبانیت فرمودند : ' خانه زن دیگر چیست ؟ '
نخست وزیر وقتی این عصبانیت و آن بی اعتنایی را دید ، به کلی منکر اصل قضیه شد . از همان وقت ، مسأله به فراموشی سپرده شد . خلاصه ، این جور مسائل را من و آقای اخوی به  آیت الله بروجردی می گفتیم . ایشان هم ترتیب اثر می دادند . بعدها ، همین مواضع ضد دربار ، موجب شد که مرا به مشکین شهر تبعید کردند . همچنین ، در حل و فصل مسائل دیگر نیز ، من و برادرم دخالت می کردیم .

حوزه : در زمینه فضائل اخلاقی و معنوی ایشان ، چنانچه مطالبی به یاد دارید بفرمایید .
استاد : در مدتی که در خدمت ایشان بودم ، به حقّ می توانم بگویم ، غیر از معنویت ، خوبی و فضیلت در ایشان چیزی ندیدم .
بارها به ایشان عرض کردم : غصه من از این است ک جناب عالی با این مقام اثباتی که دارید ، چرا مقام ثبوتی شما برای دیگران معلوم نشده است . نمی خواهم بگویم ایشان بی نظیر بود ، ولی کم نظیر بود . در هر صورت ، فضائل معنوی واخلاق ایشان ، بسیار است ، از جمله :

زهد و معنویت :
در زمینه زهد ایشان ، باید عرض کنم : آن بزرگوار ، دیناری از وجوهات استفاده نمی کردند . تمامی مخارج داخلی خود را از درآمد ملک شخصی خود ، که در بروجرد داشتند ، استفاده می کردند . حتی آب حوض منزل را از پول شخصی تهیه می کردند .
یک وقتی ، من به ایشان عرض کردم : در نزدیک منزل شما نانوایی سنگکی است و نان بسیار خوبی می پزد ، شما از این نان استفاده کنید .
فرمود : من به همین نانی که از آرد ملک خودم تهیه می کنم ، قانع هستم .
این در حالی بود که نان آرد خودشان مرغوبیتی نداشت .
آقای حاج شیخ قوام ، که الآن امام جماعت مسجد صفائیه هستند ، گفتند : آیت الله بروجردی با خانواده و نوکرها ، به وشنوه آمده بودند . من شاهد بودم که مصرف گوشت ایشان در روز ، تنها ده سیر بود . خلاصه ؛ ایشان در زندگی خیلی با قناعت بود . حتی از زندگی معمولی هم کمتر بود .
آن بزرگوار ، به مال دنیا خیلی بی توجه بود . پول گرفتن ، برایش خیلی سخت بود ، ولی پول دادن آسان . اگر کسی از باب وجوهات و غیره صد هزار تومان برای ایشان می آورد ، می گفت : 'یغفر کم الله' و اگر کسی مبلغ بسیار کمی به
ایشان می داد ، باز می گفت  : 'یغفر کم الله' . برای ایشان کم و زیاد تفاوتی نمی کرد .
گاهی اوقات ، وقت شهریه می شد ، ولی پولی در دست نبود . به ایشان می گفتند : شما هم مانند بعضی از مراجع بزرگ، به برخی از تجار بنویسید تا پولی بفرستند .
آن مرحوم در پاسخ می فرمود : 'خدا هست .'
اتفاقاً هم درست می شد .
جنبه های معنوی ایشان ، اصلاً قابل توصیف نیست .
نماز جماعت را ایشان نسبتاً طولانی می خواندند ؛ ولی وقتی خودشان فرادا می خواندند ، به مراتب طولانی تر و مفصل تر بود .
من خودم شاهد بودم که : چراغ را خاموش می کردند و نماز می خواندند .
یا رسم ایشان این بود که : هر روز ، به هنگام شروع درس ، خطبه نسبتاً مفصلی می خواندند . آنچنان به حمد و ستایش خداوند می پرداختند و جملات را بر زبان می آوردند که بدن می لرزید .

