صفحه اصلي درباره ما نقشه پايگاه ارتباط با ما
مذاهب فقهي
 مذهب شيعه اماميه
 مذهب شافعي
 مذهب حنفي
 مذهب مالكي
 مذهب حنبلي
 مذهب زيدي
 مذهب اباضي
 مذهب ظاهري
حوزه هاي علميه شيعه
 حوزه علميه قم
 حوزه علميه خراسان
 حوزه علميه نجف
 حوزه علميه اصفهان
 ساير حوزه ها
'گنجينه تصاوير و اسناد
 تصاوير دانشوران
درباره ما
 دفتر تبليغات‌اسلامي حوزه‌علميه قم
 دفتر تبليغات‌اسلامي شعبه‌خراسان
 گروه آموزشي فقه و مباني اجتهاد
پيوندها
 پايگاه‌هاي مرتبط با دفتر تبليغات
 معاونت آموزش دفتر تبليغات اسلامي
 پايگاه رسمي حوزه علميه خراسان
 پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي
 کتابخانه تخصصي فقه و اصول
 دانشگاه علوم اسلامي رضوي
 خبرگزاري رسا
 طلبه بلاگ
 سامانه پاسخگوئي ديني
بانك‌هاي اطلاعات فقه و اجتهاد
نوع ماده: در: 
چگونه به اجتهاد مي رسيد؟ (قسمت پنجم و آخر)
نويسنده: آيت الله شيخ محمد آصف محسني

چكيده:

مطلب نهم در ذکر دو موضوع
با توجه به گرفتاری‌های مختلفی که دارم و اصولاً با تجربه کمی که دارم، در این نوشتار نتوانستم برای مخاطبین خود کمک کافی کنم، ولی امیدوارم این نوشته مختصر، برای آنان خالی از استفاده هم نبوده باشد؛ لا یکلف الله نفساً الا وسعها (الا ما آتيها) .
توقع از دانشمند بزرگ این است که معلومات، تجربیات و پیشنهادات خود را برای محصلین فارغ از درس‌های سطح و آنهایي که چند سالی درس خارج خوانده‌اند و استعداد رسيدن به مرتبه اجتهاد را دارند، بنویسند تا آنان مانند گذشتگان و حاضرین سردرگم نمانند. «و تعاونوا علی البر و التقوی».
محصلین عزیزی که بعد از فراغت از مرحله سطح، به هر دليلي قصد رسیدن به اجتهاد در فقه را نداشته باشند، باید بدانند در عصر ما اکتفا کردن به دروس سطح، قدرت خدمت به مؤمنین را در پی نخواهد داشت و چه بسا که با جهل مرکب به مخالفت شرع مبتلا شوند و یا حداقل از عمر خود نتیجه مطلوبی را به دست نیاورند.
سفارش این بنده فقیر و مخلص شما این است که حتماً در یکی از رشته‌های زیر که زحمت کمتر و صرف کمتر وقت را در پي دارد، به حد تخصص برسند تا خدمت بیشتر نمایند:
1. در مسایل اعتقادی و معارف اسلامی؛ در این مورد به پندار فقیر، کتاب‌هایی را در علم کلام انتخاب کنند و کتاب صراط الحق را در علم کلام به درستي بخوانند و بعد از آن می توانند کتب دیگر را مطالعه کنند و متخصص در علم کلام شوند. به نظر من خواندن علم کلام جدید، به جز سردرگمی، نتیجه علمی ديگري به دست نمی‌دهد و چه بسا کار او به گمراهی و یا شک در همه چیز هم بکشد. (4)
2. رشته خطابه و فنون؛ که منطق مظفر (ره) در این مورد مفصلاً بحث کرده است و البته مطالعه یک کتاب روانشناسی نیز بسیار مفید است. مبلغین داراي معلومات، مي‌توانند خدمات ارزنده‌ای به مؤمنین ارائه دهند و كمي معلومات آنان باعث گمراهی مستمعین و خود آنان نگردد.
3. تفسیر قرآن مجید؛ درس تفسیر باید طوری برنامه‌ریزی شود که بعد از درس‌های مقدماتی (ادبیات عربی) تا مقارن درس خارج مورد تدریس محصلین دینی قرار گیرد.
قرآن، دریای بی‌پایان است و هر کس مطابق سلیقه و استعداد خود از آن برای اصلاح جامعه و ارشاد مومنین و شئونات زندگانی سیاسی، اخلاقی، تاریخی، اقتصادی و ... استفاده می‌برد. فاحش‌ترین نقص حوزه‌های علمیه ما در گذشته عدم توجّه به تفسیر قرآن مجید بوده است که در حال حاضر درصدد جبران آن برآمده است؛ ولی باید با سرعت تدریس آن به نصاب لایق و کامل آن برسد.
4. تخصص در علم رجال که وقت کمتری نسبت به اجتهاد در فقه را می‌طلبد.
5. تخصص در علوم قرآنی که نسل جوان فعلاً به آن علاقه‌مند است.
6. تخصص در نهج‌البلاغه
7. محصلین افغانی که قصد قضاوت در کشور خود را دارند، احوال شخصیه شیعه را مطالعه دقيق كنند تا قاضی خوبی شوند و نیز مقداری از اقسام مختلف علم حقوق را صرفاً برای یاد گرفتن اصطلاحات و نه عمل به آن به هرگونه ممكن فراگيرند؛ چراكه اگر با فقه مخالف باشد، عمل به آن فسق، ظلم و گاهی ارتداد است. «و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون ... هم الظالمون ... هم الفاسقون». جمعی از روسیاهان که در حوزه‌های علمیه سهم امام (ع) را مصرف کرده‌اند، به خاطر منافع مادی خود، علم حقوق را که مجرد اعتباریات غربی است بر فقه که اعتباریات شرعی است، مقدم می‌دارند و تحت تأثير فرهنگ غربی قرار می‌گیرند که حکایت از ضعف ایمان آنان می‌کنند. «انا لله و انا الیه راجعون».
قال رسول الله (ص): «صنفان من امتی اذا صلحا صلحت امتی و اذا افسدا فسدت امتی، قیل یا رسول الله من هما؟ قال: «الفقهاء و الامراء» صدق رسول الله (ص) و کذب المتخلفون».