ادب
در رعایت ادب نمونه بودند . حتی در مقام اشکال علمی به دیگران ، ادب خاصی داشتند . اگر می خواست به سخن کسی اشکال بکند ، ابتدا نقاط مثبت  آن شخصیت را بر می شمرد  و از او تجلیل می کرد ، سپس انتقادش را می گفت .در نقد و بررسی انظار افراد ، ذره ای به شخصیت افراد لطمه وارد نمی شد .
نمونه هایی که در خاطرم هست ، برای شما عرض می کنم :
در مبحث صلوة ، به مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری اشکال داشتند . ابتدا شروع کردند به تجلیل از کتاب صلوة ایشان و فرمودند : 'من تا کنون کتابی به این کم لفظی و پرمعنایی ندیده ام .' آنگاه اشکال خودشان را مطرح نمودند .
مرحوم حاج شیخ عباس قمی ، درباره روایتی نظری داده بودند . عده ای از آیت الله بروجردی ، از صحت و سقم این نظر سؤال کردند . ایشان ابتدا زحمات شیخ عباس قمی را مفصل بیان نمودند ، آنگاه نظر خود را بیان کردند .
یا به هنگام اشکال بر نظری از نظرات شیخ طوسی (ره) در مقام اعتذار بر می آمدند و می فرمودند : 'مرحوم شیخ طوسی ، با این همه تألیفاتی که داشته ، مقدار وقتی را که برای این موضوع صرف نموده ، بسیار اندک بوده است ؛ لذا این نظر را داده است .'

اجتناب از تملق و چاپلوسی
ایشان اگر درباره کسی سخنی می گفت ، هیچ گاه افراط و تفریط نمی کرد . هم خودش تملق نمی کرد و هم از تملق دیگران خوشش نمی آمد .
به عنوان مثال : آقایی که فرد ملایی بود و در تعبیر خواب هم وارد ، گفت : کسی خواب دیده است :
' تمام صفحات قرآن از بین رفته است و تنها یک صفحه مانده است .'
من تعبیر کرده ام : ' آن صفحه باقی مانده جناب عالی هستید ! '
مرحوم آیت الله بروجردی ، بسیار ناراحت شدند ، به طوری که با آن آقا دعوا کردند و فرمودند : 'چرا این حرفها را می زنید .'
یا شاعری درباره امیر المومنین (ع) شعری گفته بود و چند بیتی هم درباره آیت الله بروجردی سروده بود . سروده اش را آورده بود خدمت ایشان . روش آیت الله بروجردی این بود که  : به شاعرانی که برای ائمه (ع) شعر می گفتند صله می دادند .
این آقا شعرش را که خواند ، آیت الله بروجردی ، به او صله ندادند ، با این که برای امیرالمومنین (ع) شعر خوبی گفته بود . چند بار خدمتشان عرض کردم : ایشان شعر خوبی گفته اند .
آقا با عصبانیت  ، فرمودند : 'این دروغ ها چیست که درباره من گفته است . کجا من گفتم این ها را بگوید .'
عرض کردم : شما فقط برای شعر امیر المومنین (ع) صله بدهید ، چون انصافاً شعر خوبی است .
خلاصه با زحمت زیاد ، ایشان را قانع کردیم که به این آقا هم صله ای بدهند .
خیلی در این امور دقت داشتند که تعبیرها ، هیچ وقت خلاف واقع نباشد .
یادم هست : یک وقتی من و آقای اخوی ، به همراه ایشان در داخل حیاط نشسته بودیم ، خدمتکار آمد گفت : عده ای از مردم آمده اند خدمت شما برسند .
آقا فرمودند : 'من حال ندارم خسته ام .'
عرض کردم : بروند بگویند آقا مسرور شدند و سلام رساندند ولی الآن نمی توانند بیایند .
آقا فرمود : 'مسرور نشدم که بگویند مسرور شدم !'

حوزه : لطفاً درباره جنبه های علمی ایشان توضیح بفرمایید .
استاد : باید عرض کنم ایشان از نظر علمی فرد جامعی بودند . در فقه ، اصول ، تفسیر ، رجال ، تاریخ ، فلسفه و... صاحب نظر بودند .
تسلط ایشان بر اقوال فقهای عامه ، فوق العاده بود . به همین خاطر هم ، استنباط های خوبی داشتند .
در فلسفه تبحر کامل داشتند . از شاگردان ممتاز جهانگیرخان در اصفهان بوده اند .گفته می شد در فلسفه ، بعد از مرحوم سبزواری ، تا آن زمان کسی مانند مرحوم کمپانی و آیت الله بروجردی نیامده است . شعرهای منظومه را به خوبی حفظ داشتند .
در رجال اجتهاد می کردند و تنها به نقل نظر دیگران اکتفا نمی کردند .
در اصول ، صاحب مبنی بودند . در مسائلی مانند مفهوم ، ترتّب و... مبانی جدید داشتند .
علاوه بر این که در مسائل اصول نیز ، مانند فقه ، ریشه یابی می کردند . در مسأله 'طلب و اراده' بحث می کردند که از کجا و چگونه این مسأله وارد علم اصول شده است . مناسبت آن ، با این علم چیست ؟ با توجه به همین ابتکارات و تحقیقات بود  که مرحوم امام خمینی (ره) ، اصول ایشان را می نوشت و در علت نوشتن می فرمودند :
'چون در اصول زحمت کشیده اند و مطالبی دارند که نمی خواهم ضایع بشود .'
از جهت ادبیات خیلی دقیق بودند . تا همین اواخر ، اشعار سیوطی را در حفظ داشتند .
یادم هست : نماز جمعه ایشان را تقریر کرده بودم ، خدمتشان دادم . بعد از مطالعه فرمودند : 'یک اشتباه ادبی دارید و آن این که ، اسم علمی را با الف و لام نوشته اید .'
وآنچه را هم خوانده بود ، به صورت تحقیقی و اجتهادی حاشیه زده بودند .
نکته دیگر ، جنبه تتبع و تحقیق آیت الله بروجردی بود . هر گاه به نقل قول و نظریه ای برخورد می کرد ،  تا حد امکان به جست و جو می پرداخت تا مصدر اولیه آن را بدست آورد .
به عنوان مثال : مفتاح الکرامه ، در نقل اقوال ، نسبتاً کتاب معتبر  و جامعی است ؛ ولی ایشان ، به نقل صاحب مفتاح الکرامه ، اکتفا نمی کرد و نظریه را ،حتی الامکان  از مصدر اولیه اش ، نقل می نمود .
به خاطر همین روحیه تحقیق و تتبعی که در آیت الله بروجردی بود ، گاه می شد استفتایی که ما بر اساس نظر خود ایشان ، جوابش را تنظیم کرده بودیم ، وقتی به ایشان می دادیم نظریه مخالف می دادند و می فرمودند : 'انا فی کل یوم رجل .'

اشتیاق به دانش
آن بزرگوار  ، از مذاکره علمی و مطالعه هیچ گاه خسته نمی شد .
یادم هست ایشان گاهی اوقات ، از کارهای روزانه ومراجعات ، به شدت خسته می شدند ، به طوری که مراجعات را نمی پذیرفتند و به استراحت می پرداختند . در همین حال ، اگر از ایشان مطلبی را سؤال می کردیم ، فوراً بر می خاستند و می نشستند و به پاسخ و مذاکره می پرداختند .
به ایشان عرض می کردیم : آقا شما الآن فرمودید خسته ام باید استراحت کنم .
پاسخ می دادند : 'من از کارهای علمی خسته نمی شوم .'
گاهی اوقات ، اظهار تأسف می کردند که من وقتی در بروجرد بودم ، فراغت مطالعه و تحقیق داشتم ، ولی اینجا ، همه اش گرفتار اموری شده ام که مرا از تحقیق وا داشته است .

تشویق فضلای مستعد
نسبت به طلبه هایی که اهل تلاش و کوشش بودند ، اظهار علاقه می کردند و آنان را مورد تشویق قرار می دادند . یادم هست یکی از طلبه های فاضل ،که در امتحانات موفق بود ، خدمت ایشان مقداری سهم امام آورده بود .
من عرض کردم : آقا ایشان از طلبه های خوب هستند . آقا تمامی پول را به خود این آقا برگرداند . به مناسبتی از خوبی امتحان این آقا گفتم . ایشان مجدداً به آن طلبه پول دادند . باز به مناسبتی ، گوشه ای از امتحان ایشان را گفتم . آن مرحوم ، برای بار سوم نیز ، به ایشان پول دادند .
این چنین ، افراد با استعداد و خوب را مورد تشویق قرار می دادند .