مطلب دهم
کتاب‌های درسی در دو علم فقه و اصول فقه محتاج به حذف و تقلیل و تزیید است که باید توسط هیئتی از مدرسین و کارشناسان و با مشورت با دیگران و براي بازه زماني پنجاه سال آینده آماده گردد و پس از پنجاه سال، دوباره مورد بررسی و تجدیدنظر قرار گیرد. لذا:
1. مطالب بی‌نتیجه و بسیار کم نتیجه حذف شود؛
2. مطالب کم نتیجه در پاورقی یا ملحقات آخر کتب درسی بيايد و به نحو مختصر به آنها اشاره گردد؛
3. مطالبی که بدون جهت در کتب درسی امروز مهمل گذاشته شده به اندازه مناسب، عنوان گردد؛ مانند ملازمه حکم عقل و حكم شرع؛
4. دلیل انسداد در اندازه یک صفحه یا یک ورق (به قطع وزیری) تلخیص گردد؛
5. بسیاری از مسایل موجود در رسائل شیخ انصاري کوتاه گردد؛
6. عبارات مغلقساده گردد؛
7. مکاسب شیخ با تحفظ بر مزایای علمی آن، خلاصه گردد ؛
8. یک دوره کامل فقط مطابق نظریه مشهور و همراه با ضمیمه استدلالی، باید در درس‌های سطح تدریس شود و لمعتین جای خود را به دو جلد کتاب دیگر بدهد.
9. معانی، بیان و بدیع با نگاهي جدید، در یک دويست يا سيصد صفحه‌ای تدوین گردد؛
10. کتاب‌هایی که مزایای امروز و در صرف و نحو تحویلی گردد و به جای سیوطی، مبادی العربیة تدریس گردد.
11. دو کتاب در عقاید، سه کتاب در تفسیر (با در نظر داشت مراتب تحصیلی)، یک کتاب در اخلاق اسلامی – به دور از اصطلاحات اخلاقی یونانی و تصوف - یک کتاب در حساب و هندسه، یک کتاب در اقتصاد اسلامی و یک کتاب در بیان قواعد علم رجال برای سطح تدوین و تدریس گردد؛ بلکه بايد علم رجال در دو مرحله تدریس گردد.
به نظر اینجانب - احتمالاً از باب محبت به ذات - کتاب بحوث فی علم الرجال براي تدريس در هر دو مرحله مناسب‌تر از کتب دیگر است.
12. در حوزه، هیئتی وجود داشته باشد که در تدوین کتب درسی، اوضاع زمان و جریانات فکری را مورد ارزیابی قرار داده و بعضی از متون درسی را به آن سمت سوق دهد. مثلاً در قرن چهاردهم موضوع کمونيزم از همه مهم‌تر بود، ولی محصلین علوم دینی فارغ از اين اهميت، حتي یک کتاب کوچکی در این موضوع درس نگرفتند و اوضاع موجود بیخ گوش آنها را هم نخاراند؛ در حالی که صدها یا هزاران جوان مسلمان از دین خارج شدند!! در عصر فعلی، كمونيزم عمر خود را به شما بخشید، ولی دو مسأله دیگر جای آن را گرفتند و یا به تعبیر دقیق‌تر از سابق باقی مانده است:
اول) فرهنگ بیگانگان که با غرور و تکبر دقیق‌تر از سابق باقی مانده است؛
دوم) بعضی از روش‌های آن به منزله کارخانه تولید کفر برای جهان اسلام است.
ولی هیچ کتابی در حوزه در این دو مورد تدریس نمی‌شود. بلی، لازم است بعضی از رشته‌های درسی حوزه سیال باشد.
در دو مورد فوق باید با منطق آرام و استدلال عقلی و نقلی برخورد کرده و جواب آنها را با ذکر نقایص و معایب آنها داد.

نکته پایاني
لزوم تأليفات گوناگون
محصلین خارج خوان در حوزه‌ها، نباید از مقتضیات وطن خود غافل باشند و بايد در موضوعاتی که مورد تهاجم بیگانگان است، پس از مطالعه و تتبع، برای ارشاد جوانان (پسران و دختران) كتب اعتقادي به زبان ساده بنویسند؛ این کار یک نوع ارشاد یا امر به معروف و نهی از منکر است و نیز یک نوع سرگرمی که از درس‌های خارج زیاد خسته نشوند.
قبل از خداحافظی با مخاطبین عزیز باید بگویم که هر کس بخواهد به اجتهاد و مقامات علمی بالا برسد، باید وقت خود را هدر ندهد. عناوین روزهای تعطیلی را از مغز خود بيرون کند؛ در روزهای جمعه و روزهای وفیات بزرگان دینی و سایر ایامی که در حوزه ها و یا در قانون دولت‌ها تعطیل عمومی است، مشغول به درس باشد و اگر درس عمومی نباشد، درس‌های خصوصی پیدا کند و اگر عملی نشد، وقت خود را به مطالعه مصروف كند و به طور متوسط ده ساعت از شبانه روز را برای خواب، غذا، نماز، قرآن و ورزش قرار دهد و چهار ساعت دیگر را به درس و مطالعه صرف کند و در حفظ وقت بسيار بخیل باشد و بداند که بیکاری بدتر از قمار است؛ در قمار، باختن مال است و در بیکاری، باختن عمر و جان. «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ».
پیامی برای مسئولین حوزه‌های بزرگ
در حوزه علمیه خاتم النبیین (ص) در کابل، مجموع تعطیلات سالانه با احتساب روزهای جمعه و تعطیلات زمستانی و تابستانی، یکصد روز است و دويست و شصت روز دیگر جزء ایام تحصیلی است و هر محصل موظف است، روزانه چهار درس بخواند که سالی بیشتر از هزار درس ‌خواهد شد. شب‌های جمعه نيز به نوشتن مقاله و سخنرانی مي‌گذرد و نماز شب نیز در اين مدرسه برگزار مي‌شود.

و الله الموفق


---------------------------------
پاورقي
. این وجوب طریقی عینی تخییری می‌باشد و اجتهاد حتی در احکام غیر محل ابتلای مکلف و براي مکلفین دیگر که قدرت رسیدن به رتبه اجتهاد را ندارند، به وجوب کفایی تعیینی، نیز واجب است.
2. البته این مطالعه و تحقیق، مستلزم علم به علوم ادبی عربی مي‌باشد.
3. دروس سطح دروسی است که از روی کتاب شخصی تدریس مي‌شود و شاگرد تنها مراد صاحب کتاب را باید بفهمد. دروس خارج یعنی درس‌هایی که از روی کتاب خوانده نمی‌شود و مدرس مجتهد است که مضمون درس را عنوان مي‌کند و نظریات دیگران را بیان نموده و نظر خود را نیز مي‌گوید و شاگردان بعدا درس‌های استاد را مي‌نویسند.