حوزه  : در زمینه موضع سیاسی ایشان مطالبی اگر دارید بفرمایید .
استاد : مرحوم آیت الله بروجردی ، در برابر شاه از موضع قدرت ، برخورد می کردند . من شاهد برخوردهای ایشان با شاه بودم .
آن مرحوم ، در برخورد با شاه بین او و دیگران تفاوتی نمی گذاشت .
از باب نمونه : از سفر خوزستان بر می گشت به راه آهن قم که رسیده بود ، برای ملاقات با آیت الله بروجردی توقف کرده بود . به آیت الله بروجردی خبر رسید که شاه ، خواهان ملاقات با شماست .
ایشان ، در کمال بی اعتنایی فرمودند : 'حتماً می خواهد همانطور که چند تا عکس با زنش در این مسافرت گرفته است ، بیاید با من هم عکس بگیرد .'
نمونه دیگر : ثریا زن شاه ، حرف نامربوطی گفته بود ؛ از این روی ، ایشان به عنوان تحقیر فرمودند : 'این زنیکه لر چه می گوید ؟ '
این نوع برخورد را آیت الله بروجردی ، حتی با رضاخان هم داشت .
من در یک ملاقاتی که ایشان با شاه داشت ، وقتی دیدم خیلی عادی ، مثل برخورد با سایر مردم ، با او رفتار کرد ، به ایشان عرض کردم : این برخورد شما ، ارادت ما را به شما بیشتر کرد .
فرمودند : 'من با پدرش ، که قدرتمند تر از این بود و آن وقتها من هم قدرت را  نداشتم ، همین طور برخورد می کردم ، این که جای خود دارد .'
در توضیح فرمود :'من از سفر حج که بر می گشتم برای زیارت به عتبات رفتم . آیات نجف ، جمع شدند و به من فرمودند : اوضاع در ایران چگونه است ؟ آیا می شود علیه رضاخان کاری کرد ؟
در هر صورت مطالب آن جلسه لو رفته بود . وقتی به مرز ایران وارد شدم ، دستگیرم کردند و به تهران آوردند و در پادگان ، بازداشتم کردند . رضاخان آمد با من ملاقات کند .برای هر دوی ما نیمکت گذاشتند . من برای این که بفهمانم تحت تأثیر قدرت و مقام او قرار نگرفته ام ، دستم را گذاشتم روی لبه نیمکت و به آن تکیه دادم . او حرفهایش را زد و مطالبی رد و بدل شد .'
یک وقتی به اقبال ، نخست وزیر ، فرموده بودند :
'پدرش بی سواد بود ، ولی یک مقدار شعور داشت ؛ اما این (محمد رضا پهلوی) شعور هم ندارد و چیزی ملتفت نمی شود .'
همین سابقه مخالفت آیت الله بروجردی ، با رضاخان بود که در مرتبه اول ، وقتی ایشان دعوت می شود به قم تشریف بیاورند ، برخی مخالفت می کنند و می گویند : اگر آیت الله بروجردی به قم بیاید ، چون رضاخان با ایشان مخالف است ، برای حوزه قم مزاحمت ایجاد می کند و این به صلاح نیست .
علاوه بر این ، آیت الله بروجردی در برابر خلاف کاری های شاه می استادند و دستگاه نیز از ایشان حساب می بردند .
مرحوم آیت الله حاج آقا حسین قمی ، خواسته هایی داشتند و برای تحقق خواسته های خود ، در حضرت عبدالعظیم اقامت کرده بودند . شاه و سهیلی ، نخست وزیر وقت ، به خواسته های ایشان توجهی نمی کردند ، تا این که آیت الله بروجردی ، از بروجرد ، تلگراف می زنند و تهدید می کنند .
یکی از مقامات می گوید : اگر تهدید خود را عملی سازد ، تمام لرستان پشت سر او قیام خواهند کرد ؛ از این روی مجبور می شوند ، به خواسته های مرحوم آیت الله حاج آقا حسین قمی ، ترتیب اثر بدهند .
نمونه دیگر از موضع گیری آیت الله بروجردی ، در برابر دستگاه قضیه ولایت عهدی خواهر شاه بود که می خواستند در مجلس مؤسسان ، آن را به تصویب برسانند .
امام خمینی با آیت الله گلپایگانی ، به مرحوم پدرم گفتند : شما مسأله را با آیت الله بروجردی ، در میان بگذارید ؛ زیرا شایع کرده اند  که : آیت الله بروجردی با این امر ، موافق است . نامه ای به آیت الله بروجردی نوشته شد و حضرات امام خمینی و آیت الله گلپایگانی امضا کردند .
ایشان در پاسخ ، مخالفت شدید و صریح خود را با این امر اعلان کردند . در نتیجه ، این کار خلاف عملی نشد .
همچنین در جریان اصلاحات ارضی شاه ، حضرت آیت الله بروجردی ، جلسه تشکیل دادند . امام خمینی و آیت الله گلپایگانی و عده ای دیگر حضور داشتند . در این جلسه ، مطالبی مطرح شد . در نتیجه ، ایشان نامه نوشتند و مخالفت خود را اعلان کردند و مسأله متوقف شد .
مورد دیگر : شاه می خواست با یک زن ایتالیایی ازدواج کند . برای این موضوع ، احتیاج به موافقت آیت الله بروجردی بود . خیلی تلاش شد که ایشان فتوا به جواز ازدواج دائم با غیر مسلمان بدهد .
یادم هست : آیت الله بروجردی حتی ازدواج موقت را نیز فتوا ندادند با این که ، حداقل ازدواج موقت با اهل کتاب بلا اشکال است . گر چه آیت الله بروجردی ، چه دائم و چه موقت را بلا اشکال می دانستند .
شاید این عدم فتوا ، به جواز ازدواج با غیر مسلمان ، به این خاطر بود که در آن شرایط این ازدواج را به خصوص برای شاه به صلاح مسلمین نمی دانستند . گر چه مستقیماً از طرف دربار این استفتاء صورت نگرفته بود ، اما در عین حال فتوای خود را که جایز می دانستند ، ننوشتند ، بلکه مرقوم فرمودند :
'علمای امامیه ، ازدواج دائم با کتابیه را جایز نمی دانند .'

حوزه : در پایان اگر مطالبی درباره آیت الله بروجردی دارید و برای ما و خوانندگان عزیز ، مفید می دانید ، بفرمایید .
استاد : مطلبی است در رابطه با تبلیغ .آیت الله بروجردی به امر تبلیغ ، زیاد توجه داشتند ، خصوصاً در خارج از کشور  . کشورهای غربی را شنیده اید ولی نکته جالب این که  : ایشان از حسن رابطه سعودی ها با ایران ، استفاده کردند و برای ساخت یک بنای تبلیغی در مدینه منوره اقدام نمودند و حجت الاسلام آقای سید محمد تقی طالقانی را برای همین منظور، به مدینه فرستادند . مقدمات کار هم شروع شد . خودم عکس آقای سید محمد تقی طالقانی را دیدم که در حال بردن گل بود . متأسفانه چون این خبر ، توسط شخص نا آگاهی در نجف پخش شد که بله : ما (شیعیان) می خواهیم با ساختن این مکان در مدینه چنین و چنان کنیم . سعودی ها ، متوجه و مانع ادامه کار شدند .

احترام به اهل بیت
مطلب دیگر که در خاتمه لازم است بگویم : شدت احترام آیت الله بروجردی به اهل بیت (ع) است .
آیت الله بروجردی به خاندان اهل بیت خیلی احترام می گذاشتند . یادم هست یک وقتی عده ای از مردم برای دیدارشان آمده بودند . فردی در میان آنان گفت : برای سلامتی امام زمان (عج) و آیت الله بروجردی ، صلوات .
ایشان با عصبانیت فرمودند :
'این شخص را از اینجا بیرون کنید . چرا اسم مرا ، در کنار اسم  امام زمان (ع) آورده است ؟'
یا این که شاه عربستان به ایران آمد و برای آیت الله بروجردی هدایایی فرستاد (البته ایشان جز قرآن و مقداری از پرده کعبه مابقی را رد کردند)  و در ضمن ، درخواست ملاقات با ایشان را کرد ، ولی آیت الله بروجردی پاسخ رد دادند . درباره علت این امر می فرمود :
'این شخص اگر بیاید قم و به زیارت حضرت معصومه (س)  نرود ، توهین به آن حضرت خواهد بود و من چنین امری را به هیچ وجه تحمل نمی کنم .'

حوزه : از این که مصدع اوقات شریف شدیم ، ما را ببخشید .
استاد : متشکرم .
 منبع: شبكه اطلاع رساني اجتهاد
تاريخ ثبت: 30-10-1388